ارتباط با نسل Z بیش از گذشته به گفتوگو، شنیدن و درک تفاوتهای ارتباطی نیاز دارد. به گزارش ثروت فردا، شهره رسولی، استراتژیست آموزش، در گفتوگو با «۱۰ صبح» درباره چرایی رفتار نوجوانان، نقش خانواده و مدرسه، استفاده از فناوری و شیوه ایجاد رابطهای مبتنی بر اعتماد با نسل جدید توضیح میدهد.
نسل Z زیر بار «چون من میگویم» نمیرود
شهره رسولی، استراتژیست آموزش، در گفتوگو با «۱۰ صبح» از چراهای نسل جدید و ضرورت بازنگری در شیوه ارتباط با آنها میگوید:

نسل Z در جهانی بزرگ شده که اینترنت، شبکههای اجتماعی و دسترسی لحظهای به اطلاعات، بخش طبیعی زندگی روزمره آن است. نسلی که بیش از اطاعت بیچونوچرا، به دنبال «چرایی» است و بیش از توصیههای آماده، میخواهد شنیده شود و در تصمیمها سهم داشته باشد.
شهره رسولی، استراتژیست آموزش، در گفتوگو با «۱۰ صبح» معتقد است بسیاری از چالشهای میان نوجوانان و بزرگسالان نه از سر ناسازگاری، بلکه از تفاوت در زبان ارتباطی ناشی میشود. از نگاه او، برای ساختن رابطهای مؤثر با نسل Z، بیش از کنترل به شناخت، بیش از نصیحت به گفتوگو و بیش از قضاوت به اعتماد نیاز داریم.
اگر بخواهیم از یک سؤال ساده شروع کنیم، نسل Z را چگونه تعریف میکنید؟
به نظرم نسل Z را نمیتوان فقط با «متولدین یک بازه زمانی مشخص» تعریف کرد. این نسل در محیطی رشد کرده که فناوری، اینترنت و دسترسی سریع به اطلاعات، بخش جداییناپذیر زندگیاش بوده است.
آنچه برای من اهمیت بیشتری دارد این است که این نوجوانان معمولاً دوست دارند شنیده شوند، حق انتخاب داشته باشند و دلیل موضوعات را بدانند. بنابراین برای شناخت آنها نباید فقط رفتارهای ظاهری را ببینیم؛ باید وارد دنیای ذهنیشان هم بشویم.
چرا ارتباط میان بزرگسالان و نوجوانان نسل Z گاهی تا این اندازه دشوار میشود؟
یکی از دلایل اصلی، تفاوت در «زبان ارتباط» است.
گاهی والد یا مربی تصور میکند در حال راهنمایی نوجوان است، اما نوجوان همان صحبت را به شکل کنترل، قضاوت یا بیاعتمادی دریافت میکند.
نسل امروز بیشتر از اینکه فقط بپرسد «چه کار کنم؟»، میپرسد: «چرا باید این کار را انجام بدهم؟»
اگر بزرگسال بتواند به این «چرا» پاسخ بدهد، بخش مهمی از مسیر ارتباط شکل میگیرد.
نسل Z واقعاً کمحوصلهتر شده است؟
من ترجیح میدهم به جای برچسب «کمحوصله»، بگوییم شیوه دریافت اطلاعات در این نسل تغییر کرده است.
نوجوان امروز به دریافت سریع اطلاعات عادت دارد، اما این الزاماً به معنی ناتوانی او در تمرکز یا یادگیری عمیق نیست.
اگر موضوع برایش معنا داشته باشد و خودش در فرایند یادگیری مشارکت کند، میتواند بسیار جدی، خلاق و پیگیر باشد.
بنابراین شاید سؤال اصلی این نباشد که «چرا نوجوان حوصله ندارد؟»؛ بلکه باید بپرسیم: چطور میتوانیم موضوع را برای او معنادار کنیم؟
یکی از دغدغههای جدی خانوادهها، بیانگیزگی نوجوان نسبت به درس است. شما این مسئله را چگونه میبینید؟
بیانگیزگی همیشه به معنای تنبلی نیست.
گاهی نوجوان نمیداند چیزی که از او خواسته میشود چه ارتباطی با زندگی، آینده یا علایقش دارد. گاهی هم تجربه شکست، مقایسه شدن یا فشار زیاد باعث میشود بهتدریج از تلاش فاصله بگیرد.
در مشاوره، قبل از اینکه برای افزایش انگیزه راهکار ارائه کنیم، باید بفهمیم ریشه کاهش انگیزه چیست.
برای یک دانشآموز ممکن است مسئله برنامهریزی باشد، برای دیگری ترس از شکست و برای فردی دیگر نداشتن هدف روشن.
موبایل و شبکههای اجتماعی چه جایگاهی در زندگی نسل Z دارند؟
فناوری برای این نسل فقط یک ابزار نیست؛ بخشی از محیط زندگی آنهاست.
به همین دلیل، برخورد صفر و صدی با فناوری معمولاً راهحل مناسبی نیست. باید به نوجوان کمک کنیم «سواد استفاده از فناوری» داشته باشد؛ یعنی بداند چه چیزی را دنبال کند، چه چیزی را باور کند، زمانش را چطور مدیریت کند و چگونه از فضای مجازی برای یادگیری و رشد استفاده کند.
هدف نباید صرفاً حذف فناوری باشد؛ باید استفاده آگاهانه از فناوری را آموزش دهیم.
آیا والدین باید دوست نوجوانشان باشند؟
والدین بیش از آنکه لازم باشد «دوست» نوجوان باشند، باید رابطهای امن و قابل اعتماد با او بسازند.
نوجوان باید بداند میتواند درباره مسائلش صحبت کند، بدون اینکه بلافاصله با قضاوت، سرزنش یا مقایسه روبهرو شود.
در عین حال، والد همچنان والد است و باید مرزهای سالم و مسئولیتها را حفظ کند.
به نظر من رابطه سالم ترکیبی است از: صمیمیت، احترام، مرزبندی و گفتوگو.
مقایسه نوجوان با دوستان و همکلاسیها چه اثری بر او دارد؟
مقایسه معمولاً به جای ایجاد انگیزه، احساس ناکافی بودن ایجاد میکند.
وقتی به نوجوان میگوییم «ببین فلانی چقدر موفق است»، ممکن است به جای اینکه به تواناییهای خودش فکر کند، ارزش خودش را با دیگری بسنجد.
بهتر است به جای مقایسه با دیگران، مسیر رشد خود نوجوان را ببینیم؛ اینکه امروز نسبت به گذشته چه چیزی را بهتر انجام میدهد.
این نگاه، زمینه سالمتری برای رشد ایجاد میکند.
شما به عنوان مشاور، برای ایجاد ارتباط اولیه با یک نوجوان چه چیزی را مهمتر میدانید؟
قبل از هر چیز، اعتماد. اگر نوجوان احساس کند قرار است فقط ارزیابی یا قضاوت شود، احتمالاً بخش مهمی از خودش را پنهان میکند.
گاهی اولین قدم مشاور این نیست که سؤالهای زیادی بپرسد؛ بلکه این است که فضایی ایجاد کند که نوجوان احساس کند:
«اینجا قرار نیست فقط درباره اشتباهات من صحبت شود؛ قرار است خود من هم دیده شوم.»
شاید مسئله اصلی در ارتباط با نسل Z این نباشد که چگونه آنها را تغییر دهیم؛ بلکه این باشد که چگونه آنها را بهتر بشناسیم و در مسیر رشدشان همراهشان باشیم.
نسل جدید الزاماً نسلی متفاوت برای «کنترل کردن» نیست؛ نسلی متفاوت برای شناختن، گفتوگو کردن و همراه شدن است.
آیا نوجوانان امروز بیش از نسلهای قبل نیاز به شنیده شدن دارند؟
نیاز به شنیده شدن همیشه وجود داشته است؛ اما شکل ارتباط تغییر کرده است.
نوجوان امروز با حجم زیادی از اطلاعات و صداهای مختلف روبهروست. بنابراین شنیده شدن برایش اهمیت ویژهای پیدا میکند.
البته شنیدن با گوش دادن متفاوت است. گوش دادن واقعی یعنی قبل از اینکه سریع راهحل بدهیم، تلاش کنیم بفهمیم نوجوان چه چیزی را تجربه میکند و چرا اینگونه فکر میکند.
اگر بخواهید یکی از اشتباهات رایج بزرگسالان در برخورد با نسل Z را نام ببرید، چیست؟
یکی از اشتباهات این است که رفتار نوجوان را خیلی سریع به یک ویژگی شخصیتی نسبت دهیم.
مثلاً بگوییم: «تنبل است.» «مسئولیتپذیر نیست.» «گوش نمیدهد.» «فقط دنبال موبایل است.»
در حالی که پشت یک رفتار ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد.
من ترجیح میدهم به جای پرسیدن اینکه «این دانشآموز چرا اینطور است؟» بپرسیم: «چه چیزی باعث شده این رفتار را نشان دهد؟»
همین تغییر سؤال میتواند نگاه ما را تغییر دهد.
نسل Z از مدرسه چه میخواهد؟
فکر میکنم مدرسه برای نوجوان امروز فقط محل دریافت اطلاعات نیست.
او میخواهد در مدرسه فرصت تجربه، کشف، ارتباط، اظهار نظر و دیده شدن داشته باشد.
آموزش علمی همچنان جایگاه اصلی خود را دارد، اما شاید لازم باشد مدرسه بیش از گذشته به این سؤال توجه کند که: چگونه میتوانیم یادگیری را برای نوجوان معنادارتر کنیم؟
آیا مدرسه باید خودش را با نسل جدید تطبیق دهد؟
تطبیق به معنای کنار گذاشتن اصول نیست.
مدرسه همچنان به نظم، مسئولیتپذیری، قانون و چارچوب نیاز دارد، اما روش انتقال این مفاهیم میتواند تغییر کند.
نسل جدید ممکن است با «چون من میگویم» ارتباط کمتری برقرار کند؛ اما میتوان او را وارد گفتوگو کرد و درباره چرایی قوانین صحبت کرد.
چارچوب لازم است، اما شیوه ارتباط با چارچوب میتواند انسانیتر و مشارکتیتر باشد.
مهمترین مهارتی که باید به نوجوانان نسل Z آموزش دهیم چیست؟
اگر بخواهم فقط یک مورد را انتخاب کنم، میگویم: خودشناسی.
نوجوانی که خودش را بهتر بشناسد، راحتتر میتواند علایق، تواناییها، نقاط قوت، نیازها و اهدافش را تشخیص دهد.
بعد از خودشناسی، مهارتهایی مثل تصمیمگیری، مدیریت زمان، ارتباط مؤثر، حل مسئله و مدیریت هیجان معنا پیدا میکنند.
نقش مشاور در این میان چیست؟ آیا مشاور باید به نوجوان بگوید چه تصمیمی بگیرد؟
مشاور قرار نیست به جای نوجوان تصمیم بگیرد.
یکی از نقشهای مهم مشاور این است که به نوجوان کمک کند خودش بهتر فکر کند، گزینههایش را ببیند و پیامد تصمیمهایش را بررسی کند.
گاهی بهترین کمک مشاور ارائه یک پاسخ آماده نیست؛ بلکه پرسیدن یک سؤال درست است؛ سؤالی که باعث شود نوجوان برای اولین بار از زاویه دیگری به مسئله خودش نگاه کند.
اگر بخواهید یک توصیه کاربردی به والدین نسل Z داشته باشید، چه میگویید؟
قبل از اینکه بخواهید فرزندتان را تغییر دهید، سعی کنید او را بشناسید.
درباره علایقش سؤال کنید. درباره چیزهایی که برایش مهم است صحبت کنید. گاهی بدون اینکه بخواهید نصیحت کنید، فقط گوش بدهید.
و مهمتر از همه، ارتباط را فقط به زمانی محدود نکنید که مشکلی ایجاد شده است.
رابطه خوب باید قبل از بحران ساخته شود.
و اگر نوجوانان نسل Z این گفتوگو را بخوانند، پیام شما به آنها چیست؟
قرار نیست شبیه نسل قبل باشید.
نسل شما دنیای متفاوتی را تجربه میکند و طبیعی است که سؤالها، دغدغهها و حتی روش یادگیریتان متفاوت باشد.
اما در کنار استفاده از فرصتهایی که دنیای امروز در اختیارتان گذاشته، خودتان را هم بشناسید، سؤال بپرسید، تجربه کنید و برای رشد خودتان مسئولیت بپذیرید.
اگر بزرگسالان گاهی شما را درست درک نمیکنند، این به معنای شنیده نشدن همیشگی شما نیست. گفتوگو را شروع کنید؛ گاهی یک گفتوگوی خوب میتواند فاصله دو نسل را بسیار کمتر کند.

ارتباط با نسل Z چرا به گفتوگو نیاز دارد؟
به گزارش ثروت فردا، ارتباط با نسل Z را نمیتوان صرفاً بر پایه دستور، نصیحت یا انتقال یکطرفه اطلاعات تعریف کرد. بخش مهمی از تجربه این نسل در محیطی شکل گرفته که در آن دسترسی به اطلاعات سریع است و نوجوان میتواند درباره موضوعات مختلف جستوجو کند، دیدگاههای متفاوت را ببیند و با دیگران ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، شیوه گفتوگو نقش مهمی در ارتباط با نسل Z دارد.
به همین دلیل، پرسش «چرا؟» در گفتوگو با نوجوان اهمیت زیادی دارد. توضیح دادن منطق یک قانون یا تصمیم، لزوماً به معنی کنار گذاشتن اقتدار والد یا مربی نیست؛ بلکه میتواند زمینهای برای فهم بهتر چارچوبها ایجاد کند. در واقع، ارتباط با نسل Z زمانی سازندهتر میشود که نوجوان احساس کند دیدگاه او نیز در گفتوگو اهمیت دارد.
راهنمای یونیسف درباره والدگری نوجوانان نیز بر اهمیت ارتباط محترمانه، توجه به نیازهای در حال تغییر نوجوان و فراهم کردن فرصت برای شنیده شدن دیدگاه او تأکید میکند. توجه به این اصول میتواند به شکلگیری ارتباط با نسل Z بر پایه اعتماد، احترام و گفتوگوی دوطرفه کمک کند.
نقش شنیدن فعال در رابطه با نوجوان
شنیدن با پاسخ دادن فرق دارد
یکی از نکات مهم در ارتباط با نسل Z این است که شنیدن نباید صرفاً مقدمهای برای ارائه راهحل باشد. گاهی نوجوان پیش از آنکه به توصیه نیاز داشته باشد، میخواهد مطمئن شود طرف مقابل تجربه او را فهمیده است. در واقع، توجه واقعی به حرفهای نوجوان میتواند پایهای برای ارتباط با نسل Z مؤثرتر ایجاد کند.
شنیدن فعال میتواند با سؤالهای سادهای مانند «چه اتفاقی افتاد؟»، «خودت درباره این موضوع چه فکر میکنی؟» و «دوست داری چه چیزی تغییر کند؟» شروع شود. این نوع گفتوگو میتواند در ارتباط با نسل Z به نوجوان فرصت دهد احساسات و دیدگاه خود را بدون ترس از قضاوت بیان کند.
در منابع یونیسف نیز گوش دادن فعال و توجه به حرفهای کودک و نوجوان به عنوان بخشی از ارتباط مؤثر مورد تأکید قرار گرفته است. توجه به این اصل میتواند در شکلگیری ارتباط با نسل Z بر پایه اعتماد، احترام و گفتوگوی دوطرفه نقش داشته باشد.
فناوری چه تغییری در ارتباط نسل Z ایجاد کرده است؟
فناوری برای نوجوانان امروز فقط وسیلهای برای سرگرمی نیست. شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و پلتفرمهای دیجیتال بخشی از محیط اجتماعی آنها را تشکیل میدهند و به همین دلیل، شناخت این فضا در ارتباط با نسل Z اهمیت زیادی دارد.
پژوهشهای Pew Research Center نشان دادهاند که نوجوانان از شبکههای اجتماعی برای ارتباط، خلاقیت و دنبال کردن اتفاقات مربوط به دوستان و دنیای اطراف خود استفاده میکنند. در عین حال، همین فضا میتواند با فشار اجتماعی، تجربههای منفی و نگرانیهایی درباره زمان استفاده همراه باشد.
بنابراین در ارتباط با نسل Z، رویکرد صرفاً «ممنوع کردن» فناوری لزوماً همه مسئله را حل نمیکند. آموزش تشخیص اطلاعات، مدیریت زمان، حفظ حریم خصوصی و استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال میتواند بخش مهمتری از سواد فناوری باشد.
والدین نیز در ارتباط با نسل Z میتوانند به جای تمرکز صرف بر محدودیت، درباره شیوه استفاده از تلفن همراه و شبکههای اجتماعی با نوجوان گفتوگو کنند. تعیین زمان مناسب، توضیح خطرات احتمالی و آموزش استفاده مسئولانه از فضای دیجیتال، بخشی از همین فرایند است و میتواند به شکلگیری ارتباط با نسل Z مؤثرتر کمک کند.
مدرسه و خانواده چگونه میتوانند زبان ارتباطی خود را تغییر دهند؟
تغییر زبان ارتباطی به معنی حذف قانون و چارچوب نیست. خانواده و مدرسه همچنان به مرزهای مشخص، مسئولیتپذیری و قواعد روشن نیاز دارند؛ اما نحوه توضیح این قواعد میتواند تغییر کند و به شکل مؤثرتری به ارتباط با نسل Z کمک کند.
برای مثال، به جای اینکه یک قانون صرفاً به شکل دستور مطرح شود، میتوان هدف آن را توضیح داد و از نوجوان خواست درباره روش اجرای آن نظر بدهد. چنین رویکردی میتواند فرصت بیشتری برای مشارکت و مسئولیتپذیری ایجاد کند و زمینه ارتباط با نسل Z را بهبود دهد.
در خانواده نیز بهتر است ارتباط فقط زمانی شکل نگیرد که مشکلی به وجود آمده است. گفتوگو درباره علایق، تجربههای روزمره و دغدغههای نوجوان میتواند رابطه را به ارتباطی مستمر تبدیل کند و مسیر ارتباط با نسل Z را هموارتر سازد.

مدرسه نیز میتواند با ایجاد فرصت برای پرسش، مشارکت و اظهار نظر، فضای مناسبی برای ارتباط با نسل Z ایجاد کند. در چنین فضایی، رعایت قانون و مسئولیتپذیری همچنان اهمیت دارد، اما نوجوان فرصت دارد دلیل برخی چارچوبها را بهتر درک کند.
چند راهکار کاربردی برای ارتباط بهتر با نسل Z
برای تقویت ارتباط با نسل Z میتوان چند اصل ساده را در تعاملهای روزمره به کار گرفت:
- قبل از ارائه راهحل، مسئله را دقیق بشنوید.
- درباره دلیل قوانین و انتظارات توضیح دهید.
- نوجوان را با دوستان و همکلاسیهایش مقایسه نکنید.
- برای نظر و انتخاب او، در چارچوب مسئولیتهایش، فضا ایجاد کنید.
- فناوری را صرفاً به عنوان دشمن رابطه یا یادگیری نبینید.
- درباره استفاده از شبکههای اجتماعی گفتوگوی مستمر داشته باشید.
- اشتباه را از هویت نوجوان جدا کنید؛ یک رفتار نامناسب لزوماً یک ویژگی دائمی شخصیتی نیست.
- در زمانهایی که بحرانی وجود ندارد نیز رابطه و گفتوگو را حفظ کنید.
در کنار این موارد، والدین میتوانند در ارتباط با نسل Z به جای پرسیدن مداوم درباره نتیجه، درباره فرایند و تجربه نوجوان نیز سؤال کنند. پرسشهایی مانند «چه چیزی برایت سخت بود؟» یا «اگر دوباره این کار را انجام دهی، چه چیزی را تغییر میدهی؟» میتواند گفتوگو را از سرزنش به سمت یادگیری هدایت کند.
هدف از این رویکرد، کنار گذاشتن نقش والد، معلم یا مشاور نیست؛ بلکه ایجاد فضایی است که نوجوان بتواند در کنار دریافت چارچوب، درباره مسائل خود نیز صحبت کند.
چرا اعتماد، پایه ارتباط با نسل Z است؟
اعتماد زمانی شکل میگیرد که نوجوان بداند صحبت کردن درباره یک مسئله الزاماً به قضاوت یا سرزنش فوری منجر نمیشود. این موضوع بهخصوص در دورهای اهمیت دارد که نوجوان در حال تجربه استقلال بیشتر و شکل دادن به هویت خود است.
ارتباط با نسل Z زمانی میتواند پایدارتر باشد که میان صمیمیت و مرزبندی تعادل برقرار شود. نه حذف کامل قوانین ضروری است و نه کنترل دائمی میتواند جایگزین گفتوگو شود.
برای والدین، یکی از پایههای ارتباط با نسل Z این است که میان حمایت و نظارت تعادل ایجاد کنند. نوجوان باید هم چارچوبهای مشخص را بشناسد و هم بداند در صورت مواجهه با یک مسئله، امکان صحبت کردن با والد یا فرد مورد اعتماد خود را دارد.
در نهایت، همانطور که در گفتوگوی شهره رسولی نیز مطرح شده، شناخت نوجوان باید پیش از تلاش برای تغییر او قرار بگیرد. پرسیدن سؤال درست، گوش دادن و ایجاد فضای امن برای گفتوگو میتواند نقطه شروع رابطهای مؤثرتر باشد.
ارتباط با نسل Z زمانی معنا پیدا میکند که نوجوان صرفاً موضوع تربیت یا آموزش دیده نشود، بلکه به عنوان فردی دارای دیدگاه، تجربه و نیازهای متفاوت نیز شنیده شود. چنین رویکردی میتواند فاصله ارتباطی میان نسلها را کمتر کند و زمینه گفتوگوی سازندهتری را در خانواده و مدرسه فراهم آورد.
جمعبندی
در نهایت، ارتباط با نسل Z بیش از هر چیز به شنیدن، گفتوگو و درک تفاوتهای نسلی نیاز دارد. خانواده و مدرسه با تقویت ارتباط با نسل Z میتوانند فضای مناسبتری برای بیان دیدگاهها، پرسشها و دغدغههای نوجوانان ایجاد کنند. در این مسیر، ارتباط با نسل Z زمانی مؤثرتر خواهد بود که بزرگسالان به جای تحمیل نظر، به استقلال فکری و نیاز به شنیدهشدن این نسل توجه کنند. بنابراین، تقویت ارتباط با نسل Z میتواند به شکلگیری اعتماد بیشتر و کاهش فاصله میان نسلها کمک کند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟