فولاد سبز در حال تبدیل شدن به یکی از موضوعات مهم در مسیر کاهش انتشار کربن صنایع سنگین است. همکاری گوگل با شرکت سوئدی استگرا نشان میدهد شرکتهای بزرگ فناوری نیز میتوانند از طریق ایجاد تقاضا برای محصولات کمکربن، در توسعه زنجیره صنعتی جدید نقش داشته باشند.
بر اساس اعلام رسمی گوگل، این شرکت برای بخشی از فولاد تولیدشده در کارخانه استگرا، گواهیهای ویژگیهای زیستمحیطی دریافت خواهد کرد. حجم این گواهیها در نخستین سال تولید میتواند به ۹۱ هزار تن برسد.
این همکاری، ارتباط میان توسعه زیرساختهای دیجیتال، مراکز داده و صنایع تولید مواد اولیه را برجسته میکند؛ بهویژه در شرایطی که شرکتهای فناوری به دنبال کاهش کربن نهفته در پروژههای ساختمانی خود هستند.
«ثروت فردا» گزارش می دهد:
پیوند اقتصاد دیجیتال با فولاد سبز

همکاری غول فناوری با «استگرا»ی سوئد، نقش خریداران بزرگ در تجاریسازی فولاد کمکربن را برجسته کرده است
ثروت فردا ـ مسیر توسعه اقتصاد دیجیتال از کارخانههای فولاد هم میگذرد. همکاری تازه گوگل با فولادساز سوئدی «استگرا» نشان میدهد دغدغه شرکتهای فناوری برای کاهش انتشار کربن، به مصالح مورد استفاده در زیرساختهایشان رسیده است؛ جایی که فولاد و بتن، پیش از روشنشدن نخستین سرور، بخشی از ردپای کربنی مراکز داده را شکل میدهند.
گوگل و استگرا در اطلاعیههای رسمی خود از توافق برای خرید گواهیهای ویژگیهای زیستمحیطی مرتبط با حداکثر ۹۱ هزار تن فولاد در نخستین سال تولید استگرا خبر دادهاند. این همکاری قرار است به توسعه عرضه فولاد با انتشار نزدیک به صفر و پشتیبانی از سالهای ابتدایی فعالیت کارخانه بودن در سوئد کمک کند.
تعبیر «گوگل هم فولادی شد» از همین پیوند تازه میآید؛ پیوندی که در آن یک شرکت فناوری، با ایجاد تقاضا برای ویژگی کمکربن محصول، به تجاریسازی فناوری در صنعتی سنگین کمک میکند. موضوع توافق اعلامشده، خرید گواهی است و نباید آن را به معنای مالکیت گوگل بر کارخانه یا تحویل مستقیم این میزان فولاد به مراکز داده این شرکت دانست.
کارخانه استگرا قرار است با استفاده از برق تجدیدپذیر، هیدروژن سبز تولید کند و آن را در فرآیند احیای سنگآهن به کار بگیرد. طبق برآورد اعلامشده، این مسیر میتواند انتشار ناشی از تولید را در مقایسه با فولادسازی متداول مبتنی بر کوره بلند تا ۹۵ درصد کاهش دهد. این عدد، ظرفیت کاهش انتشار در مقایسه با روش مرجع است؛ تحقق آن باید در عملکرد واقعی تولید سنجیده شود.
اهمیت اقتصادی این تغییر، فراتر از جایگزینی یک ماده در فرآیند تولید است. برای توسعه فولاد کمکربن، فناوری باید به محصولی تبدیل شود که مشتری برای مزیت زیستمحیطی آن ارزش اقتصادی قائل باشد. از این منظر، حضور خریدار بزرگی مانند گوگل میتواند فاصله میان توان فنی تولید و شکلگیری بازار را کاهش دهد.
سازوکار این توافق بر جداسازی ویژگی زیستمحیطی از محصول فیزیکی استوار است؛ مدلی که «ثبت و ادعا» نامیده میشود. در این روش، فولاد میتواند به یک خریدار تحویل داده شود و گواهی مرتبط با مزیت زیستمحیطی تولید آن، جداگانه به خریدار دیگری برسد. استگرا تأکید کرده است برای جلوگیری از دوبارهشماری، خریدار فولاد فیزیکیِ مشمول این سازوکار حق ندارد همان مزیت سبز را به نام خود ادعا کند.
برداشت تحلیلی ثروت فردا این است که چنین مدلی، امکان مشارکت در توسعه فناوری پاک را برای شرکتهایی افزایش میدهد که دسترسی مستقیم به محصول ندارند. در مقابل، اعتبار آن به شفافیت وابسته است: باید روشن باشد گواهی به چه تولیدی مربوط میشود، کاهش انتشار چگونه اندازهگیری شده و چه کسی حق استفاده از ادعای زیستمحیطی را دارد. بدون این قابلیت ردیابی، ارزیابی اثر واقعی توافق دشوار خواهد بود.
برای گوگل، این همکاری به مسئله «کربن نهفته» پیوند میخورد؛ انتشار مرتبط با تولید مصالح و ساخت زیرساختها. این شرکت برآورد کرده است گسترش استفاده از مصالح کمکربن میتواند کربن نهفته زیرساخت مراکز داده را تا ۴۰ درصد کاهش دهد. گوگل همچنین اعلام کرده در سال ۲۰۲۵، در بیش از ۲۰ پروژه ساختمانی از بتن کمکربن، فولاد کمکربن یا ترکیبی از هر دو استفاده کرده است. رقم ۴۰ درصد به ظرفیت کاهش کربن نهفته اشاره دارد و نتیجه محققشده همین قرارداد بهتنهایی نیست.
از منظر صنعتی، این توافق نمونهای از نقش تقاضا در توسعه نوآوری است. تولیدکننده برای عبور از مرحله راهاندازی به تولید پایدار، به بازار نیاز دارد؛ خریدار نیز برای تحقق اهداف زیستمحیطی خود به عرضهای نیازمند است که هنوز در مقیاس کافی در دسترس نیست. تعهد خرید میتواند به نزدیکشدن این دو نیاز کمک کند، هرچند جایگزین حل چالشهای هزینه، انرژی و بهرهبرداری نخواهد شد.
برای مدیران و فعالان صنعت فولاد، پرسش اصلی این است که چگونه میتوان کاهش انتشار را به مزیتی قابلاندازهگیری و قابلفروش تبدیل کرد. تجربه گوگل و استگرا، توجه به سه حلقه را ضروری میکند: فناوری تولید، مشتری متعهد و نظام معتبر سنجش و ثبت عملکرد زیستمحیطی. سرمایهگذاری در تجهیزات، بدون توجه همزمان به دو حلقه دیگر، الزاماً به شکلگیری بازار فولاد سبز منجر نمیشود.
همکاری تازه گوگل نشان میدهد پیوند فناوری و صنایع معدنی میتواند از کاربرد نرمافزار و هوش مصنوعی در کارخانهها فراتر برود. شرکتهای فناوری، در جایگاه خریدار و حامی تقاضا نیز میتوانند بر مسیر تولید مواد اولیه اثر بگذارند. آزمون اصلی این همکاری، تبدیل تعهد خرید به تولید پایدار و کاهش انتشار قابلراستی آزمایی خواهد بود؛ نقطهای که ارزش صنعتی فولاد سبز با عملکرد واقعی آن سنجیده میشود.
فولاد سبز و همکاری گوگل و استگرا
به گزارش ثروت فردا، همکاری گوگل و استگرا نمونهای از ورود خریداران بزرگ صنعتی و فناوری به زنجیره توسعه فولاد سبز است. طبق اعلام گوگل، این شرکت برای بخشی از تولید نخستین سال کارخانه استگرا، تا سقف ۹۱ هزار تن گواهی ویژگیهای زیستمحیطی دریافت خواهد کرد. هدف از این سازوکار، کمک به ایجاد تقاضا برای فولاد کمکربن و حمایت از توسعه فناوری تولید آن عنوان شده است.
این مدل به شرکتهایی اجازه میدهد حتی زمانی که دریافت فیزیکی محصول برای آنها دشوار است، از توسعه بازار مواد کمکربن حمایت کنند. استگرا نیز درباره چارچوب گواهیهای ویژگیهای زیستمحیطی اعلام کرده است که ثبت، ردیابی، راستیآزمایی و انتقال ویژگیهای زیستمحیطی باید به شکل شفاف انجام شود.
فولاد سبز چگونه تولید میشود؟
تفاوت اصلی روش تولید فولاد سبز استگرا با فولادسازی متداول، در استفاده از هیدروژن سبز به جای زغالسنگ در مرحله احیای سنگآهن است.
استگرا اعلام کرده است که در فرآیند تولید خود از برق تجدیدپذیر برای تولید هیدروژن استفاده میکند. سپس هیدروژن در فرآیند احیای سنگآهن جایگزین سوخت فسیلی میشود. طبق توضیحات رسمی شرکت، این روش میتواند انتشار دیاکسیدکربن فرآیند تولید را تا ۹۵ درصد نسبت به فولادسازی متداول کاهش دهد.
این فناوری به همین دلیل یکی از مسیرهای مطرح برای کاهش انتشار در صنعت فولاد به شمار میرود؛ صنعتی که کاهش انتشار در آن به دلیل وابستگی تاریخی به سوختهای فسیلی، چالشهای فنی و اقتصادی قابل توجهی دارد.
فولاد سبز و هیدروژن سبز
هیدروژن سبز در این فرآیند نقش مهمی دارد. برق تجدیدپذیر برای تولید هیدروژن استفاده میشود و این هیدروژن در مرحله احیای سنگآهن جایگزین زغالسنگ میشود.
استگرا همچنین اعلام کرده کارخانه این شرکت در شهر بودن سوئد در حال ساخت است و هدف آن تولید فولاد با انتشار بسیار پایین کربن است.


فولاد سبز و نقش تقاضای شرکتهای بزرگ
توسعه فولاد سبز تنها به فناوری تولید وابسته نیست. حتی اگر یک فرآیند تولید کمکربن از نظر فنی امکانپذیر باشد، برای توسعه تجاری به مشتری و بازار نیاز دارد.
در این شرایط، قراردادهای خرید یا گواهیهای زیستمحیطی میتوانند یک سیگنال تقاضا برای تولیدکننده ایجاد کنند. گوگل نیز اعلام کرده خرید این گواهیها با هدف کمک به توسعه فناوری و افزایش عرضه مواد ساختمانی پایدار انجام میشود.
این مسئله برای صنعت فولاد اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا سرمایهگذاری در فناوریهای جدید، انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای تولید هیدروژن نیازمند منابع مالی و بازار بلندمدت است.
فولاد سبز و کربن نهفته مراکز داده
گسترش هوش مصنوعی و خدمات ابری، نیاز به مراکز داده را افزایش داده و در نتیجه، توجه به مصالح مورد استفاده در ساخت این مراکز نیز بیشتر شده است.
گوگل اعلام کرده است که استفاده از مصالح کمکربن میتواند تا ۴۰ درصد از انتشار کربن نهفته در زیرساخت مراکز داده بکاهد. این شرکت همچنین اعلام کرده در سال ۲۰۲۵ در بیش از ۲۰ پروژه ساختمانی از بتن کمکربن، فولاد کمکربن یا ترکیبی از آنها استفاده کرده است.
بنابراین، ارتباط میان فولاد سبز و اقتصاد دیجیتال صرفاً به خرید یک محصول صنعتی محدود نمیشود؛ بلکه به تأثیر مصالح ساختمانی بر ردپای زیستمحیطی زیرساختهای دیجیتال نیز مربوط است.
گواهیهای زیستمحیطی فولاد سبز
یکی از نکات مهم در این همکاری، تفاوت میان فولاد فیزیکی و ویژگی زیستمحیطی مرتبط با تولید آن است.
در مدل گواهیهای ویژگیهای زیستمحیطی، یک شرکت میتواند گواهی مربوط به ویژگی کمکربن تولید را خریداری کند، در حالی که خود محصول فیزیکی ممکن است در محل دیگری مصرف شود.
استگرا برای این حوزه، همراه با شرکای خود در حال توسعه چارچوب و سامانهای برای صدور، ردیابی، راستیآزمایی و انتقال این گواهیهاست. هدف این چارچوب، ایجاد امکان ادعاهای زیستمحیطی شفاف و جلوگیری از دوبارهشماری عنوان شده است.
این موضوع برای بازار فولاد سبز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اعتبار ادعاهای مربوط به کاهش انتشار به کیفیت دادهها، روش اندازهگیری و امکان ردیابی گواهیها وابسته است.
فولاد سبز و آینده صنعت فولاد
روند توسعه فولاد سبز میتواند ارتباط میان صنعت فولاد، انرژی تجدیدپذیر، هیدروژن و صنایع مصرفکننده را بیشتر کند.
در این زنجیره، تولیدکننده به انرژی و فناوری مناسب نیاز دارد، خریدار به محصول کمکربن نیازمند است و نظام گواهیدهی باید امکان اندازهگیری و ثبت ویژگی زیستمحیطی را فراهم کند.
تجربه استگرا و گوگل نشان میدهد قراردادهای خرید و گواهیهای زیستمحیطی میتوانند بخشی از سازوکار ایجاد بازار برای محصولات کمکربن باشند؛ هرچند هزینه تولید، دسترسی به انرژی پاک، زیرساخت هیدروژن و مقیاس تولید همچنان از عوامل تعیینکننده توسعه این صنعت هستند.
جمعبندی فولاد سبز
همکاری گوگل و استگرا، نمونهای از ارتباط میان اقتصاد دیجیتال و صنعت فولاد در مسیر کاهش انتشار کربن است. گوگل برای بخشی از تولید نخستین سال کارخانه استگرا، تا سقف ۹۱ هزار تن گواهی ویژگیهای زیستمحیطی دریافت خواهد کرد.
در این مدل، فولاد سبز تنها یک محصول صنعتی نیست؛ بلکه مجموعهای از فناوری تولید، انرژی تجدیدپذیر، هیدروژن سبز، مشتریان متعهد و سازوکارهای معتبر سنجش و ثبت ویژگیهای زیستمحیطی را دربرمیگیرد.
اهمیت این همکاری در این است که یک شرکت بزرگ فناوری، از سمت تقاضا وارد زنجیره توسعه فولاد کمکربن شده است. نتیجه نهایی این مدل به عواملی مانند مقیاس تولید، هزینه، دسترسی به انرژی پاک و اعتبار نظام گواهیدهی وابسته خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟