ادغام عمودی یکی از الگوهای مهم سازماندهی تولید است که طی دهههای گذشته در صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی ایران گسترش پیدا کرده است. به گزارش ثروت فردا، در این مدل، بنگاه میتواند بخشهای مختلف زنجیره تولید را از تامین مواد اولیه تا تولید و توزیع در یک ساختار واحد یا تحت کنترل خود قرار دهد.
با این حال، پرسش مهم این است که آیا گسترش ادغام عمودی در اقتصاد ایران نتیجه طبیعی صرفههای اقتصادی و افزایش بهرهوری بوده یا اینکه عواملی مانند دسترسی نابرابر به منابع مالی، حمایتهای دولتی و محدودیت ورود رقبا نیز در شکلگیری این ساختار نقش داشتهاند.

ادغام عمودی چیست؟
ادغام عمودی به الگویی از سازماندهی تولید گفته میشود که در آن یک بنگاه، چند مرحله مختلف از زنجیره ارزش را تحت مالکیت یا کنترل خود قرار میدهد. برای مثال، یک شرکت صنعتی ممکن است علاوه بر تولید محصول نهایی، تامین مواد اولیه، قطعات یا خدمات مورد نیاز خود را نیز در ساختار سازمانی یا مالکیتی خود قرار دهد.
هدف اصلی چنین ساختاری میتواند کاهش هزینههای مبادله، افزایش هماهنگی، کاهش ریسک تامین و کنترل بهتر فرآیند تولید باشد.
در مقابل، در مدل برونسپاری، هر بخش از زنجیره میتواند توسط بنگاههای تخصصی و مستقل انجام شود. این مدل زمانی میتواند کارآمد باشد که بازار تامینکنندگان رقابتی باشد و هزینه همکاری میان شرکتها پایین بماند.
ادغام عمودی در ساختار صنعتی ایران
در ایران، صنایع بزرگ در دهههای گذشته نقش قابل توجهی در توسعه صنعتی داشتهاند. فولاد، پتروشیمی و خودروسازی از جمله حوزههایی هستند که در آنها مجتمعهای بزرگ و زنجیرههای یکپارچه تولید شکل گرفتهاند.
با این حال، گسترش ادغام عمودی همزمان با کاهش نسبی نقش برخی بنگاههای کوچک و متوسط، این پرسش را مطرح کرده است که آیا ساختار فعلی صنعت کشور به اندازه کافی رقابتی و متنوع است یا خیر.
وجود بنگاههای بزرگ به خودی خود نشانه ضعف اقتصاد نیست. اگر اندازه بزرگ شرکت نتیجه بهرهوری، صرفههای مقیاس، سرمایهگذاری و رقابت باشد، این بنگاهها میتوانند هزینه تولید را کاهش داده و ظرفیت صنعتی کشور را افزایش دهند.
مسئله زمانی ایجاد میشود که تمرکز تولید به دلیل دسترسی انحصاری به منابع، امتیازات خاص یا موانع ورود رقبا شکل گرفته باشد.
مزایای ادغام عمودی برای تولید
یکی از مهمترین دلایل اقتصادی برای ادغام عمودی، کاهش هزینههای مبادله است. اگر خرید مواد اولیه، قطعات یا خدمات از بازار با هزینه و ریسک زیادی همراه باشد، بنگاه ممکن است ترجیح دهد بخشی از این فعالیتها را در داخل مجموعه خود انجام دهد.
این مسئله بهخصوص در صنایعی که زنجیره تامین پیچیدهای دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
همچنین نزدیکی جغرافیایی واحدهای تولیدی میتواند هزینه حملونقل را کاهش دهد و انتقال مواد اولیه، قطعات و اطلاعات را سریعتر کند.
در برخی صنایع سرمایهبر نیز صرفههای ناشی از مقیاس اهمیت زیادی دارد. ایجاد یک مجتمع بزرگ میتواند باعث شود هزینه ثابت تولید میان حجم بیشتری از محصول توزیع شود.
به همین دلیل، ادغام عمودی در همه شرایط یک انتخاب ناکارآمد محسوب نمیشود و در برخی صنایع میتواند کاملاً منطبق با منطق اقتصادی باشد.
ادغام عمودی و نقش بنگاههای کوچک
در کنار مجتمعهای بزرگ، بنگاههای کوچک و متوسط نیز نقش مهمی در ساختار صنعتی دارند. این شرکتها میتوانند تامینکننده قطعات، خدمات تخصصی، فناوری و مواد مورد نیاز صنایع بزرگ باشند.
بنابراین، انتخاب میان ادغام عمودی و شبکهای از بنگاههای مستقل الزاماً یک انتخاب صفر و یکی نیست.
یک ساختار صنعتی کارآمد میتواند همزمان دارای شرکتهای بزرگ و شبکهای از بنگاههای کوچک و متوسط باشد؛ به شرط آنکه این شرکتها به منابع مالی، فناوری، بازار و زیرساختهای مورد نیاز دسترسی داشته باشند.
مشکل زمانی شکل میگیرد که بنگاههای کوچک به دلیل دشواری تامین مالی، کمبود وثیقه، هزینه بالای سرمایه یا دسترسی محدود به بازار نتوانند با شرکتهای بزرگ رقابت کنند.
در چنین شرایطی، کاهش سهم بنگاههای کوچک الزاماً به معنای بهرهوری پایینتر آنها نیست و میتواند نتیجه محیط رقابتی نامتوازن باشد.
ادغام عمودی و رقابت
از نگاه سیاستگذاری، مسئله اصلی نباید صرفاً اندازه بنگاه باشد، بلکه باید رفتار بنگاه و شرایط رقابت در بازار مورد توجه قرار گیرد.
ادغام عمودی ممکن است در یک بازار موجب افزایش بهرهوری و کاهش هزینه شود، اما در شرایطی خاص میتواند دسترسی رقبا به مواد اولیه یا مشتریان را دشوار کند و مانع ورود شرکتهای جدید شود.
به همین دلیل، وجود قوانین رقابت و نهادهای ضدانحصار اهمیت زیادی دارد. سیاستگذار باید میان افزایش بهرهوری بنگاههای بزرگ و حفظ امکان رقابت سایر فعالان اقتصادی تعادل ایجاد کند.
در واقع، هدف سیاست صنعتی نباید الزاماً کوچک کردن بنگاههای بزرگ باشد؛ بلکه باید از شکلگیری انحصار، تبانی و رفتارهای ضد رقابتی جلوگیری کند.
ادغام عمودی و تابآوری زنجیره تامین
یکی از بحثهای مهم در سالهای اخیر، رابطه میان ادغام عمودی و تابآوری زنجیره تامین است.
تمرکز بخشهای زیادی از یک زنجیره ارزش در تعداد محدودی مجتمع بزرگ میتواند مزایای اقتصادی داشته باشد، اما در زمان بحران، ریسک تمرکز نیز افزایش پیدا میکند.
اگر یک واحد بزرگ به دلیل جنگ، حادثه، اختلال انرژی یا مشکل لجستیکی از مدار تولید خارج شود، توقف آن ممکن است بخشهای مختلف زنجیره را تحت تاثیر قرار دهد.
در مقابل، وجود شبکهای متنوع از تامینکنندگان و تولیدکنندگان میتواند امکان جایگزینی بخشی از ظرفیت ازدسترفته را افزایش دهد.
بنابراین، تجربه بحرانها لزوماً به معنای کنار گذاشتن ادغام عمودی نیست، بلکه نشان میدهد سیاست صنعتی باید در کنار بهرهوری، معیارهای تابآوری و مدیریت ریسک را نیز در نظر بگیرد.
الگوی مناسب برای صنایع ایران
به نظر میرسد برای ساختار صنعتی ایران نمیتوان یک نسخه واحد ارائه کرد.
در صنایعی که هزینه حملونقل بالا، فناوری پیچیده و صرفههای مقیاس تعیینکننده است، مجتمعهای بزرگ میتوانند مزیت اقتصادی داشته باشند.
در مقابل، در بخشهایی که امکان تولید تخصصی و انعطافپذیر وجود دارد، شبکهای از بنگاههای کوچک و متوسط میتواند به افزایش رقابت و تابآوری کمک کند.
بنابراین، ادغام عمودی زمانی میتواند بخشی از الگوی بهینه سازماندهی تولید باشد که براساس مزیت اقتصادی، فناوری، هزینههای مبادله و شرایط بازار شکل گرفته باشد؛ نه اینکه نتیجه امتیازهای غیررقابتی یا محدودیت ورود فعالان جدید باشد.
سیاست صنعتی چه مسیری باید طی کند؟
سیاست صنعتی ایران برای دستیابی به ساختاری مقاومتر باید همزمان چند هدف را دنبال کند: افزایش بهرهوری، تقویت رقابت، توسعه زنجیره تامین و افزایش توان بنگاههای کوچک و متوسط.
تقویت دسترسی بنگاههای کوچک به منابع مالی و فناوری میتواند به شکلگیری شبکهای از تامینکنندگان تخصصی در اطراف صنایع بزرگ کمک کند.
در چنین مدلی، ادغام عمودی میتواند در بخشهایی که توجیه اقتصادی دارد حفظ شود، اما در کنار آن شبکهای رقابتی از بنگاههای مستقل نیز توسعه پیدا کند.
این ترکیب میتواند از یک طرف مزیت مقیاس و هماهنگی بنگاههای بزرگ را حفظ کند و از طرف دیگر، انعطافپذیری و تنوع زنجیره تامین را افزایش دهد.
منطق اقتصادی ادغام عمودی در ساختار صنعتی ایران بررسی شد
الگوی بهینه سازماندهی تولید
تمرکز تولید در مجتمعهای بزرگ، جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط را در ساختار صنعتی کشور تضعیف کرده است. اقتصاددانان، کارآمدی ادغام عمودی را در گرو رقابت و منطق اقتصادی میدانند. تابآوری تولید وابسته به حضور بنگاههای کوچک، زنجیرههای تامین رقابتپذیر و تنوع بازیگران اقتصادی است.
الگوی بهینه سازماندهی تولید
فاطمه صالحی: در ادبیات اقتصاد توسعه، یکی از مباحث بنیادین درباره سازماندهی فعالیتهای تولیدی، نسبت میان ادغام عمودی و ادغام افقی است. پرسش اصلی این است که آیا بنگاهها باید با در اختیار گرفتن حلقههای مختلف زنجیره ارزش، از تامین مواد اولیه تا توزیع محصول نهایی، در قالب مجموعههایی یکپارچه توسعه پیدا کنند یا آنکه شکل مطلوبتر سازماندهی تولید، بر شبکهای از بنگاههای تخصصی و مستقل استوار است که هر یک بر بخشی از فرآیند تولید متمرکز هستند و از طریق برونسپاری و همکاری با یکدیگر زنجیره ارزش را تکمیل میکنند.
نگاهی به روند توسعه صنعتی ایران نشان میدهد که طی دهههای گذشته، بهویژه در صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی، الگوی غالب به سمت شکلگیری مجتمعهای بزرگ و یکپارچه حرکت کرده است. همزمان، سهم و نقش بنگاههای کوچک و متوسط در بسیاری از فعالیتهای صنعتی، بهویژه در بخش تولید، به تدریج کمرنگتر شده است.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا این الگو محصول انتخابی مبتنی بر منطق اقتصادی بوده یا آنکه بیش از هر چیز، بازتاب محدودیتهایی است که مسیر رشد بنگاههای کوچک را دشوار کرده است. وجود مجتمعهای بزرگ صنعتی، مادامی که حاصل رقابت و انتخاب بازار باشد، لزوما با اقتصاد رقابتی در تعارض نیست. مساله زمانی ایجاد میشود که اندازه بنگاه، نتیجه امتیازهای دولتی، دسترسی انحصاری به منابع یا محدودیت ورود رقبا باشد. در چنین شرایطی، تمرکز بازار بیش از آنکه محصول بهرهوری باشد، بازتاب سیاستهای حمایتی و موانع رقابت است.
نسخه واحدی برای صنایع وجود ندارد

اقتصاددان
دکتر علینقی مشایخی، اقتصاددان، با اشاره به بحث ادغام عمودی در صنایع اظهار کرد: از منظر اقتصادی، استقرار واحدهای کوچک در کنار مجتمعهای بزرگ صنعتی در بسیاری از موارد تصمیمی منطقی است، زیرا این الگو هزینههای حملونقل، هماهنگی و تعامل میان بنگاهها را کاهش میدهد و زنجیره تامین را کارآمدتر میکند.
او افزود: نزدیکی جغرافیایی واحدهای تولیدی به یکدیگر، انتقال مواد اولیه، قطعات و اطلاعات را تسهیل میکند و در نتیجه بهرهوری افزایش مییابد. به همین دلیل، در شرایط عادی اقتصادی نمیتوان صرفا به دلیل وقوع یک بحران یا جنگ، اصل این شیوه استقرار را زیر سوال برد.
مشایخی با اشاره به آسیبهایی که در زمان جنگ یا حملات به مجتمعهای بزرگ ممکن است متوجه واحدهای وابسته شود، تصریح کرد: این موضوع نشاندهنده ضرورت توجه به ملاحظات امنیتی و مدیریت ریسک است، نه اینکه اصل ادغام عمودی یا استقرار خوشهای صنایع نادرست باشد. هر نظام تولیدی باید برای شرایط بحرانی نیز برنامهریزی داشته باشد، اما تصمیمگیری درباره مکانیابی صنایع نباید صرفا بر مبنای احتمال وقوع جنگ انجام شود.
این اقتصاددان درباره مقایسه ادغام عمودی با الگوهای مبتنی بر برونسپاری و همکاری با بنگاههای کوچک نیز گفت: این دو رویکرد الزاما در تقابل با یکدیگر نیستند و هر یک کارکرد متفاوتی دارند. برونسپاری نیز زمانی موفق خواهد بود که میان بنگاهها ارتباط نزدیک و هماهنگی موثر وجود داشته باشد و در بسیاری از موارد، این همکاریها نیز به دلیل کاهش هزینههای مبادله، در فاصله جغرافیایی نزدیک به واحد اصلی شکل میگیرند.
او تاکید کرد: در مجموع، از منظر اقتصاد توسعه، نمیتوان نسخه واحدی برای همه صنایع طرح کرد. انتخاب میان ادغام عمودی، برونسپاری یا سایر الگوهای سازماندهی تولید، به ویژگیهای صنعت، فناوری، هزینههای حملونقل و شرایط اقتصادی بستگی دارد. با این حال، اصل نزدیکی جغرافیایی اجزای زنجیره تولید در بسیاری از صنایع همچنان یک مزیت اقتصادی مهم به شمار میرود.
معمای تمرکز صنعتی
آسیبدیدن برخی واحدهای صنعتی در جریان جنگ، بار دیگر پرسشهایی درباره تمرکز جغرافیایی صنایع و ادغام عمودی مطرح کرده است؛ با این حال، این موضوع نباید مبنای تغییر شتابزده ساختار صنعتی کشور قرار گیرد. یک اقتصاددان حوزه اقتصاد توسعه در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به مباحث مطرحشده درباره بازسازی صنایع آسیبدیده بیان کرد: شرایط جنگی را نباید با الزامات بلندمدت توسعه صنعتی خلط کرد.
تصمیمگیری درباره استقرار صنایع، شکلگیری زنجیرههای تولید و ادغام عمودی، موضوعی مرتبط با سیاست صنعتی و بهرهوری اقتصادی است و نمیتوان صرفا به دلیل وقوع یک بحران، کل این ساختار را مورد بازنگری قرار داد.
او با بیان اینکه بازسازی واحدهای آسیبدیده از نظر اقتصادی منطقیتر از انتقال آنها به مناطق دیگر است، افزود: طی سالها سرمایهگذاریهای گستردهای در زیرساخت، شبکه تامین، نیروی انسانی و تاسیسات این مجتمعها انجام شده است.
در بسیاری از موارد، همه یک مجموعه از بین نرفته و تنها بخشی از زنجیره تولید آسیب دیده است؛ بنابراین احیای همان بخش، از نظر اقتصادی توجیه بیشتری نسبت به احداث یک مجموعه جدید در نقطهای دیگر دارد. اگر قرار باشد درباره تغییر مکان صنایع تصمیمی گرفته شود، این موضوع باید در قالب برنامههای توسعهای با افق ۱۰ تا ۲۰ ساله بررسی شود، نه بهعنوان پاسخی فوری به شرایط جنگ.
این اقتصاددان با اشاره به وضعیت بنگاههای کوچک و متوسط در دورههای بحران گفت: در چنین شرایطی، این بنگاهها معمولا بیش از سایر واحدها آسیب میبینند، زیرا تابآوری مالی پایینتری دارند و دسترسی آنها به منابع مالی نیز محدودتر است. طبیعی است که در شرایط پرریسک، نظام بانکی ترجیح دهد منابع خود را در اختیار بنگاههای بزرگتر قرار دهد که از توان بازپرداخت بیشتری برخوردارند. با این حال، این واقعیت به معنای نادرست بودن ساختار فعلی صنعت یا زیر سوال بردن ادغام عمودی نیست.
او درباره ادغام عمودی نیز توضیح داد: این شیوه در بسیاری از صنایع جهان بر مبنای منطق اقتصادی شکل گرفته است. زمانی که بنگاه با ریسک تامین مواد اولیه یا محدود بودن تعداد تامینکنندگان مواجه باشد، ممکن است ترجیح دهد تامینکننده را در مجموعه خود ادغام کند یا مالک آن شود تا هزینههای مبادله و ریسک فعالیت کاهش یابد. در مقابل، اگر بازار تامین رقابتی و متنوع باشد، چنین اقدامی ضرورتی نخواهد داشت. از این رو، نمیتوان برای همه صنایع یک نسخه واحد پیچید و ادغام عمودی را ذاتا مطلوب یا نامطلوب دانست.
این اقتصاددان تصریح کرد: واقعیت اقتصاد جهان نشان میدهد بسیاری از صنایع، از خودروسازی و هواپیماسازی گرفته تا فولاد و پتروشیمی، بر پایه تولید در مقیاس بزرگ شکل گرفتهاند، زیرا کاهش هزینه تولید و افزایش بهرهوری بدون دستیابی به مقیاس اقتصادی ممکن نیست. اگر این صنایع به واحدهای متعدد کوچک تقسیم شوند، هزینه تمامشده تولید افزایش مییابد و در نهایت مصرفکننده نیز متضرر خواهد شد.
او در پایان تاکید کرد: آنچه باید مورد توجه سیاستگذار قرار گیرد، جلوگیری از رفتارهای انحصاری و تبانی میان بنگاههای بزرگ است، نه مقابله با شکلگیری آنها. به همین دلیل نیز در اقتصادهای توسعهیافته، قوانین رقابت و نهادهای ضد انحصار بر رفتار شرکتهای بزرگ نظارت میکنند تا رقابت در بازار حفظ شود، اما اصل فعالیت بنگاههای بزرگ و ادغامهای اقتصادی را زیر سوال نمیبرند. از این منظر، سیاست صنعتی باید همزمانبر افزایش بهرهوری، حفظ رقابت و ارتقای تابآوری بنگاهها متمرکز باشد، نه بر پراکندهسازی شتابزده واحدهای تولیدی.
چرا بنگاهها به سمت ادغام عمودی میروند؟
ادغام عمودی زمانی توجیه اقتصادی پیدا میکند که اتکا به بازار هزینهبرتر از انجام فعالیت در داخل بنگاه باشد. در شرایطی که تامین مواد اولیه با نااطمینانی همراه است، تعداد عرضهکنندگان محدود است یا هماهنگی میان حلقههای مختلف زنجیره هزینه بالایی ایجاد میکند، بنگاه ترجیح میدهد حلقههای بالادستی یا پاییندستی را در مالکیت یا کنترل خود قرار دهد. این تصمیم میتواند هزینههای مبادله را کاهش دهد، ریسک اختلال در تامین را محدود کند و هماهنگی میان بخشهای مختلف تولید را افزایش دهد.
علاوه بر این، بسیاری از صنایع سرمایهبر، ذاتا بر صرفههای ناشی از مقیاس متکی هستند.با این وجود، توجیه اقتصادی برای ادغام عمودی در برخی صنایع، به معنای برتری مطلق این الگو در کل اقتصاد نیست. کاهش نقش بنگاههای کوچک و متوسط را نمیتوان صرفا با استناد به کارآیی بالاتر بنگاههای بزرگ توضیح داد.
در اقتصاد ایران، دسترسی نابرابر به منابع مالی، ترجیح نظام بانکی به تامین مالی بنگاههای بزرگ، دشواری تامین وثایق، هزینه بالاتر تامین سرمایه و آسیبپذیری بیشتر بنگاههای کوچک در دورههای رکود و بیثباتی اقتصادی، همگی عواملی بودهاند که فرصت رقابت را برای این بنگاهها محدود کردهاند.
در نتیجه، بخشی از تمرکز فعالیتهای صنعتی را باید حاصل محدودیتهای نهادی و سیاستی دانست، نه صرفا نتیجه سازوکار رقابتی بازار. به بیان دیگر، اگر بنگاههای کوچک در محیطی با دسترسی برابر به منابع مالی، بازار و فناوری نیز همچنان توان رقابت نداشتند، میشد این روند را به تفاوتهای بهرهوری نسبت داد؛ اما هنگامی که شرایط رقابت از ابتدا نامتقارن است، لزوما نمیتوان کاهش سهم آنها را تنها با منطق کارآیی توضیح داد.
تجربه اقتصادهای صنعتی شرق آسیا نیز نشان میدهد که توسعه صنعتی الزاما به معنای حذف بنگاههای کوچک و متوسط نیست. در بسیاری از این کشورها، در کنار بنگاههای بزرگ صادراتمحور، شبکهای گسترده از واحدهای کوچک و متوسط شکل گرفته که تامینکننده قطعات، خدمات تخصصی و فناوریهای مکمل بودهاند. این ساختار شبکهای علاوه بر افزایش انعطافپذیری اقتصاد، زمینه اشتغال گستردهتر و پویایی بیشتر زنجیرههای تولید را نیز فراهم کرده است.
تابآوری؛ بُعد مغفول ساختار صنعتی
تحولات اخیر و آسیبدیدن برخی زیرساختها و مجتمعهای بزرگ صنعتی، بعد دیگری از این بحث را برجسته کرده است؛ موضوعی که به مفهوم تابآوری زنجیرههای تولید بازمیگردد. هرچه بخش بزرگتری از یک زنجیره ارزش در چند مجموعه محدود متمرکز باشد، اختلال در عملکرد همان واحدها میتواند آثار گستردهای بر کل فرآیند تولید بر جای بگذارد. در مقابل، ساختارهای شبکهای متشکل از بنگاههای متعدد، معمولا ظرفیت بیشتری برای جبران اختلال و تداوم فعالیت دارند، زیرا از کار افتادن یک واحد، الزاما به توقف کل زنجیره منجر نمیشود.
تصمیمگیری درباره مکانیابی صنایع یا ساختار سازمانی آنها، در درجه نخست باید بر پایه بهرهوری، هزینه تولید و مزیتهای اقتصادی صورت گیرد. آنچه تجربه بحرانهای اخیر یادآور میشود، نه ضرورت کنار گذاشتن ادغام عمودی، بلکه لزوم وارد کردن ملاحظات مدیریت ریسک و تابآوری در کنار معیارهای سنتی کارآیی اقتصادی است.
در نهایت میتوان گفت، تقابل میان ادغام عمودی و ادغام افقی را نباید بهصورت یک انتخاب صفر و یکی میان دو الگوی متضاد در نظر گرفت. در صنایعی که صرفههای ناشی از مقیاس نقش تعیینکنندهای دارند، شکلگیری مجتمعهای بزرگ و یکپارچه همچنان میتواند از نظر اقتصادی منطقی باشد. در مقابل، پویایی و تابآوری اقتصاد نیز تا حد زیادی به وجود شبکهای توانمند از بنگاههای کوچک و متوسط وابسته است که بتوانند در فضای رقابتی و با دسترسی برابر به منابع مالی، فناوری و بازار فعالیت کنند.
جمعبندی
در نهایت، ادغام عمودی را نمیتوان ذاتاً خوب یا بد دانست. کارآمدی این الگو به ساختار صنعت، فناوری، هزینههای مبادله، میزان رقابت، وضعیت زنجیره تامین و شرایط اقتصادی بستگی دارد.
برای اقتصاد ایران، راهکار مناسب احتمالاً ایجاد تعادل میان مقیاس بنگاههای بزرگ و توسعه شبکهای از بنگاههای کوچک و متوسط است. چنین ساختاری میتواند همزمان بهرهوری، رقابت و تابآوری زنجیره تولید را تقویت کند.
بنابراین، به جای مقابله با ادغام عمودی، سیاستگذار باید اطمینان حاصل کند که شکلگیری بنگاههای بزرگ بر پایه مزیت اقتصادی و رقابت انجام میشود و در عین حال، مسیر ورود و رشد بنگاههای جدید نیز مسدود نمیشود.
لینکهای پیشنهادی
- https://www.unido.org/taxonomy/term/876
- https://www.unido.org/idr
- https://www.oecd.org/en/publications/vertical-mergers_b6cf1dcb-en.html
- https://www.oecd.org/en/publications/vertical-mergers-in-the-technology-media-and-telecom-sector_31b16b7c-en.html
- https://www.oecd.org/en/topics/policy-issues/competition.html
- https://www.oecd.org/en/publications/oecd-competition-trends-2024_e69018f9-en.html
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟