سوسیالدموکراتها در سالهای اخیر توانستهاند جایگاه پررنگتری در فضای سیاسی آمریکا به دست آورند و دیدگاههای اقتصادی خود را بیش از گذشته مطرح کنند. در حالی که دموکراتهای جریان اصلی بر اصلاح ساختارهای موجود سرمایهداری تأکید دارند، سازمان سوسیالدموکراتهای آمریکا (DSA) به دنبال ایجاد تغییرات بنیادین در نظام اقتصادی این کشور است.
به گزارش ثروت فردا، سوسیالدموکراتها تابستان امسال در انتخابات مقدماتی مجلس نمایندگان آمریکا در ایالتهای نیویورک و کلرادو و همچنین در انتخابات مقدماتی شهرداری واشنگتن دیسی موفقیتهایی به دست آوردند. این موفقیتها پس از آن رخ داد که «زهران ممدانی» در ژانویه به مقام شهردار نیویورک رسید. همزمان با افزایش شکاف درآمدی و رشد ثروت میلیاردرها، دیدگاههای اقتصادی این جریان با استقبال بیشتری از سوی بخشی از افکار عمومی مواجه شده است.

سوسیالدموکراتها چه تفاوتی با دموکراتها دارند؟
اگرچه سوسیالدموکراتها و دموکراتهای آمریکا در بسیاری از موضوعات اقتصادی مواضع نزدیکی دارند، اما تفاوت اصلی آنها در میزان و عمق اصلاحات پیشنهادی است. دموکراتها معمولاً بر اصلاح نابرابریها در چارچوب نظام سرمایهداری تأکید میکنند، در حالی که DSA معتقد است ساختار فعلی سرمایهداری باید با یک نظام اقتصادی متفاوت جایگزین شود.
سازمان DSA یک حزب سیاسی رسمی نیست، بلکه یک سازمان مدنی و سیاسی است که بسیاری از اعضای آن با نامزدهای حزب دموکرات وارد رقابتهای انتخاباتی میشوند. برخی اعضای این سازمان از راهبرد «گسست آشفته» (Dirty Break) حمایت میکنند؛ راهبردی که هدف آن افزایش نفوذ در حزب دموکرات و سپس تشکیل یک حزب مستقل در آینده است.
هفت محور اختلاف اقتصادی
بررسی دیدگاههای دو جریان نشان میدهد اختلاف آنها تنها به یک موضوع محدود نمیشود. از بازار کار و حداقل دستمزد گرفته تا مالیات، خدمات درمانی، مسکن، بودجه نظامی و حتی نگاه به نظام سرمایهداری، تفاوتهای قابل توجهی میان دموکراتها و سوسیالدموکراتها وجود دارد.
هفته کاری؛ اختلاف سوسیالدموکراتها با دموکراتها
سوسیالدموکراتها و کاهش ساعت کار
یکی از مهمترین تفاوتهای سوسیالدموکراتها با دموکراتهای جریان اصلی، نگاه آنها به بازار کار و ساعات اشتغال است. هفته کاری ۴۰ ساعته از سال ۱۹۴۰ در آمریکا بهعنوان استاندارد قانونی شناخته میشود و بسیاری از سیاستهای بازار کار بر همین مبنا شکل گرفتهاند.
دموکراتها در سالهای اخیر بیشتر بر حفظ حقوق کارگران، پرداخت اضافهکاری، تقویت اتحادیههای کارگری و افزایش ایمنی محیط کار تمرکز کردهاند. در مقابل، سوسیالدموکراتها معتقدند افزایش بهرهوری نیروی کار طی دهههای گذشته باید به کاهش ساعات کار منجر شود و کارگران نیز از ثمره این رشد بهرهمند شوند.
بر همین اساس، سازمان DSA کاهش هفته کاری از ۴۰ ساعت به ۳۲ ساعت را یکی از محورهای اصلی برنامه اقتصادی خود میداند. این جریان معتقد است بخش قابل توجهی از سود ناشی از رشد بهرهوری به جای افزایش رفاه نیروی کار، نصیب شرکتهای بزرگ شده است.
در سال ۲۰۲۴ نیز برنی سندرز، سناتور ایالت ورمونت، طرحی را برای اجرای هفته کاری ۳۲ ساعته به سنا ارائه کرد. مطابق این پیشنهاد، شرکتها همچنان امکان استفاده از نیروی کار بیش از ۳۲ ساعت را داشتند، اما موظف میشدند برای ساعات اضافه، دستمزد اضافهکاری پرداخت کنند. این طرح در نهایت به قانون تبدیل نشد.
حداقل دستمزد؛ اختلاف بر سر میزان افزایش
سوسیالدموکراتها و دستمزد معیشتی
موضوع حداقل دستمزد نیز یکی دیگر از محورهای اختلاف میان دموکراتها و سوسیالدموکراتها به شمار میرود.
حداقل دستمزد فدرال آمریکا از سال ۲۰۰۹ تاکنون روی رقم ۷.۲۵ دلار در ساعت باقی مانده است. هر دو جریان سیاسی معتقدند این رقم باید افزایش یابد، اما درباره میزان آن اتفاقنظر ندارند.
دموکراتها در برنامه انتخاباتی سال ۲۰۲۴ افزایش حداقل دستمزد به ۱۵ دلار در ساعت را پیشنهاد کرده بودند. همچنین طرح دیگری با حمایت برنی سندرز افزایش این رقم به ۱۷ دلار را دنبال میکرد، اما هیچیک از این پیشنهادها به قانون تبدیل نشد.
در مقابل، سوسیالدموکراتها معتقدند معیار تعیین حداقل دستمزد باید «دستمزد معیشتی» باشد؛ یعنی درآمدی که بتواند هزینههای واقعی زندگی شامل مسکن، خوراک، حملونقل، درمان و سایر نیازهای اساسی را در هر منطقه جغرافیایی پوشش دهد.
در همین چارچوب، زهران ممدانی پیشنهاد کرده است حداقل دستمزد در شهر نیویورک تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰ دلار در ساعت افزایش یابد. از سوی دیگر، کریس مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت، نیز طرح «قانون دستمزد معیشتی برای همه» را ارائه کرده که افزایش حداقل دستمزد به ۲۵ دلار در ساعت را دنبال میکند.
خدمات درمانی؛ اوباماکر یا مدیکر برای همه؟
سوسیالدموکراتها و نظام سلامت
یکی دیگر از اختلافهای مهم سوسیالدموکراتها با دموکراتها به شیوه ارائه خدمات درمانی مربوط میشود.
دموکراتهای جریان اصلی از حفظ ساختار کنونی نظام درمان آمریکا حمایت میکنند؛ ساختاری که ترکیبی از بیمههای خصوصی و برنامههای دولتی است. آنها تلاش میکنند با کاهش قیمت داروها، افزایش پوشش بیمهای و کاهش سهم پرداختی بیماران، خدمات درمانی را در دسترستر کنند.
در مقابل، سازمان DSA معتقد است خدمات درمانی نباید یک کالای اقتصادی باشد و همه شهروندان باید بدون توجه به درآمد خود از خدمات پزشکی بهرهمند شوند.
به همین دلیل، این سازمان از اجرای طرح «مدیکر برای همه» (Medicare for All) حمایت میکند؛ طرحی که بر اساس آن دولت هزینههای درمان را بر عهده میگیرد و نقش بیمههای خصوصی به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
تحلیل؛ چرا اختلافها اهمیت دارد؟
تفاوت دیدگاههای دموکراتها و سوسیالدموکراتها تنها به چند سیاست اقتصادی محدود نمیشود، بلکه نشاندهنده دو نگاه متفاوت به نقش دولت در اقتصاد است. دموکراتها همچنان اصلاح نظام سرمایهداری را راهکار اصلی میدانند، اما سوسیالدموکراتها معتقدند برای کاهش نابرابری و افزایش عدالت اجتماعی باید ساختارهای اقتصادی موجود دستخوش تغییرات اساسی شوند.
این اختلافها در سالهای اخیر و همزمان با افزایش تورم، رشد هزینههای زندگی و گسترش شکاف درآمدی، بیش از گذشته در فضای سیاسی آمریکا مورد توجه قرار گرفته و انتظار میرود در انتخابات آینده نیز یکی از محورهای اصلی رقابتهای سیاسی و اقتصادی باشد.
مالیات بر ثروتمندان؛ دو نگاه متفاوت
سوسیالدموکراتها و مالیات بر ثروت
یکی دیگر از محورهای اختلاف میان سوسیالدموکراتها و دموکراتهای جریان اصلی، نحوه دریافت مالیات از ثروتمندان است. هر دو جریان بر این باورند که افراد پردرآمد باید سهم بیشتری در تأمین هزینههای عمومی داشته باشند، اما درباره میزان مالیات و هدف نهایی آن اختلاف دارند.
دموکراتها معتقدند افزایش مالیات بر ثروتمندان میتواند منابع مالی لازم برای توسعه خدمات عمومی، آموزش، بهداشت و زیرساختها را فراهم کند. در همین راستا، جو بایدن پیشنهاد کرده بود افرادی که بیش از ۱۰۰ میلیون دلار دارایی دارند، حداقل ۲۵ درصد مالیات پرداخت کنند.
در مقابل، سوسیالدموکراتها این سیاست را تنها گام نخست میدانند. از نگاه DSA، تمرکز ثروت در اختیار گروه کوچکی از جامعه، موجب افزایش نابرابری اقتصادی شده و باید با سیاستهای مالیاتی گستردهتر و حتی تغییر ساختار مالکیت شرکتهای بزرگ، این روند اصلاح شود. پیشنهاد دریافت مالیات ۷۰ درصدی از درآمدهای بسیار بالا که از سوی الکساندرا اوکازیو-کورتز مطرح شد، نمونهای از این رویکرد است.
مسکن؛ کالا یا حق شهروندی؟
سوسیالدموکراتها و سیاست مسکن
بحران مسکن یکی دیگر از موضوعاتی است که اختلاف دیدگاه میان دموکراتها و سوسیالدموکراتها را نشان میدهد.
دموکراتها تلاش میکنند با افزایش عرضه مسکن، ارائه مشوقهای مالی، کمکهزینه خرید خانه و اصلاح برخی قوانین، شرایط را برای خانهدار شدن شهروندان آسانتر کنند. برای نمونه، کامالا هریس پیشنهاد پرداخت ۲۵ هزار دلار کمکهزینه به خریداران نخستین خانه را مطرح کرده بود.
در مقابل، DSA معتقد است مسکن یک حق اساسی است و نباید صرفاً بر اساس سازوکار بازار عرضه شود. این سازمان از توسعه مسکن اجتماعی، مالکیت عمومی و کنترل گسترده اجارهبها حمایت میکند تا هزینه تأمین مسکن برای خانوارها کاهش یابد.



کاهش بودجه نظامی
سوسیالدموکراتها و تغییر اولویتهای بودجه
یکی دیگر از سیاستهای مورد حمایت سوسیالدموکراتها کاهش بودجه نظامی آمریکا است. در حالی که حزب دموکرات به طور کلی از حفظ سطح بالای بودجه دفاعی حمایت میکند، DSA اعتقاد دارد بخش قابل توجهی از این منابع باید به حوزههایی مانند آموزش، خدمات درمانی، مسکن و رفاه اجتماعی اختصاص یابد.
این سازمان همچنین با ادامه برخی مداخلات نظامی آمریکا در خارج از کشور و افزایش هزینههای دفاعی مخالفت کرده و معتقد است سرمایهگذاری در بخشهای اجتماعی، آثار اقتصادی و رفاهی بیشتری برای شهروندان خواهد داشت.
هسته سخت اختلاف بر سر سرمایهداری
سوسیالدموکراتها و آینده اقتصاد آمریکا
مهمترین تفاوت میان دموکراتها و سوسیالدموکراتها به نگاه آنها نسبت به نظام سرمایهداری بازمیگردد.
دموکراتها معتقدند سرمایهداری با اصلاح قوانین، افزایش نظارت دولت و حمایت از اقشار آسیبپذیر میتواند همچنان کارآمد باقی بماند. در مقابل، سازمان DSA بر این باور است که مشکلاتی مانند نابرابری درآمدی، تمرکز ثروت و کاهش قدرت خرید کارگران، ریشه در ساختار سرمایهداری دارد و برای رفع آنها باید الگوی اقتصادی متفاوتی جایگزین شود.
بر اساس دیدگاه این سازمان، اداره دموکراتیکتر اقتصاد، تقویت نقش کارگران در تصمیمگیریها و گسترش مالکیت عمومی میتواند به توزیع عادلانهتر ثروت و فرصتهای اقتصادی منجر شود.
جمعبندی
سوسیالدموکراتها در سالهای اخیر با طرح دیدگاههایی متفاوت درباره بازار کار، حداقل دستمزد، خدمات درمانی، مالیات، مسکن و بودجه نظامی، جایگاه پررنگتری در فضای سیاسی آمریکا پیدا کردهاند. اگرچه بسیاری از اهداف کوتاهمدت آنها با دموکراتها همپوشانی دارد، اما اختلاف اصلی بر سر آینده نظام سرمایهداری است؛ جایی که دموکراتها بر اصلاح ساختارهای موجود تأکید میکنند، در حالی که سوسیالدموکراتها به دنبال جایگزینی این نظام با الگویی جدید هستند. به همین دلیل، رقابت فکری میان این دو جریان میتواند در سالهای آینده بر سیاستگذاری اقتصادی آمریکا و روند انتخابات این کشور تأثیر قابل توجهی بگذارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟