تجارت خارجی را میتوان یکی از پیششرطهای مهم توسعه اقتصادی دانست، زیرا از طریق گسترش بازارها، افزایش رقابت، جذب سرمایهگذاری، انتقال فناوری و دسترسی به نهادهها و دانش فنی میتواند به افزایش بهرهوری و توان رقابتی اقتصاد کمک کند. برای اقتصادی مانند ایران که از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه انرژی، معدن، کشاورزی، صنعت و موقعیت جغرافیایی برخوردار است، توسعه روابط تجاری میتواند امکان حضور گستردهتر در زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی را فراهم کند.
با این حال، تجارت خارجی بهتنهایی تضمینکننده توسعه نیست. نوع سیاست تجاری، کیفیت تولید داخلی، ثبات اقتصادی، زیرساختهای حملونقل و بانکی و همچنین نحوه تعامل با اقتصاد جهانی اهمیت زیادی دارد. بنابراین، رویکرد مطلوب برای ایران، حرکت از تجارت صرفاً مبتنی بر صادرات مواد خام و واردات کالاهای نهایی به سمت تجارت مبتنی بر ارزش افزوده، صادرات محصولات صنعتی و دانشبنیان و مشارکت در زنجیرههای تولید بینالمللی است.
آمادگی اقتصاد و صنعت ایران برای رقابت جهانی
افزایش تعامل با اقتصاد جهانی میتواند فشار مثبتی برای ارتقای بهرهوری، کیفیت و نوآوری بنگاههای داخلی ایجاد کند، اما نمیتوان انتظار داشت تمام بخشهای اقتصاد ایران بدون دوره گذار و بدون اصلاحات ساختاری با رقابت جهانی مواجه شوند.
برخی صنایع و بنگاههای ایرانی از نظر نیروی انسانی، دانش فنی و ظرفیت تولید توان رقابت در بازارهای منطقهای و حتی جهانی را دارند، اما بخشهایی از اقتصاد همچنان با مشکلاتی مانند هزینه بالای تأمین مالی، فرسودگی تجهیزات، نوسانات نرخ ارز، ضعف زیرساختها و محدودیت دسترسی به فناوری و بازارهای بینالمللی مواجه هستند.
بنابراین، مسئله اصلی «باز یا بسته بودن» اقتصاد نیست، بلکه نحوه و سرعت باز شدن آن است. سیاست مناسب میتواند رقابت خارجی را بهصورت تدریجی و همراه با برنامه ارتقای بهرهوری، نوسازی فناوری و اصلاح محیط کسبوکار افزایش دهد تا بنگاههای توانمند فرصت توسعه پیدا کنند و بنگاههای ضعیف نیز امکان سازگاری و اصلاح داشته باشند.
ایجاد تعادل میان حمایت از تولید داخل و انتقال فناوری
حمایت از تولید داخل زمانی میتواند به توسعه صنعتی منجر شود که هدف آن افزایش توان رقابتی بنگاهها باشد، نه ایجاد حمایت دائمی در برابر رقابت خارجی. حمایت بلندمدت و بدون شرط ممکن است موجب کاهش انگیزه برای افزایش بهرهوری و کیفیت شود.
در مقابل، واردات هدفمند میتواند علاوه بر تأمین نیازهای تولید، مسیر ورود ماشینآلات، تجهیزات، فناوری، مواد اولیه پیشرفته و دانش فنی را فراهم کند. به همین دلیل، میتوان میان واردات مصرفی و واردات مولد تمایز قائل شد و سیاست تجاری را به سمت تسهیل واردات کالاهای سرمایهای و فناوریهای مورد نیاز بخش تولید هدایت کرد.
همچنین میتوان حمایت از بنگاههای داخلی را مشروط به شاخصهایی مانند افزایش بهرهوری، توسعه صادرات، انتقال فناوری، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و ارتقای کیفیت کرد. در این صورت، حمایت از تولید داخل از یک سیاست دفاعی به ابزاری برای ایجاد توان رقابت بینالمللی تبدیل میشود.
چرا ایران هنوز از ظرفیت کریدورهای منطقهای بهطور مطلوب استفاده نکرده است؟
ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که میتواند میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، شبهقاره هند و اروپا نقش مهمی در شبکههای ترانزیتی ایفا کند. با وجود این مزیت، موقعیت جغرافیایی بهتنهایی برای تبدیلشدن به هاب ترانزیتی کافی نیست.
یکی از عوامل مهم، ضعف یا ناهماهنگی در زیرساختهای حملونقل، بهویژه در اتصال مؤثر شبکه ریلی، جادهای، بنادر و پایانههای مرزی است. علاوه بر آن، مسائل مربوط به تحریمها و محدودیتهای مالی و بانکی، پیچیدگیهای اداری و گمرکی، ناهماهنگی میان دستگاههای مختلف و نبود یک سیاست پایدار و بلندمدت در حوزه ترانزیت نیز بر توان رقابتی ایران اثر گذاشته است.
برای استفاده مؤثرتر از این ظرفیت، لازم است توسعه زیرساختهای ریلی و بندری، تسهیل فرآیندهای گمرکی، ایجاد نظام یکپارچه لجستیکی، افزایش سرمایهگذاری داخلی و خارجی و ایجاد ثبات در مقررات دنبال شود. در نهایت، هدف باید این باشد که عبور کالا از مسیر ایران از نظر زمان، هزینه و قابلیت اطمینان برای صاحبان کالا و شرکتهای حملونقل، مزیت رقابتی ایجاد کند؛ زیرا در تجارت بینالمللی صرفاً کوتاهترین مسیر برنده نیست، بلکه مسیری موفق است که سریع، قابل اعتماد و اقتصادی باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟