Skip to main content

ثروت فردا

سرخط خبرها:

ایران و آزمون دیپلماسی انرژی

ایران و آزمون دیپلماسی انرژی

دیپلماسی انرژی ایران در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس شده است که بازار جهانی انرژی دیگر فقط میزان تولید نفت و گاز را دنبال نمی‌کند؛ بلکه امنیت انتقال، مسیرهای صادراتی، هزینه بیمه و قابلیت تحویل محموله‌ها نیز به اندازه حجم تولید اهمیت پیدا کرده‌اند. به گزارش ثروت فردا، جایگاه کشورها در…

- اندازه متن +

دیپلماسی انرژی ایران در شرایطی وارد مرحله‌ای حساس شده است که بازار جهانی انرژی دیگر فقط میزان تولید نفت و گاز را دنبال نمی‌کند؛ بلکه امنیت انتقال، مسیرهای صادراتی، هزینه بیمه و قابلیت تحویل محموله‌ها نیز به اندازه حجم تولید اهمیت پیدا کرده‌اند.

به گزارش ثروت فردا، جایگاه کشورها در بازار انرژی بیش از گذشته به زیرساخت‌های حمل‌ونقل، کریدورهای منطقه‌ای، روابط تجاری و توانایی مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیک وابسته است.

دیپلماسی انرژی ایران و امنیت مسیرهای انتقال نفت

اهمیت دیپلماسی انرژی ایران از آنجا ناشی می‌شود که کشور در نقطه اتصال چند مسیر مهم انرژی قرار دارد و همزمان از ذخایر قابل‌توجه نفت و گاز برخوردار است. با این حال، در بازار جدید انرژی، داشتن منابع به‌تنهایی برای افزایش قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک کافی نیست. کشورهایی که بتوانند منابع خود را با شبکه‌های حمل‌ونقل، پالایش، سوآپ، ترانزیت، بیمه و تأمین مالی پیوند دهند، از تغییرات بازار بیشترین منفعت را خواهند برد.

در این چارچوب، دیپلماسی انرژی ایران باید فراتر از مذاکره برای فروش نفت خام تعریف شود. توسعه همکاری با همسایگان، ایجاد مسیرهای متنوع صادراتی، استفاده از ظرفیت بنادر، تقویت کریدورهای انرژی و همکاری با خریداران بزرگ آسیایی می‌تواند نقش ایران را در نظم جدید بازار انرژی افزایش دهد.

ایران در آزمون نظم جدید دیپلماسی انرژی

مسعود دشتی‌درخشان: بازار جهانی انرژی این روزها بیش از آنکه به تعداد بشکه‌های تولید شده واکنش نشان دهد، به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا آن بشکه‌ها واقعا به مقصد خواهند رسید یا نه؟ عبور نفت برنت از مرز ۹۵دلار، کاهش بی‌سابقه تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، حذف کامل نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) و کشتی‌های حمل گاز طبیعی مایع (LNG) از این آبراه، افزایش حق بیمه جنگ و تغییر مسیر صادرات کشورهای تولیدکننده، همگی نشان می‌دهد بازار وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن «امنیت عرضه» جای «حجم عرضه» را به مهم‌ترین متغیر قیمت‌گذاری گرفته است.

پرسش اصلی اینجاست؛ آیا سیاستگذاران ایرانی نیز این تغییر بنیادین را به همان اندازه که بازارهای جهانی درک کرده‌اند، جدی گرفته‌اند؟ کاهش عبور شناورهای تجاری از تنگه هرمز به تنها سه فروند در یک روز و تداوم غیبت نفتکش‌های VLCC و کشتی‌هایLNG، صرفا یک آمار حمل‌ونقلی نیست، بلکه نشانه‌ای از کاهش ظرفیت واقعی صادرات منطقه است. همزمان، تولید گاز قطر و امارات ادامه دارد، اما حدود ۵۷۰هزار تن LNG روی آب انباشته شده و نزدیک به ۲‌میلیون تن ظرفیت حمل در داخل خلیج فارس بلااستفاده مانده است. بنابراین بحران امروز، بحران تولید نیست؛ بحران قابلیت تحویل است.

بازار، امروز بیش از خود نفت، ریسک حمل، بیمه، زمان تحویل و قابلیت اطمینان زنجیره تامین را قیمت‌گذاری می‌کند. همین تغییر رفتار بازار، چین را نیز ناگزیر به بازنگری در راهبرد انرژی خود کرده است. واردکنندگان چینی اکنون به دنبال قراردادهای LNG از مسیرهایی خارج از تنگه هرمز هستند تا ریسک ژئوپلیتیک واردات خود را کاهش دهند. همزمان، صادرات فرآورده‌های نفتی چین در ماه ژوئیه به حدود ۷۸۷ هزار بشکه در روز رسیده و صادرات سوخت دریایی کم‌گوگرد از بندر ژوشان با تخفیفی حدود ۵۰ دلار در هر تن نسبت به سنگاپور، این بندر را به رقیبی جدی برای بزرگ‌ترین مرکز بانکرینگ آسیا تبدیل کرده است.

این تحولات نشان می‌دهد پکن همزمان که به دنبال تنوع‌بخشی به منابع انرژی است، در حال بازتعریف جایگاه خود در تجارت جهانی فرآورده‌ها نیز هست. در حوزه امنیت، گزارش اخیر فارن‌افرز نشان می‌دهد کشورهای عربی خلیج‌فارس پس از بحران اخیر به این جمع‌بندی رسیده‌اند که چین با وجود روابط اقتصادی گسترده، هنوز حاضر نیست هزینه امنیت منطقه را بپردازد.

رویکرد محتاطانه پکن و پرهیز آن از ایفای نقش امنیتی فعال، امید برخی دولت‌های عربی برای تبدیل چین به موازنه‌ای در برابر آمریکا را تضعیف کرده است. از این رو، هرچند همکاری اقتصادی با چین ادامه خواهد یافت، اما امنیت منطقه همچنان به شکل قابل‌توجهی به معادلات واشنگتن گره خورده است.

ایالات متحده نیز از این شرایط بی‌نصیب نمانده است. پالایشگاه‌های آمریکا با حدود ۹۶درصد ظرفیت در حال فعالیت هستند و سهم صادرات فرآورده‌های نفتی آنها به حدود ۱۰ تا ۲۰درصد تولید رسیده؛ رقمی که تقریبا دو برابر شرایط عادی است. در مقابل، ذخایر راهبردی نفت آمریکا (SPR) با افت به ۳۱۱‌میلیون بشکه، به پایین‌ترین سطح خود از سال۱۹۸۳ رسیده است.

این اقدام اگرچه در کوتاه‌مدت به کنترل قیمت‌ها کمک می‌کند، اما ظرفیت واشنگتن برای مقابله با بحران‌های بعدی را کاهش می‌دهد. عربستان سعودی نیز برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، حدود ۷۵درصد صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق-غرب و پایانه یَنبُع در دریای سرخ انجام داده است، اما تهدیدهای انصارالله یمن علیه کشتیرانی در باب‌المندب، این مسیر جایگزین را نیز با چالش روبه‌رو کرده است.

تغییر مسیر نفتکش‌های حامل ۲میلیون بشکه نفت عربستان به مقصد چین و هند و حرکت آنها به سمت کانال سوئز یا دماغه امید نیک، نشان می‌دهد بحران از یک گلوگاه به شبکه‌ای از گلوگاه‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل شده است. پروژه‌های خارج از خاورمیانه نیز پیام‌های مهمی دارند. پالایشگاه دانگوته نیجریه با ظرفیت ۷۰۰ هزار بشکه در روز همچنان برای تامین خوراک به بازارهای بین‌المللی وابسته است و مراکش با پیگیری خط لوله ۲۵‌میلیارد دلاری نیجریه–مراکش تلاش می‌کند به «کشور مسیر» تبدیل شود. ونزوئلا با فروش مستقیم نفت به پالایشگاه‌های بزرگ و ادغام‌های اخیر در آمریکا و اروپا نیز نشان می‌دهد ارزش امروز صنعت انرژی در کنترل زنجیره لجستیک، تامین مالی و انعطاف‌پذیری تجاری است.

جایگاه ایران در این نظم جدید بیش از هر زمان دیگری حساس است. کشوری که بر حساس‌ترین گذرگاه انرژی جهان اشراف دارد، بزرگ‌ترین ذخایر ترکیبی نفت و گاز را در اختیار گرفته و می‌تواند حلقه اتصال شرق، غرب، شمال و جنوب باشد، نباید نقش خود را به افزایش صادرات نفت خام محدود کند. با این حال، سیاست انرژی کشور همچنان عمدتا در چارچوب سنتی افزایش تولید و مدیریت تحریم‌ها تعریف می‌شود؛ رویکردی که با واقعیت‌های بازار جهانی فاصله گرفته است.

کندی توسعه کریدور شمال–جنوب، تاخیر در گسترش سوآپ انرژی با همسایگان، ضعف در توسعه پالایشگاه‌های صادرات‌محور و فقدان دیپلماسی فعال با بازیگران کلیدی مانند هند و چین، بخشی از فرصت‌های راهبردی ایران را بلااستفاده گذاشته است. نتیجه آنکه حتی افزایش تولید نیز، در غیاب زیرساخت‌های لجستیک، مالی و تجاری، الزاما به افزایش قدرت ژئوپلیتیک یا منافع اقتصادی کشور منجر نخواهد شد.

دولت ناگزیر است دیپلماسی انرژی را از سطح مدیریت تحریم به سطح طراحی کریدورهای انرژی ارتقا دهد؛ از توسعه سوآپ و ترانزیت منطقه‌ای گرفته تا سرمایه‌گذاری در پالایش فراسرزمینی، تقویت زیرساخت‌های چابهار و عسلویه، ایجاد سازوکارهای بیمه و تامین مالی مشترک با شرکای آسیایی و تدوین یک راهبرد ملی برای کریدورهای انرژی. در غیر این صورت، حتی کاهش فشار تحریم‌ها یا افزایش تولید نیز به‌تنهایی قدرت ژئوپلیتیک ایران را ارتقا نخواهد داد. در قرن بیست‌ویکم، ژئوپلیتیک انرژی دیگر با محل استخراج نفت تعریف نمی‌شود، بلکه با محل عبور آن تعریف می‌شود؛ زیرا بازار جهانی هنوز به نفت نیاز دارد، اما بیش از هر زمان دیگری به اطمینان از رسیدن آن نیازمند است.

اهمیت دیپلماسی انرژی ایران در امنیت عرضه

تحولات بازار جهانی نشان می‌دهد که دیپلماسی انرژی ایران باید همزمان چند هدف را دنبال کند. نخست، حفظ ظرفیت صادراتی و ایجاد مسیرهای متنوع برای انتقال انرژی است. هرچه وابستگی یک کشور به یک مسیر یا یک بازار کمتر باشد، آسیب‌پذیری آن در برابر بحران‌های سیاسی و امنیتی نیز کاهش می‌یابد. به همین دلیل، دیپلماسی انرژی ایران باید بر تنوع‌بخشی به مسیرهای صادراتی و کاهش ریسک‌های انتقال انرژی تمرکز بیشتری داشته باشد.

دومین موضوع، افزایش ارزش افزوده در زنجیره انرژی است. فروش نفت خام تنها یکی از مسیرهای کسب درآمد از منابع انرژی محسوب می‌شود. توسعه پالایشگاه‌ها، تولید فرآورده‌های نفتی، صادرات محصولات پتروشیمی و گسترش خدمات مرتبط با انرژی می‌تواند درآمد بیشتری ایجاد کند و وابستگی به یک محصول خاص را کاهش دهد. این رویکرد می‌تواند یکی از محورهای مهم دیپلماسی انرژی ایران در سال‌های آینده باشد.

در این میان، دیپلماسی انرژی ایران می‌تواند نقش مهمی در توسعه همکاری‌های منطقه‌ای داشته باشد. سوآپ نفت و گاز، تجارت برق، اتصال شبکه‌های انرژی و استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه، فرصت‌هایی هستند که می‌توانند موقعیت ایران را در زنجیره منطقه‌ای انرژی تقویت کنند. گسترش این همکاری‌ها، ظرفیت دیپلماسی انرژی ایران را برای ایجاد پیوندهای پایدار اقتصادی و انرژی در منطقه افزایش می‌دهد.

در نهایت، موفقیت دیپلماسی انرژی ایران در حوزه امنیت عرضه به توانایی کشور برای ایجاد مسیرهای متنوع، توسعه زیرساخت‌های انتقال و تقویت همکاری با همسایگان وابسته است. هرچه دیپلماسی انرژی ایران بتواند میان ظرفیت‌های تولید، انتقال و تجارت انرژی ارتباط مؤثرتری ایجاد کند، نقش کشور در بازار منطقه‌ای انرژی نیز تقویت خواهد شد.

کریدورهای انرژی؛ محور تازه دیپلماسی انرژی ایران

بازار جهانی انرژی به سمت شبکه‌ای‌شدن حرکت کرده است. در این شرایط، کشورهایی که تنها تولیدکننده هستند، در مقایسه با کشورهایی که همزمان تولید، انتقال، پالایش و تجارت را کنترل می‌کنند، قدرت مانور کمتری دارند. از همین رو، دیپلماسی انرژی ایران باید با توجه به تغییرات بازار جهانی، از تمرکز صرف بر تولید و صادرات نفت خام فراتر برود.

از این منظر، توسعه کریدورهای انرژی برای دیپلماسی انرژی ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. موقعیت جغرافیایی ایران می‌تواند این کشور را به مسیر انتقال انرژی میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، جنوب آسیا و بازارهای اروپایی تبدیل کند. تقویت این جایگاه می‌تواند به یکی از مهم‌ترین محورهای دیپلماسی انرژی ایران تبدیل شود.

برای استفاده از این ظرفیت، توسعه زیرساخت‌های بندری، خطوط لوله، پایانه‌های صادراتی و شبکه‌های حمل‌ونقل ضروری است. همچنین همکاری با کشورهای همسایه باید از سطح توافق‌های کوتاه‌مدت فراتر رود و به قراردادهای بلندمدت و پروژه‌های مشترک تبدیل شود. در چنین شرایطی، دیپلماسی انرژی ایران می‌تواند از یک ابزار مدیریت صادرات به ابزاری برای توسعه همکاری‌های اقتصادی و افزایش نقش ایران در بازار منطقه‌ای انرژی تبدیل شود.

در نهایت، موفقیت دیپلماسی انرژی ایران به توانایی کشور در اتصال منابع انرژی، زیرساخت‌های انتقال و بازارهای مصرف وابسته است. هرچه ایران بتواند نقش خود را در زنجیره تولید، انتقال و تجارت انرژی تقویت کند، ظرفیت بیشتری برای استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک خود خواهد داشت.

جمع‌بندی؛ آزمون بزرگ دیپلماسی انرژی ایران

بازار جهانی انرژی در حال تغییر است و معیار قدرت در آن دیگر فقط به میزان ذخایر یا حجم تولید وابسته نیست. امنیت مسیر، توانایی تحویل، دسترسی به زیرساخت و قابلیت انعطاف در برابر بحران‌ها، نقش روزافزونی در تعیین جایگاه کشورها دارند.

در چنین شرایطی، دیپلماسی انرژی ایران با یک انتخاب راهبردی روبه‌رو است: ادامه تمرکز بر صادرات سنتی نفت خام یا حرکت به سمت طراحی یک شبکه گسترده از کریدورهای انرژی، سوآپ، پالایش، ترانزیت و همکاری‌های منطقه‌ای.

ایران از نظر منابع و موقعیت جغرافیایی ظرفیت قابل‌توجهی برای ایفای نقش در نظم جدید انرژی دارد. با این حال، استفاده از این ظرفیت نیازمند هماهنگی میان سیاست خارجی، وزارت نفت، بخش خصوصی، نظام بانکی و نهادهای حمل‌ونقل است.

در نهایت، آینده دیپلماسی انرژی ایران به توانایی کشور در تبدیل موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی به شبکه‌ای پایدار از همکاری‌های اقتصادی و انرژی بستگی دارد. در بازاری که امنیت دسترسی اهمیت بیشتری از حجم تولید پیدا کرده است، مسیر رسیدن انرژی به مقصد می‌تواند به اندازه خود انرژی ارزشمند باشد.

مسعود دشتی‌درخشان:

  • کارشناس ارشد امور بین‌الملل

لینک‌های پیشنهادی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *