Skip to main content

ثروت فردا

سرخط خبرها:

اینترنت ایران؛ زیرساخت اقتصاد پسادیجیتال

اینترنت ایران؛ زیرساخت اقتصاد پسادیجیتال

اینترنت ایران دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط، خرید اینترنتی یا استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیست؛ بلکه به یکی از زیرساخت‌های اصلی رشد اقتصادی، توسعه فناوری، پژوهش، تولید و نوآوری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کیفیت، پایداری و دسترسی‌پذیری شبکه اینترنت می‌تواند مستقیماً بر توان اقتصاد ایران برای حرکت به…

- اندازه متن +

اینترنت ایران دیگر صرفاً ابزاری برای ارتباط، خرید اینترنتی یا استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیست؛ بلکه به یکی از زیرساخت‌های اصلی رشد اقتصادی، توسعه فناوری، پژوهش، تولید و نوآوری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، کیفیت، پایداری و دسترسی‌پذیری شبکه اینترنت می‌تواند مستقیماً بر توان اقتصاد ایران برای حرکت به سمت اقتصاد فناوری اثر بگذارد.

اینترنت ایران در این مسیر فقط یک ابزار ارتباطی نیست و می‌تواند زیرساخت اصلی توسعه اقتصاد دیجیتال و فناوری‌های نوین باشد.

به گزارش ثروت فردا، در سال‌های اخیر، توسعه فیبر نوری، افزایش پوشش نسل پنجم، گسترش خدمات دولت هوشمند و رشد خدمات دیجیتال، نشانه‌هایی از توسعه زیرساخت‌های ارتباطی در کشور بوده‌اند. با این حال، پرسش مهم این است که آیا اینترنت ایران می‌تواند از سطح خدمات دیجیتال روزمره فراتر برود و به زیرساختی برای پیوند دانشگاه، صنعت، سرمایه، داده و بازار تبدیل شود؟

اینترنت ایران؛ زیرساخت اقتصاد پسادیجیتال

اینترنت ایران و اقتصاد پس از دیجیتال

اقتصاد جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن مرز میان فناوری‌های مختلف روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود. هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، رباتیک، اینترنت اشیا، ماهواره‌ها، رایانش ابری و فناوری‌های مرتبط با داده بیش از گذشته به یکدیگر وابسته شده‌اند.

در این شرایط، اینترنت ایران باید فقط به عنوان شبکه‌ای برای انتقال اطلاعات دیده نشود. اینترنت می‌تواند بستری باشد که پژوهشگر را به داده، شرکت را به بازار، دانشگاه را به صنعت و سرمایه‌گذار را به شرکت‌های نوآور متصل می‌کند.

براساس گزارشات ثروت فردا، کیفیت اینترنت دیگر تنها یک موضوع ارتباطی نیست؛ بلکه به موضوعی اقتصادی تبدیل شده است. هر اندازه دسترسی به شبکه پایدارتر و قابل پیش‌بینی‌تر باشد، امکان توسعه خدمات فناورانه، همکاری علمی و سرمایه‌گذاری بلندمدت نیز بیشتر خواهد شد.

آینده اینترنت ایران به میزان توانایی آن در اتصال دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، مراکز تحقیقاتی و بازارهای داخلی و جهانی وابسته است.

رشد اقتصاد دیجیتال در دولت چهاردهم

احسان چیت ساز – معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

اینترنت ایران و اقتصاد پس از دیجیتال

با وجود همه بی‌وفایی‌های تنظیم گران بخشی(تنظیم گران اقتصاد متداول)، دولت چهاردهم توانسته است سهم اقتصاد دیجیتال را افزایش دهد؛ اما آینده فناوری ایران نه با بزرگ‌تر شدن چند پلتفرم، بلکه با تبدیل اینترنت به زیرساخت پایدار علم، تولید و نوآوری رقم خواهد خورد.

رشد اقتصاد دیجیتال در دولت چهاردهم خبر خوبی است؛ اما خبرهای خوب، اگر درست خوانده نشوند، گاهی خطرناک‌ترین نوع خوش‌بینی را می‌سازند. افزایش خرید اینترنتی، فراگیری پرداخت الکترونیکی، رونق تاکسی‌های آنلاین و بزرگ‌تر شدن پلتفرم‌ها نشان می‌دهد اقتصاد ایران دیجیتالی‌تر شده است.

اعداد نیز این روایت را تقویت می‌کنند: اتصال روستاهای بالای ۲۰ خانوار به شبکه ملی اطلاعات ۹ درصد رشد کرده، سایت‌های نسل پنجم تلفن همراه ۲۴ درصد بیشتر شده‌اند، پوشش فیبر نوری ۳۷ درصد و اتصال مشترکان به فیبر ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. کاربران پنجره واحد دولت هوشمند در کنار کاربران پیام رسان‌های بومی ۶۰ درصد رشد کرده‌اند؛ سرویس‌های مرکز تبادل اطلاعات ۵۱ درصد و تراکنش‌های آن ۹۲ درصد بیشتر شده‌اند. در حوزه فضایی نیز پرتاب‌های بومی ماهواره ۴۱ درصد و پرتاب‌های خارجی ۱۵۰ درصد رشد داشته و ایستگاه‌های سلماس، چناران و چابهار به پیشرفت ۹۸ درصدی رسیده‌اند. اینها نشانه‌های یک اقتصاد در حال حرکت‌اند؛ اما هنوز سند ورود به آینده نیستند.

آینده فناوری با دیجیتالی کردن گذشته ساخته نمی‌شود. اینکه فروشگاه سنتی به اپلیکیشن، صف اداری به پنجره واحد، یا تاکسی خیابانی به پلتفرم تبدیل شود، مهم است؛ اما این ابتدای ماجراست. آزمون بزرگ‌تر جای دیگری است: آیا اینترنت ایران می‌تواند به زیرساخت کشف دارو، طراحی مواد نو، ساخت ماشین‌آلات هوشمند، مدیریت شبکه انرژی و افزایش بهره‌وری کشاورزی تبدیل شود؟ اگر پاسخ مثبت باشد، اقتصاد دیجیتال از «بازار آنلاین» فراتر می‌رود و به موتور فناوری‌های همگرا بدل می‌شود. اگر نه، کشور فقط ابزارهای تازه‌ای برای انجام کارهای قدیمی خواهد داشت؛ سریع‌تر، شیک‌تر، اما نه الزاماً آینده‌ساز.

به رغم مقاومت‌های تنظیم گران بخشی، دولت چهاردهم توانسته است با اجماع‌سازی با محوریت رئیس‌جمهوری مسیر اقتصاد دیجیتال را تا اندازه‌ای هموار کند. توسعه اتصال‌های فیبر نوری، تقویت خدمات برخط، تلاش برای افزایش کیفیت شبکه، بازنگری در سیاست مسدودسازی و قرار دادن اقتصاد دیجیتال در دستور کار دولت، همگی نشانه‌هایی از تغییر جهت‌اند. اما خطر آن است که موفقیت در رشد سهم اقتصاد دیجیتال، با موفقیت در ساخت اقتصاد فناوری اشتباه گرفته شود. اولی به استفاده بیشتر از ابزارهای دیجیتال مربوط است؛ دومی به افزایش توان کشور برای خلق فناوری.

در چنین شرایطی، کیفیت اینترنت ایران می‌تواند مستقیماً بر سرعت انتقال دانش از دانشگاه به صنعت اثر بگذارد.

اینترنت ایران؛ پل میان علم و تولید

جهان در حال عبور از «اقتصاد دیجیتال» به «اقتصاد همگرایی» است. در این اقتصاد، هوش مصنوعی رشته‌ای مستقل نیست. به زیست‌فناوری کمک می‌کند ساختار پروتئین‌ها را پیش‌بینی کند، سرعت کشف دارو را افزایش می‌دهد، مواد جدید را شناسایی می‌کند و روبات‌ها را از ماشین‌های برنامه‌ریزی‌شده به سامانه‌های یادگیرنده تبدیل می‌کند. نیمه‌رساناهای کم‌مصرف، هزینه آموزش مدل‌های هوش مصنوعی را کاهش می‌دهند؛ علم مواد، ساخت تراشه‌ها و باتری‌های بهتر را ممکن می‌کند؛ ماهواره‌ها داده موردنیاز کشاورزی دقیق، مدیریت آب و پایش محیط‌زیست را فراهم می‌کنند.

مزیت اقتصادی دیگر در اختیار یک فناوری منفرد نیست. در فاصله میان فناوری‌ها شکل می‌گیرد. اینترنت در چنین اقتصادی صرفاً وسیله دسترسی به محتوا نیست. اینترنت همان زیرساختی است که داده، محاسبات، سرمایه، دانشگاه، صنعت و بازار را به یکدیگر متصل می‌کند. برای همین، کیفیت سیاست اینترنت باید نه با تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی بومی، بلکه با توان آن در پشتیبانی از علم و تولید سنجیده شود.

پرسش درست این نیست که چند میلیون نفر خرید اینترنتی می‌کنند. باید پرسید یک پژوهشگر ایرانی با چه سرعت و اطمینانی به داده‌های علمی، مخازن کد، نرم‌افزارهای تخصصی، خدمات ابری و همکاران خارجی خود دسترسی دارد. یک شرکت دانش‌بنیان چه اندازه می‌تواند به بازارهای بین‌المللی، ابزارهای طراحی، خدمات امنیتی و زنجیره‌های ارزش جهانی متصل شود؟ یک بیمارستان، کارخانه یا مزرعه تا چه حد می‌تواند از هوش مصنوعی و تحلیل بلادرنگ داده استفاده کند؟

اقتصاد دیجیتال را می‌توان تا حدودی در داخل مرزهای ملی توسعه داد. اما فناوری‌های همگرا در انزوا رشد نمی‌کنند.
دانش علمی فقط در مقاله‌ها ذخیره نمی‌شود. بخشی از آن دانشی ضمنی است که از همکاری، گفت‌وگو، مشاهده خطاها و کار مشترک به دست می‌آید. مهندس ماهر ممکن است بتواند یک دستگاه پیچیده را تنها با شنیدن صدای آن عیب‌یابی کند؛ دانشی که به‌سادگی در کتابچه راهنما نوشته نمی‌شود. پژوهشگر نیز از گفت‌وگو با همکاران خود چیزهایی می‌آموزد که در نسخه نهایی مقاله وجود ندارد: آزمایش‌هایی که شکست خورده‌اند، مسیرهایی که ارزش ادامه دادن ندارند و نشانه‌هایی که هنوز به نتیجه علمی قطعی تبدیل نشده‌اند.

ایران از این نظر مزیتی بزرگ و تا اندازه‌ای استفاده‌نشده دارد: شبکه وسیع دانشمندان، مهندسان و کارآفرینان ایرانی در سراسر جهان. اینترنت پایدار می‌تواند این پراکندگی جغرافیایی را به یک شبکه ملی دانش تبدیل کند. اینترنت محدود و نامطمئن، برعکس، حتی متخصصی را که در کشور مانده است از جریان جهانی دانش دور می‌کند. مهاجرت نخبگان در چنین وضعی سرعت می‌یابد.

اینترنت ایران و سرمایه‌گذاری در فناوری

مسأله دوم، سرمایه‌گذاری است. سرمایه از خطر فناوری فرار نمی‌کند؛ از خطر غیرقابل محاسبه فرار می‌کند. سرمایه‌گذار می‌پذیرد که یک محصول جدید ممکن است شکست بخورد، اما نمی‌تواند احتمال قطع دسترسی آن به بازار، نرم‌افزار، داده یا مشتری را محاسبه کند. نااطمینانی درباره اینترنت، نرخ بازده مورد انتظار را بالا می‌برد، دوره سرمایه‌گذاری را کوتاه می‌کند و منابع را به سمت فعالیت‌هایی می‌برد که کمتر نوآورانه و زودبازده‌ترند.

نتیجه، اقتصادی است که می‌تواند خدمات دیجیتال مصرف کند، اما در تولید فناوری‌های پیشرفته ناتوان می‌ماند.

این وضعیت برای شرکت‌های دانش‌بنیان پرهزینه‌تر است. فاصله‌ای خطرناک میان اثبات یک ایده در آزمایشگاه و تبدیل آن به محصول تجاری وجود دارد. شرکت جوان در این مرحله هنوز مشتریان کافی ندارد، هزینه تولیدش بالاست و سرمایه‌گذار نیز از آینده آن مطمئن نیست. در ایران، تحریم، نوسان ارز و دشواری تأمین مالی این فاصله را عمیق کرده‌اند. اینترنت ناپایدار، مانع دیگری به آن می‌افزاید.

اصلاح سیاست اینترنت همه این مشکلات را حل نمی‌کند، اما یکی از معدود اصلاحاتی است که می‌تواند هم‌زمان هزینه مبادله را کاهش دهد، بازار شرکت‌ها را بزرگ‌تر کند، همکاری علمی را آسان سازد و دسترسی به سرمایه و فناوری را بهبود بخشد. برای سرمایه‌گذاران فناوری، اینترنت ایران زمانی ارزش اقتصادی بیشتری پیدا می‌کند که پایدار، قابل پیش‌بینی و مناسب فعالیت‌های تخصصی و تجاری باشد.

امنیت و دسترسی پایدار در اینترنت ایران

البته اینترنت باز به معنای اینترنت بی‌دفاع نیست. امنیت سایبری بر محرمانگی، صحت و دسترس‌پذیری استوار است. سیاستی که برای حفاظت از دو اصل اول، دسترس‌پذیری را قربانی کند، شبکه‌ای ظاهراً امن اما از نظر اقتصادی کم‌فایده می‌سازد. افزون بر این، مسدودسازی گسترده کاربران را به فیلترشکن‌ها و نرم‌افزارهای ناشناخته سوق می‌دهد، به‌روزرسانی‌های امنیتی را دشوار می‌کند و امکان مدیریت تهدیدها را کاهش می‌دهد؛ سیاستی که امید می‌رود با تغییر رویه در شورای عالی فضای مجازی اصلاح شود.

بنابراین، سیاست‌گذاری درباره اینترنت ایران باید میان الزامات امنیتی و نیازهای اقتصادی، علمی و فناورانه تعادل برقرار کند.

امنیت هوشمند باید مهاجم را هدف قرار دهد، نه اتصال را.
از این رو، آزمون دولت چهاردهم فقط به رفع محدودیت یک یا چند پلتفرم محدود نمی‌‎شود. تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که دسترسی به اینترنت از یک تصمیم اداری قابل تعلیق، به یک قاعده عمومی و قابل پیش‌بینی تبدیل شود. محدودیت‌های ضروری نیز باید هدفمند، مستند، مدت‌دار و قابل اعتراض باشند. تصمیم اضطراری بدون تاریخ پایان، به‌تدریج به سیاست دائمی تبدیل می‌شود؛ همان‌گونه که امتیازهای موقت، اینترنت طبقاتی را عادی می‌کنند. سیاستی که در سراسر دولت با آن مخالفت کردیم.

فیبر نوری و نسل پنجم؛ کافی اما نه کامل

توسعه فیبر نوری و نسل پنجم برای این تحول ضروری است، اما کافی نیست. ظرفیت بالای شبکه بدون دسترسی مؤثر به دانش، بازار و خدمات جهانی، مانند ساخت بندری پیشرفته و بستن مسیر آن به دریاست. شبکه ملی اطلاعات به عنوان یک ضرورت می‌تواند تاب‌آوری خدمات داخلی را افزایش دهد، ولی اگر به جای مکمل اینترنت جهانی به جانشین آن تبدیل شود، مزیت اقتصادی خود را نیز از دست خواهد داد.

توسعه زیرساخت‌های ارتباطی، زمانی بیشترین اثر را بر اقتصاد خواهد داشت که اینترنت ایران علاوه بر پوشش گسترده، کیفیت و پایداری مناسبی نیز داشته باشد.

از این منظر، آینده اینترنت ایران فقط به تعداد دکل‌های ارتباطی یا میزان پوشش فیبر نوری وابسته نیست. کیفیت اتصال، پایداری شبکه، تأخیر، ظرفیت انتقال داده، دسترسی به خدمات ابری و امکان ارتباط با مراکز علمی و فناوری جهان نیز باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد.

گزارش‌های بین‌المللی نیز بر اهمیت اتصال باکیفیت برای توسعه اقتصاد دیجیتال تأکید دارند. اتحادیه بین‌المللی مخابرات، زیرساخت ارتباطی را یکی از پایه‌های دسترسی معنادار به خدمات دیجیتال و فناوری‌های نوین می‌داند. برای تبدیل اینترنت ایران به زیرساخت اقتصاد فناوری، توسعه شبکه باید هم‌زمان با اصلاح سیاست‌های داده، سرمایه‌گذاری و نوآوری دنبال شود.

سیاست‌های مورد نیاز برای اقتصاد فناوری

برای رسیدن به اقتصاد فناوری‌های همگرا، سیاست اینترنت باید در کنار چند سیاست دیگر قرار گیرد: تأمین برق پایدار برای مراکز داده، دسترسی رقابتی دانشگاه‌ها و شرکت‌ها به توان محاسباتی، ایجاد زیرساخت‌های داده پژوهشی، حمایت بلندمدت از تحقیقات دانشگاهی، تقویت استانداردهای فنی، تسهیل همکاری با ایرانیان خارج از کشور و استفاده از خرید دولتی برای رساندن فناوری‌های نوپا به بازار.

دولت همچنین باید سنجش موفقیت را تغییر دهد. تعداد مشترکان، میزان پوشش یا حجم ترافیک شاخص‌های مفیدی هستند، اما کیفیت یک زیست‌بوم نوآوری را نشان نمی‌دهند. شاخص‌های مهم‌تر عبارت‌اند از مدت و دامنه اختلال‌ها، دسترسی دانشگاه‌ها به منابع علمی، سهم صادرات دیجیتال، سرمایه‌گذاری خطرپذیر و تعداد شرکت‌هایی که از پژوهش به تولید رسیده‌اند.

اینترنت ایران؛ از اقتصاد دیجیتال تا اقتصاد فناوری

دولت چهاردهم توانسته است سهم اقتصاد دیجیتال را افزایش دهد؛ اما این موفقیت باید نقطه آغاز باشد، نه خط پایان. ایران اکنون به سیاستی برای «اقتصاد پس از دیجیتال» نیاز دارد: اقتصادی که در آن اینترنت نه فقط محل معامله کالا و خدمات، بلکه بستر تولید علم و ترکیب فناوری‌ها باشد.

کشورها در دهه آینده نه تنها بر سر داشتن بهترین الگوریتم، تراشه یا آزمایشگاه رقابت می‌کنند بلکه مزیت اصلی از آن کشوری خواهد بود که بتواند سریع‌تر از دیگران میان ایده، انسان، داده، سرمایه و بازار ارتباط برقرار کند.

آینده فناوری ایران، پیش از آنکه به یک اختراع بزرگ وابسته باشد، به کیفیت همین اتصال بستگی دارد.

اینترنت ایران در مسیر توسعه اقتصاد دیجیتال، اینترنت ایران به عنوان زیرساخت ارتباطی کشور، اینترنت ایران برای دسترسی به دانش و فناوری‌های جهانی و اینترنت ایران برای حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، همگی به یک عامل مشترک یعنی پایداری، کیفیت و دسترسی قابل پیش‌بینی به شبکه وابسته‌اند.

جمع‌بندی

اینترنت ایران در نقطه‌ای قرار گرفته است که تصمیم‌های امروز درباره کیفیت و دسترسی به شبکه می‌تواند بر مسیر اقتصاد فناوری در سال‌های آینده اثر بگذارد. مسیر توسعه اینترنت ایران باید از افزایش صرفِ مصرف خدمات دیجیتال به سمت ایجاد زیرساختی برای نوآوری، تولید و فناوری حرکت کند. توسعه فیبر نوری، نسل پنجم، مراکز داده و خدمات دولت هوشمند، پایه‌های مهم این مسیر هستند؛ اما در کنار آنها باید دسترسی پایدار به دانش، بازار، خدمات ابری و شبکه جهانی همکاری علمی نیز مورد توجه قرار گیرد.

اقتصاد پس از دیجیتال زمانی در ایران شکل می‌گیرد که اینترنت از یک ابزار ارتباطی به زیرساختی برای اتصال علم، داده، سرمایه، تولید و بازار تبدیل شود. در این مسیر، سیاست‌گذاری پایدار، امنیت هوشمند و کاهش نااطمینانی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش سرمایه‌گذاری و رشد شرکت‌های فناور داشته باشد.

در نهایت، آینده اینترنت ایران با توانایی کشور برای ایجاد ارتباط پایدار میان انسان، داده، دانش و بازار گره خورده است.

لینک‌های پیشنهادی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *