ترانزیت ایران نباید فقط به تنگه هرمز متکی باشد؛ خزر، چابهار و گوادر آلترناتیو هستند
تجارت خارجی برای اقتصادی مانند ایران تنها به صادرات و واردات کالا محدود نمیشود؛ ارتباط با بازارهای جهانی میتواند مسیر انتقال فناوری، افزایش رقابتپذیری بنگاهها، جذب سرمایه و توسعه زیرساختهای ترانزیتی را هموار کند. سیدحمید حسینی، رئیس هیئتمدیره اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی ایران و عضو هیات نمایندگان اتاق ایران در گفتوگو با «ثروت فردا» معتقد است ایران به دلیل حجم بالای مبادلات خارجی، منابع انرژی و موقعیت ویژه جغرافیایی، نمیتواند بدون تعامل با اقتصاد جهانی مسیر توسعه را طی کند. این تحلیلگر اقتصاد و توسعه در عین حال تأکید میکند که استفاده از مزیت جغرافیایی ایران نیازمند توسعه کریدورهای ترانزیتی، افزایش رقابت در اقتصاد و نگاه متفاوت به نقش واردات در تولید و انتقال فناوری است.
تجارت خارجی یکی از پیششرطهای اصلی توسعه اقتصادی عنوان میشود و نقش آن در افزایش رقابت، انتقال فناوری و توسعه صادرات حائز اهمیت است. شما تا چه اندازه با این نگاه موافقید و جایگاه تجارت خارجی را در مسیر توسعه ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید، از دو منظر تجارت خارجی برای ایران و برای رشد و توسعه کشور اهمیت بسیار زیادی دارد.
اول اینکه ایران به دلیل برخورداری از منابع گسترده زیرزمینی و ثروتهای ملی، کشوری است که حجم قابلتوجهی از مبادلات مالی با جهان دارد. سالانه دستکم حدود ۱۵۰ میلیارد دلار گردش مالی با دنیا داریم و در مقاطعی این رقم حتی به ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار هم رسیده است.
در حال حاضر چیزی حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم، حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار صادرات نفتی انجام میشود و در مقابل حدود ۵۰، ۶۰ تا ۷۰ میلیارد دلار نیز واردات داریم. بنابراین ایران کشوری نیست که بتواند بدون روابط خارجی، بدون صادرات و بدون همکاری با سایر کشورها به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهد.
از سوی دیگر، بخش تجارت، یعنی صادرات و واردات، در تولید ناخالص ملی نقش دارد. به بیان ساده، تفاوت میان صادرات و واردات میتواند در رشد اقتصادی اثرگذار باشد. اگر این تراز مثبت باشد، نقش مثبتی در تولید ناخالص ملی و رشد اقتصادی ایفا میکند و اگر منفی باشد، اثر آن نیز منفی خواهد بود.
از این منظر نیز تجارت خارجی برای ایران اهمیت بسیار زیادی دارد. در سالهای مختلف، به دلیل اینکه مجموع صادرات نفتی و غیرنفتی کشور از واردات بیشتر بوده، تجارت خارجی عموماً نقش مثبتی ایفا کرده و تراز تجاری کلی کشور مثبت بوده است. ایران در زمره کشورهایی قرار دارد که در بسیاری از سالها تراز تجاری کل آن مثبت بوده است.
البته ممکن است تراز تجاری کشور بدون احتساب نفت مثبت نباشد، اما وقتی مجموع صادرات نفتی و غیرنفتی در نظر گرفته شود، تراز کلی تجارت خارجی مثبت میشود. برای مثال، اگر مجموع صادرات نفتی و غیرنفتی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار باشد و واردات در محدوده ۶۰ تا ۶۴ میلیارد دلار قرار گیرد، طبیعتاً تراز تجاری کلی کشور مثبت خواهد بود. بنابراین از این جهت نیز تجارت خارجی برای اقتصاد ایران اهمیت بالایی دارد.
ثروت فردا: فارغ از اثر مستقیم صادرات و واردات بر اقتصاد، ارتباط با جهان چه نقشی در انتقال دانش، فناوری و شناخت بازارهای جدید دارد؟
موضوع مهم دیگر، ارتباطات خارجی است. رفتوآمدها، تعاملات و ارتباط با سایر کشورها باعث میشود فناوریهای جدید، دانش فنی تازه و اطلاعات مربوط به بازارهای جدید وارد کشور شود و افق دید فعالان اقتصادی گسترش پیدا کند. کشوری که نتواند با دنیا در ارتباط باشد و از دستاوردها و تحولات جهانی مطلع شود، قطعاً از قافله توسعه و تمدن عقب خواهد ماند. به همین دلیل، تجارت و ارتباطات خارجی صرفاً به صادرات و واردات کالا محدود نمیشود، بلکه مسیری برای انتقال فناوری، دانش، تجربه و شناخت بازارهای جدید نیز هست.

ثروت فردا: یکی از مشکلات اقتصاد ایران ضعف رقابت در بازار داخلی عنوان شده و گفته میشود افزایش تعامل با اقتصاد جهانی میتواند بنگاهها را به سمت افزایش بهرهوری و کیفیت سوق دهد. آیا اقتصاد و صنعت ایران امروز آمادگی چنین رقابتی را دارد؟
مهمترین اصل در اقتصاد، «رقابت» است. اقتصاد را نمیتوان صرفاً با اخلاق، تنبیه، نظارت و برخورد سامان داد و بازار را نیز نمیتوان تنها با این ابزارها مدیریت کرد. اصلی که در بازار کار میکند و نتیجه میدهد، ایجاد فضای رقابتی است.
به همین دلیل، بسیاری از کشورها تلاش میکنند بهجای حرکت به سمت روشهایی مانند کنترل قیمت، جریمه، برخورد و نظارت گسترده، فضای اقتصاد را رقابتی کنند. در یک بازار رقابتی، مصرفکننده امکان انتخاب بیشتری پیدا میکند و میتواند از مزایای رقابت میان تولیدکنندگان حداکثر استفاده را ببرد.
وقتی ارتباط با بازارهای خارجی کاهش پیدا میکند، واردات محدود میشود و امکان حضور کالاهای خارجی در بازار داخلی پایین میآید، این وضعیت میتواند به رفاه جامعه آسیب بزند. ممکن است از منظر اقتصاد مقاومتی این دیدگاه مطرح شود که مرزها بسته شود و مردم هر آنچه در داخل تولید میشود مصرف کنند، اما اگر نگاه کلانتری داشته باشیم، یکی از وظایف اصلی دولت تأمین رفاه جامعه است.
بنابراین باید شرایطی ایجاد شود که ورود کالاهای خارجی، بهجای تضعیف تولید داخل، به عاملی برای بهبود و ارتقای آن تبدیل شود. حضور کالای خارجی و شکلگیری رقابت میتواند تولیدکنندگان داخلی را به افزایش کیفیت، ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری بیشتر سوق دهد.
—
ثروت فردا: برخی صاحبنظران معتقدند واردات فقط ورود کالا نیست و میتواند مسیر انتقال فناوری و دانش باشد. در شرایط فعلی، چه سیاستی میتواند میان حمایت از تولید داخل و استفاده از فناوریها و کالاهای خارجی تعادل ایجاد کند؟
نمونه این مسئله را میتوان در برخی صنایع مشاهده کرد. صنایعی مانند شیرینی و شکلات یا لوازم خانگی، زمانی واردکننده بخش قابلتوجهی از محصولات مورد نیاز بازار بودند. ورود کالاهای خارجی و وجود تقاضا برای این محصولات، در مقاطعی باعث شد برخی فعالان اقتصادی به این نتیجه برسند که بهجای ادامه واردات، به سمت سرمایهگذاری و تولید داخلی حرکت کنند.
امروز بخش قابلتوجهی از کالاهایی که زمانی عمدتاً از خارج وارد میشدند، در داخل کشور و با کیفیتهای مناسب تولید میشوند. این نشان میدهد که واردات لزوماً در نقطه مقابل تولید داخلی قرار ندارد و در شرایط مناسب میتواند زمینهای برای شکلگیری سرمایهگذاری و توسعه تولید داخل باشد.
در واقع، واردات باید به اندازهای وجود داشته باشد که هم فضای رقابتی بازار حفظ شود و هم فعالان اقتصادی بتوانند فرصتهای موجود را شناسایی کنند. وقتی یک سرمایهگذار میبیند کالایی در کشور بازار و مشتری دارد، ممکن است به این نتیجه برسد که بهجای واردات آن کالا، در تولید داخلی سرمایهگذاری کند.
بنابراین، حضور حسابشده کالاهای خارجی میتواند علاوه بر افزایش رقابت و حق انتخاب مصرفکننده، انگیزهای برای سرمایهگذاری، ارتقای کیفیت و توسعه تولید در داخل کشور ایجاد کند.
ثروت فردا: ایران از نظر جغرافیایی در مسیر اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب قرار گرفته است. چرا با وجود این موقعیت، کشور هنوز نتوانسته از ظرفیت کریدورهای منطقهای و بینالمللی به شکل مطلوب استفاده کند؟
حسینی: ایران در شاهراه تجارت جهانی قرار دارد و در حوزه انرژی جهان نیز موقعیت ویژهای دارد. اگر از بالا به نقشه جهان نگاه کنیم، طبیعیترین مسیر برای انتقال انرژی کشورهای حوزه دریای خزر، ایران است.
موقعیت جغرافیایی ایران این ظرفیت را دارد که کشور را به یکی از هابهای مهم منطقه تبدیل کند. از نظر تاریخی نیز ایران همواره در مسیر تجارت بین شرق و غرب قرار داشته است. بخشی از جاده ابریشم از ایران عبور میکرد و در مسیر ترانزیت شمال به جنوب نیز، سالهای طولانی کالاهایی مانند ادویه هند و سایر کالاهای هندی از طریق ایران به اروپا منتقل میشد.
بندرعباس، که در گذشته بندر گمبرون نام داشت، در مقاطعی یکی از بنادر مهم و پررونق منطقه و جهان بوده است. بنابراین یکی از مهمترین مزیتهای ایران، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آن است.
ایران نهتنها از نظر جغرافیایی میان شرق و غرب قرار گرفته، بلکه از منظر فرهنگی نیز موقعیتی میان این دو حوزه دارد. ایرانی نه کاملاً شرقی است و نه کاملاً غربی؛ بخشی از ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی شرق را دارد و همزمان برخی خصوصیات جوامع غربی را نیز در خود جای داده است.
برای مثال، جامعه ایرانی خانوادهدوست است، به شعر، ادبیات، تمثیل و طنز علاقه دارد و بسیاری از ویژگیهای فرهنگی شرقی را حفظ کرده است. در عین حال، برای آموزش و تحصیل اهمیت زیادی قائل است و خانوادهها هزینه قابلتوجهی برای تحصیل فرزندان خود میکنند. در رشتههایی مانند پزشکی و مهندسی نیز ایرانیان همواره جایگاه قابلتوجهی داشتهاند.
ثروت فردا: با وجود این مزیت تاریخی و جغرافیایی، چه عواملی باعث شده ایران در عمل نتواند سهم متناسبی از تجارت و ترانزیت منطقه به دست آورد؟
حسینی: بنابراین ما باید بتوانیم از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی خود در اقتصاد جهانی استفاده کنیم. متأسفانه در سالهای گذشته تلاشهای زیادی صورت گرفته تا ایران نتواند از این مزیت طبیعی حداکثر بهره را ببرد. تحریمها و محدودیتهای مختلف باعث شدهاند بخشی از مسیرهای انتقال انرژی، خطوط لوله گاز، نفت و دیگر مسیرهای ترانزیتی بهگونهای طراحی شوند که از ایران عبور نکنند.
با این حال، موقعیت جغرافیایی ایران چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. امروز نیز با توسعه مسیرهای جدید تجاری، بهویژه طرحهای مرتبط با جاده ابریشم جدید چین، اهمیت ایران دوباره برجسته شده است.
چین در حال افزایش سهم خود در تجارت جهانی است و برای انتقال کالا به بازارهای مختلف به مسیرهای متعدد زمینی و ریلی نیاز دارد. بخشی از این مسیرها میتوانند از ایران عبور کنند؛ از جمله مسیر ریلی سرخس، مسیر ریلی گرگان و همچنین مسیرهایی که از پاکستان و بلوچستان به شبکههای ترانزیتی منطقه متصل میشوند.
در جنوب منطقه نیز بندر گوادر در پاکستان توسعه یافته و به یکی از نقاط مهم در طرحهای ارتباطی چین تبدیل شده است. مجموعه این تحولات نشان میدهد که ایران میتواند در شبکه جدید تجارت، ترانزیت و انتقال انرژی منطقه جایگاه بسیار مهمی داشته باشد.
در نهایت، مزیت اصلی ایران موقعیتی است که جغرافیا در اختیار ما قرار داده است؛ موقعیتی میان شرق و غرب و در مسیر اتصال شمال به جنوب. اگر بتوانیم از این ظرفیت بهدرستی استفاده کنیم، ایران میتواند سهم بسیار بیشتری از تجارت، ترانزیت و انتقال انرژی منطقه و جهان به دست آورد.
ثروت فردا: در میان مسیرهای جدید منطقهای، کدام کریدورها میتوانند جایگاه ژئواکونومیک ایران را تقویت کنند و برای تبدیل کشور به یک هاب ترانزیتی چه اولویتهایی وجود دارد؟
حسینی: بندر گوادر این ظرفیت را دارد که از مسیر ایران، اتصال چین به اروپا را برقرار کند. چین با عبور از مناطق کوهستانی، جاده ارتباطی را به افغانستان رسانده و مسیر طبیعی این شاهراه باستانی برای اتصال به اروپا، عبور از پهنه جغرافیایی ایران است؛ جایگاهی که میتواند کشور ما را به چهارراه ارتباطی جهان تبدیل کند.
همزمان، کریدور راهبردی چابهار به روسیه نیز با جدیت پیگیری میشود و دولت اقدامات اثرگذاری در این زمینه انجام داده است؛ راهآهن چابهار بهزودی به شبکه سراسری متصل خواهد شد و در محور رشت–آستارا نیز کل اراضی مسیر تملک شده و در اختیار طرف روس قرار گرفته است. دولت برای توسعه گذرگاههای ترانزیتی اولویت ویژهای قائل شده است.
مناقشات و تحولات اخیر منطقهای بار دیگر این ضرورت را آشکار ساخت که نباید ترانزیت کشور صرفاً به مسیرهای سنتی دریایی و تنگه هرمز متکی باشد. شرایط کنونی ما را بر آن داشته تا بر تکمیل و فعالسازی کریدورهای ریلی، زمینی، هوایی و بهرهگیری حداکثری از ظرفیت دریای خزر تمرکز کنیم. سرمایهگذاری در این زیرساختها، آینده ژئواکونومیک ایران را متحول خواهد کرد و عواید ترانزیتی سرشاری به همراه خواهد داشت.

ایران در چهارراه لجستیک جهان؛ ظرفیتی که معطل مانده است
ثروت فردا: موقعیت جغرافیایی ایران، به عنوان پل اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب، یک مزیت ژئوپلیتیک ذاتی است. با این حال، گزارشهای میدانی نشان میدهد که ایران تاکنون سهم متناسبی از این ظرفیت ترانزیتی به دست نیاورده است. تحریمهای بینالمللی و فشارهای سیاسی، مسیرهای انتقال انرژی و خطوط لجستیک را بهگونهای بازطراحی کردهاند که عملاً ایران را دور بزنند.
با این حال، معادلات جدید در حال تغییر است. احیای کریدورهای ریلی نظیر «سرخس» و «گرگان» و مشارکت در طرحهای زیرساختی «کمربند و راه» (جاده ابریشم جدید)، پنجرههای فرصت تازهای را پیش روی کشور گشوده است. تحلیلگران بر این باورند که ایران برای بازگشت به جایگاه تاریخی خود به عنوان هاب ترانزیتی منطقه، نیازمند دو پیششرط است: اول، تنشزدایی در روابط بینالمللی برای بازگرداندن مسیرهای ترانزیتی به خاک ایران، و دوم، بسیج منابع برای تکمیل زیرساختهای ریلی و بندری پیش از آنکه مسیرهای جایگزین در کشورهای همسایه تثبیت شوند.
اقتصاد ایران در یک بزنگاه تاریخی قرار دارد. تداومِ مدلهای بستهِ تولیدی، راه به توسعهای پایدار نخواهد برد. گزارشهای اخیر نشان میدهد که ترکیبِ «واردات هوشمند» جهت انتقال فناوری و «فعالسازی ظرفیتهای ترانزیتی» به عنوان مزیت نسبی، تنها راهبرد خروج از رکودِ تکنولوژیک و ورود به زنجیره ارزش جهانی است.
در این میان، نقش دولت نه دخالت در جزئیات تولید، بلکه فراهمسازی زیرساختهای اتصال و ایجاد فضای رقابتی است؛ چرا که اقتصاد، نه با دستور، که در میدانِ رقابتِ بینالمللی بالنده میشود.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟