Skip to main content

ثروت فردا

سرخط خبرها:

ناترازی انرژی؛ بحران فولاد ایران

ناترازی انرژی؛ بحران فولاد ایران

ناترازی انرژی فولاد به یکی از مهم‌ترین چالش‌های تولید، سرمایه‌گذاری و صادرات صنعت فولاد ایران تبدیل شده است. محدودیت برق و گاز علاوه بر کاهش ظرفیت تولید، هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌گذاری شرکت‌های فولادی را افزایش داده و بخشی از فرصت‌های صادراتی کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برآورد…

- اندازه متن +

ناترازی انرژی فولاد به یکی از مهم‌ترین چالش‌های تولید، سرمایه‌گذاری و صادرات صنعت فولاد ایران تبدیل شده است. محدودیت برق و گاز علاوه بر کاهش ظرفیت تولید، هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌گذاری شرکت‌های فولادی را افزایش داده و بخشی از فرصت‌های صادراتی کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برآورد مطرح‌شده درباره زیان ۱۸ میلیارد دلاری تولید از دست‌رفته، اهمیت این مسئله را برای آینده صنعت فولاد و اقتصاد ایران نشان می‌دهد.

ثروت فردا گزارش می دهد:

صورت‌حساب ۱۸ میلیارد دلاری خاموشی برای صنعت فولاد

ناترازی انرژی فولاد

صنعت فولاد ایران سال‌ها با اتکا به سنگ‌آهن، نیروی کار و دسترسی به انرژی ارزان، نماد صنعتی‌شدنِ مزیت‌محور بود. اما امروز همان انرژی که روزگاری دلیل توسعه فولاد بود، به گلوگاه آن بدل شده است. تازه‌ترین برآورد بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول»، پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد: ارزش تولید از دست‌رفته این صنعت تنها در چهار تا پنج سال گذشته، به دلیل محدودیت‌های انرژی به حدود ۱۸ میلیارد دلار رسیده است.

به گزارش ثروت فردا، این عدد هرچند بزرگ و هشداردهنده است، تنها سرِ خط ماجراست. پشت آن، ساختار اقتصادی صنعتی در حال تغییر است؛ از سودآوری و صادرات گرفته تا الگوی سرمایه‌گذاری و جایگاه رقابتی فولاد ایران در بازار جهانی.

از خاموشی تا فرسایش سود

نخستین و صریح‌ترین اثر ناترازی، کاهش تولید است. فولاد صنعتی پیوسته و انرژی‌بر است؛ توقف خط تولید، برخلاف یک واحد مونتاژ، به معنای «چند ساعت کار کمتر» نیست. پیش از قطع برق باید خط از مدار خارج و مواد مذاب تخلیه شود و پس از وصل، راه‌اندازی دوباره زمان می‌بَرد. سبحانی به صراحت می‌گوید یک محدودیت دوازده‌ساعته می‌تواند بخش بسیار بیشتری از زمان تولید را از بین ببرد، در حالی که کارخانه همچنان هزینه نیروی انسانی، نگهداشت تجهیزات و گرم نگه داشتن تأسیسات را می‌پردازد؛ بدون آنکه محصولی تولید کند.

نتیجه این چرخه، شکاف عمیق میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی است. ایران در مسیر ظرفیت ۵۵ میلیون تنی گام برداشته، اما بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها به دلیل کمبود انرژی، بسیار پایین‌تر از هدف است. به بیان ساده، سرمایه‌گذاری انجام شده، اما انرژی لازم برای تبدیل ظرفیت به محصول وجود ندارد.

نشانه‌های این بحران را باید در صورت‌های مالی جست‌وجو کرد. به گفته سبحانی، سود شرکت‌های بزرگ بورسی فولادی در فاصله شش سال، از حدود ۳۳ درصد به ۶ درصد سقوط کرده است. نمی‌توان تمام این افت را به انرژی نسبت داد؛ قیمت مواد اولیه، سیاست‌های صادراتی و نرخ ارز نیز مؤثرند. اما افزایش هزینه انرژی و بی‌ثباتی در تأمین آن، بدون تردید یکی از عوامل اصلیِ این فرسایش است. فولادساز امروز با دوگانه‌ای دشوار روبه‌روست: باید برای انرژی بیشتر بپردازد، بی‌آنکه تضمینی برای دریافت پایدار همان انرژی داشته باشد.

صادراتی که از دست می‌رود

فولاد فقط یک محصول نیست؛ منبع ارز است. زنجیره فولاد حدود ۱۵ درصد ارزش صادرات غیرنفتی کشور را تشکیل می‌دهد و سهمی حدود ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی دارد. از همین رو، هر تن فولادِ تولیدنشده به دلیل قطعی برق یا گاز، فقط یک کالای گم‌شده نیست؛ یک فرصت صادراتی و یک جریان بالقوه ارز است که از بین می‌رود.

برآورد انجمن فولاد حاکی است که محدودیت انرژی می‌تواند تا حدود ۱۰ میلیارد دلار از ظرفیت صادراتی زنجیره را از مدار خارج کند؛ در حالی که با تأمین پایدار انرژی، امکان عبور ارزآوری فولاد از ۲۰ میلیارد دلار در سال وجود دارد. به این ترتیب، ناترازی انرژی را نباید صرفاً یک مشکل صنعتی دانست؛ بخشی از مسئله تراز ارزی اقتصاد ایران است.

سرمایه‌ای که به جای تولید، صرف انرژی می‌شود

اما شاید مهم‌ترین و پنهان‌ترین هزینه ناترازی، جایی است که در آمار تولید و فروش به‌سادگی دیده نمی‌شود. وقتی صنعت به تأمین پایدار برق و گاز اطمینان ندارد، ناگزیر بخشی از سرمایه خود را به نیروگاه‌سازی، انرژی تجدیدپذیر و زیرساخت پشتیبان هدایت می‌کند. سبحانی این سیاست را نیازمند بازنگری می‌داند: مصرف ۵۳۰۰ مگاواتی صنعت فولاد (معادل ۶.۹ درصد مصرف برق کشور) را نمی‌توان برای هر واحد، با یک نیروگاه اقتصادی پاسخ داد؛ یک مجموعه بزرگ شاید توان احداث نیروگاه ۵۰۰ مگاواتی داشته باشد، اما واحدی با ظرفیت یک میلیون تن، چنین توجیهی ندارد.

پرسش راهبردی اینجاست: آیا فولادساز باید فولاد تولید کند یا مشکل زیرساخت انرژی کشور را حل کند؟ ورود صنعت به تولید برق، از یک منظر مدیریت ریسک است؛ اما از منظر اقتصاد سرمایه، نشانه‌ای از انتقال منابع از فعالیت اصلی به جبران یک شکست زیرساختی است. سرمایه‌ای که می‌توانست صرف توسعه خطوط، فناوری و محصولات با ارزش افزوده بالاتر شود، اکنون صرف مدیریت بحران انرژی می‌شود.

دومینویِ پایین‌دستی‌ها

اثر ناترازی در درِ کارخانه فولاد متوقف نمی‌شود. فولاد ماده اولیه خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان و صنایع عمرانی است. کاهش تولید آن به معنای فشار قیمت و کمبود مواد اولیه برای صنایع پایین‌دستی است و در نهایت هزینه تولید را در بخش‌های گوناگون اقتصاد بالا می‌برد. خاموشیِ یک فولادساز، به‌واقع می‌تواند زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در کل اقتصاد ایجاد کند.

تأثیر ناترازی انرژی فولاد بر تولید و صادرات

ناترازی انرژی فولاد مستقیماً با میزان تولید و توان صادراتی شرکت‌های فولادی ارتباط دارد. هر دوره محدودیت برق یا گاز می‌تواند برنامه تولید کارخانه‌ها را مختل کند و زمان تحویل محصولات به بازارهای داخلی و خارجی را افزایش دهد. در نتیجه، ناترازی انرژی فولاد فقط یک مسئله مربوط به هزینه‌های کارخانه نیست، بلکه می‌تواند بر درآمد صادراتی، جریان نقدینگی و برنامه توسعه شرکت‌ها نیز اثر بگذارد.

از سوی دیگر، تداوم ناترازی انرژی فولاد ریسک سرمایه‌گذاری در این صنعت را افزایش می‌دهد. سرمایه‌گذار زمانی می‌تواند برای افزایش ظرفیت تولید تصمیم بگیرد که از تأمین انرژی موردنیاز در سال‌های آینده اطمینان داشته باشد. بنابراین، مدیریت ناترازی انرژی فولاد باید هم‌زمان با توسعه ظرفیت‌های تولید برق و گاز و اصلاح الگوی مصرف انرژی دنبال شود.

در صورت ادامه این روند، ناترازی انرژی فولاد می‌تواند فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی فولاد ایران را بیشتر کند و بخشی از مزیت رقابتی این صنعت را در بازارهای بین‌المللی کاهش دهد.

تناقض بزرگ و راهِ پیشِ رو

تناقض اصلی اینجاست: ایران ظرفیت تولید را توسعه داده، اما زیرساخت انرژی متناسب با آن رشد نکرده است. از یک سو میلیاردها دلار برای ایجاد ظرفیت هزینه شده و از سوی دیگر ناترازی برق و گاز اجازه بهره‌برداری کامل از آن را نمی‌دهد. هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، بازده سرمایه‌گذاری‌های پیشین نیز بیشتر افت می‌کند.

راه‌حل، تنها «برق بیشتر» نیست. مسئله به اصلاح مدل حکمرانی انرژی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت و ایجاد امکان برنامه‌ریزی بلندمدت بازمی‌گردد؛ همان‌طور که سبحانی به تجربه تثبیت ده‌ساله نرخ انرژی برای سرمایه‌گذاران ایرانی در عمان اشاره می‌کند و آن را نه فقط در قیمت، بلکه در «قابل پیش‌بینی بودن هزینه‌ها» متفاوت از ایران می‌داند. در مقابل، خود صنعت نیز باید به سمت بهینه‌سازی مصرف، افزایش بهره‌وری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر حرکت کند.

زیان ۱۸ میلیارد دلاری، عددی بزرگ است؛ اما تمام داستان نیست. پشت آن، ظرفیت‌های بلااستفاده، صادرات از دست رفته، سود فرسایش‌یافته و سرمایه‌گذاری‌های اجباری در انرژی قرار دارد. خطر اصلی این است که مزیت انرژی که روزگاری دلیل توسعه فولاد ایران بود، به یکی از مهم‌ترین عوامل ضدتوسعه این صنعت تبدیل شود.

ناترازی انرژی فولاد و آینده تولید

ناترازی انرژی فولاد تنها مسئله‌ای مربوط به تأمین برق کارخانه‌ها نیست. تداوم محدودیت‌های انرژی می‌تواند برنامه‌ریزی تولید، سرمایه‌گذاری جدید و رقابت‌پذیری شرکت‌ها را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که صنعت فولاد ایران همچنان یکی از بخش‌های مهم زنجیره تولید و صادرات کشور محسوب می‌شود. در این شرایط، ناترازی انرژی فولاد می‌تواند میزان بهره‌برداری از ظرفیت‌های تولیدی را کاهش دهد و هزینه‌های عملیاتی شرکت‌ها را افزایش دهد.

داده‌های انجمن جهانی فولاد نیز نشان می‌دهد ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام تولید کرده و در میان تولیدکنندگان بزرگ جهان قرار داشته است. تداوم ناترازی انرژی فولاد می‌تواند استفاده کامل از ظرفیت‌های موجود را دشوار کند و بر مسیر رشد آینده تولید فولاد ایران اثر بگذارد.

ناترازی انرژی فولاد و سرمایه‌گذاری

یکی از پیامدهای مهم ناترازی انرژی فولاد، تغییر مسیر سرمایه‌گذاری است. در شرایطی که تولیدکننده برای تأمین برق پایدار مجبور به سرمایه‌گذاری در نیروگاه یا منابع انرژی جایگزین می‌شود، بخشی از منابعی که می‌توانست صرف توسعه خطوط تولید، فناوری، تحقیق‌وتوسعه و افزایش ارزش افزوده شود، به سمت تأمین انرژی منتقل می‌شود. به همین دلیل، ناترازی انرژی فولاد علاوه بر تولید، می‌تواند بر بازده سرمایه‌گذاری‌های صنعتی نیز تأثیر بگذارد.

در چنین شرایطی، سیاست‌گذاری انرژی باید علاوه بر میزان قیمت، قابلیت پیش‌بینی و پایداری تأمین را نیز مورد توجه قرار دهد. کاهش ناترازی انرژی فولاد می‌تواند فضای مناسب‌تری برای سرمایه‌گذاری بلندمدت و توسعه ظرفیت‌های جدید ایجاد کند.

ناترازی انرژی فولاد و رقابت جهانی

رقابت صنعت فولاد تنها به میزان تولید وابسته نیست. هزینه انرژی، بهره‌وری، دسترسی به بازارهای صادراتی و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت نیز در تعیین جایگاه تولیدکنندگان نقش دارند. از این منظر، ناترازی انرژی فولاد می‌تواند هزینه تمام‌شده تولید را افزایش داده و قدرت رقابت شرکت‌های فولادی ایران را در بازارهای بین‌المللی تحت تأثیر قرار دهد.

آمار انجمن جهانی فولاد نشان می‌دهد تولید فولاد در جهان و مناطق مختلف به‌طور مستمر تحت تأثیر شرایط اقتصادی و صنعتی قرار دارد و مقایسه عملکرد کشورها بدون توجه به بهره‌وری و هزینه تولید تصویر کاملی ارائه نمی‌کند. بنابراین، مدیریت ناترازی انرژی فولاد در کنار افزایش بهره‌وری و توسعه فناوری، می‌تواند نقش مهمی در حفظ جایگاه صنعت فولاد ایران در بازار جهانی داشته باشد.

در نهایت، ناترازی انرژی فولاد را باید فراتر از یک محدودیت مقطعی انرژی دید؛ زیرا تداوم آن می‌تواند هم‌زمان تولید، سرمایه‌گذاری، صادرات و رقابت‌پذیری این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد.

لینک‌های پیشنهادی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *