سیاستگذاری صنعتی چین طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد جهان تبدیل شده است. رشد سهم چین در تولید جهانی موجب شده بسیاری از کشورهای غربی تلاش کنند با استفاده از یارانهها و سیاستهای حمایتی، بخشی از الگوی اقتصادی پکن را تکرار کنند. با این حال، بررسیها نشان میدهد موفقیت چین تنها به حمایتهای مالی دولت محدود نیست و ساختار حکمرانی این کشور نقش تعیینکنندهای در توسعه صنعتی ایفا کرده است.
به گزارش ثروت فردا، با رشد روزافزون سهم چین در تولید جهانی، کشورهای غربی بهطور فزایندهای به دنبال الگوبرداری از سیاستهای صنعتی پکن هستند. اما گزارش فایننشال تایمز نشان میدهد رقابت با چین بر اساس قواعد این کشور، بدون توجه به تفاوتهای ساختاری، نمیتواند موفقیت مشابهی به همراه داشته باشد.

سیاستگذاری صنعتی چین چگونه عمل میکند؟
یکی از مهمترین ویژگیهای سیاستگذاری صنعتی چین، تمرکز بالای تصمیمگیری در سطح دولت مرکزی است. این ساختار امکان میدهد منابع مالی، ظرفیت بانکهای دولتی، دولتهای محلی و نهادهای نظارتی در راستای اهداف مشخص صنعتی هماهنگ شوند.
همچنین حزب کمونیست چین به دلیل برخورداری از قدرت متمرکز، میتواند برنامههای بلندمدت توسعه صنعتی را بدون تغییرات مکرر سیاسی دنبال کند. این ویژگی باعث شده سرمایهگذاری در صنایع راهبردی، زیرساختها و زنجیرههای تأمین با سرعت بیشتری انجام شود.
مزیت پنهان سیاستگذاری صنعتی چین
چین علاوه بر مدیریت متمرکز، رقابت میان استانها و شرکتهای داخلی را نیز تقویت کرده است. مقامات محلی برای جذب سرمایه، افزایش تولید و کسب حمایت دولت مرکزی با یکدیگر رقابت میکنند و همین موضوع انگیزه بالایی برای نوآوری و توسعه صنعتی ایجاد کرده است.
این مدل طی چند دهه موجب شکلگیری زنجیرههای تأمین قدرتمند، کاهش هزینههای تولید و افزایش صرفهجویی ناشی از تولید انبوه شده است؛ هرچند کارشناسان معتقدند این الگو با هزینههایی مانند اتلاف بخشی از منابع نیز همراه بوده است.
تفاوت سیاستگذاری صنعتی چین با غرب
در مقابل، اقتصادهای غربی بر پایه نظامهای دموکراتیک و بازارمحور اداره میشوند. دولتها در این کشورها باید در برابر رأیدهندگان، پارلمان و سهامداران پاسخگو باشند؛ موضوعی که سرعت تصمیمگیری و اجرای پروژههای صنعتی را کاهش میدهد.
بر همین اساس، حتی اگر کشورهای غربی منابع مالی کافی در اختیار داشته باشند، تکرار کامل سیاستگذاری صنعتی چین فرآیندی زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
نمونهای از این تفاوت را میتوان در صنعت خودروهای برقی مشاهده کرد. بر اساس پژوهشهای «رودیوم گروپ»، بخش محدودی از مزیت قیمتی خودروهای شرکت BYD نسبت به تسلا ناشی از یارانههای دولتی است و سهم اصلی این مزیت به مدیریت زنجیره تأمین، تولید انبوه و تمرکز صنایع بازمیگردد.





مسیر متفاوت غرب برای رقابت
تحلیلگران معتقدند کشورهای غربی به جای تقلید کامل از الگوی چین، باید سرمایهگذاری خود را بر حوزههایی مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری، نیمههادیها، محاسبات پیشرفته و فناوریهای نوظهور متمرکز کنند.
همچنین هدایت هدفمند یارانهها به صنایع راهبردی، تقویت زنجیرههای تأمین، سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی و حمایت از نوآوری میتواند مزیت رقابتی اقتصادهای غربی را افزایش دهد.
در کنار این اقدامات، استفاده از ظرفیت تولید ارزان چین و همکاری با شرکتهای چینی در قالب انتقال فناوری نیز میتواند به توسعه صنعتی کشورهای غربی کمک کند.
جمعبندی
سیاستگذاری صنعتی چین نتیجه ترکیب حکمرانی متمرکز، سرمایهگذاری بلندمدت، رقابت داخلی و توسعه زنجیرههای تأمین است. بسیاری از کارشناسان معتقدند کشورهای غربی به جای تقلید کامل از مدل پکن، باید بر مزیتهای نهادی و فناوریهای پیشرفته خود تمرکز کنند. در چنین شرایطی، رقابت اقتصادی میان چین و غرب بیش از هر زمان دیگری به نوآوری، بهرهوری و سیاستگذاری هوشمند وابسته خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟