Skip to main content

ثروت فردا

سرخط خبرها:

تامین مالی نوین صنعت فولاد

تامین مالی نوین صنعت فولاد

تامین مالی صنعت فولاد در شرایطی که هزینه منابع مالی افزایش یافته و ظرفیت نظام بانکی برای پاسخگویی به نیاز بنگاه‌ها محدودتر شده، به یکی از مسائل مهم زنجیره فولاد تبدیل شده است. در این شرایط، عبور از الگوی سنتی تامین مالی و حرکت به سمت تامین مالی اکوسیستمی، گردش…

- اندازه متن +

تامین مالی صنعت فولاد در شرایطی که هزینه منابع مالی افزایش یافته و ظرفیت نظام بانکی برای پاسخگویی به نیاز بنگاه‌ها محدودتر شده، به یکی از مسائل مهم زنجیره فولاد تبدیل شده است. در این شرایط، عبور از الگوی سنتی تامین مالی و حرکت به سمت تامین مالی اکوسیستمی، گردش اعتبار، استفاده از داده و افزایش سرعت گردش سرمایه می‌تواند مسیر تازه‌ای برای حمایت از تولید ایجاد کند.

به گزارش ثروت فردا، فرهاد نیلی، اقتصاددان، در همایش «صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول» با تشریح چالش‌های موجود، بر ضرورت تغییر نگاه به تامین مالی تاکید کرده است. از این دیدگاه، مشکل صنعت صرفاً کمبود پول نیست، بلکه بخشی از منابع مالی در نقاط مختلف زنجیره متوقف شده و امکان گردش سریع و کارآمد ندارد.

تامین مالی صنعت فولاد

در این رویکرد، تامین مالی صنعت فولاد باید از وابستگی صرف به تسهیلات بانکی فاصله بگیرد و ظرفیت‌های موجود در کل زنجیره را برای تامین منابع مورد استفاده قرار دهد. اتصال تولیدکنندگان، تامین‌کنندگان، مشتریان، بانک‌ها و بازار سرمایه می‌تواند به گردش بهتر اعتبار کمک کند.

از سوی دیگر، استفاده از داده‌های مالی و عملیاتی می‌تواند فرآیند تامین مالی صنعت فولاد را دقیق‌تر و شفاف‌تر کند. اطلاعات مربوط به فروش، موجودی، مطالبات و تعهدات به تامین‌کنندگان مالی کمک می‌کند اعتبار بنگاه‌ها را بهتر ارزیابی کنند.

در نهایت، افزایش سرعت گردش سرمایه یکی از محورهای مهم تامین مالی صنعت فولاد خواهد بود. هرچه منابع موجود با سرعت بیشتری در زنجیره گردش کنند، نیاز به تامین نقدینگی جدید کاهش پیدا می‌کند و تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند با بهره‌وری بیشتری انجام شود.

تامین مالی صنعت فولاد و تغییر پارادایم

یکی از مهم‌ترین محورهای مطرح‌شده، جایگزینی نگاه شرکت‌محور با نگاه اکوسیستمی در تامین مالی صنعت فولاد است. در این مدل، تامین‌کنندگان مواد اولیه، تولیدکنندگان، مشتریان، بانک‌ها، بازار سرمایه، بیمه‌ها و نهادهای فناورانه به‌عنوان اجزای یک شبکه مالی و اقتصادی در نظر گرفته می‌شوند.

چنین رویکردی در تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند باعث شود منابع موجود در زنجیره با سرعت بیشتری گردش کنند و وابستگی بنگاه‌ها به دریافت تسهیلات جدید کاهش یابد.

در این چارچوب، تامین مالی صنعت فولاد تنها به دریافت وام بانکی محدود نمی‌شود، بلکه مدیریت جریان اعتبار، نقدینگی و اطلاعات در سراسر زنجیره اهمیت پیدا می‌کند.

به این ترتیب، تغییر رویکرد در تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند زمینه استفاده بهینه‌تر از منابع موجود و افزایش تاب‌آوری مالی بنگاه‌ها را فراهم کند.

تامین مالی اکوسیستمی فولاد

فرهاد نیلی اقتصاددان در همایش «صنعت فولاد و سنگ آهن در دوران تحول» که توسط گروه رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» برگزار شد، با تاکید بر ضرورت تغییر پارادایم در تامین مالی صنعت و معدن، پنج محور اصلی را برای عبور از الگوی سنتی تامین مالی تشریح کرد. این محورها شامل گذار از تامین مالی شرکت‌محور به تامین مالی اکوسیستمی، حرکت از اتکای صرف به منابع بانکی به سمت گردش اعتبار در زنجیره، تبدیل داده به زیرساخت تامین مالی، استفاده از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی و مدیریت جریان‌های مالی و در نهایت تمرکز بر سرعت گردش سرمایه به جای تمرکز صرف بر حجم نقدینگی است.

به اعتقاد نیلی، در شرایطی که ظرفیت بانک‌ها برای تامین مالی بنگاه‌ها محدود شده و هزینه تامین مالی افزایش یافته است، مساله صنعت کمبود پول نیست؛ بلکه بخش مهمی از منابع در نقاط مختلف زنجیره قفل شده است. نیلی راه‌حل را در گذار از نظام بانک‌محور به یک اکوسیستم مالی یکپارچه و داده‌محور دانست؛ به‌گونه‌ای که اعتبار، به‌جای پول بانکی، در سراسر زنجیره گردش کند و منابع مازاد و کسری میان حلقه‌ها به‌صورت مستقیم مدیریت شود.

تامین مالی صنعت فولاد

فرهاد نیلی اقتصاددان در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» با طرح این پرسش که حلقه بعدی شکست در زنجیره فولاد کجا خواهد بود، بر ضرورت تغییر پارادایم در نگاه مدیران و سیاستگذاران به تامین مالی این صنعت تاکید کرد. به گفته او، صنعت فولاد در ایران تاکنون عمدتا با نگاهی فیزیکی، مهندسی و تولیدمحور تحلیل شده است، با این حال، زنجیره فولاد تنها از جریان فیزیکی کالا تشکیل نشده و در کنار جریان مواد و محصولات، جریان‌های نقد، اعتبار و داده نیز در آن حرکت می‌کنند.

از نگاه این اقتصاددان، هر یک از این جریان‌ها می‌توانند به نقطه آسیب‌پذیر زنجیره تبدیل شوند و همان‌طور که اختلال در تامین انرژی می‌تواند تولید را متوقف کند، اختلال در تامین مالی نیز ممکن است در آینده به حلقه‌ای تبدیل شود که کل زنجیره را با مشکل مواجه می‌کند. بنابراین، صنعت فولاد باید پیش از آنکه با یک بحران مالی گسترده روبه‌رو شود، تامین مالی را به‌عنوان یکی از ریسک‌های اصلی و راهبردی خود شناسایی کند.

انرژی ارزان و صنایع ایران

نیلی با اشاره به پژوهش «چالش‌های صنعتی شدن ایران» که به مدیریت مسعود نیلی استاد دانشگاه صنعتی شریف انجام شده، توضیح داد که صنعت ایران از منظرهایی مانند وابستگی به انرژی، پیامدهای زیست‌محیطی، فناوری و حکمرانی با چالش‌های مهمی مواجه است. بخش قابل‌توجهی از رشد صنعتی کشور در سال‌های گذشته بر پایه صنایعی شکل گرفته که از انرژی ارزان استفاده کرده‌اند و در برابر تغییر قیمت انرژی، محدودیت‌های ارزی و تشدید الزامات زیست‌محیطی آسیب‌پذیرند. با این حال، او معتقد است در کنار این تهدیدهای شناخته‌شده، باید «لنز تامین مالی» نیز به تحلیل آینده صنعت افزوده شود.

به اعتقاد این اقتصاددان، وقتی اطلاعات کافی در اختیار تامین‌کنندگان مالی قرار نداشته باشد، تخصیص اعتبار بیشتر بر پایه دسترسی به بانک صورت می‌گیرد تا کیفیت واقعی فعالیت اقتصادی. در چنین شرایطی، بنگاه‌هایی که روابط و دسترسی بانکی بهتری دارند، می‌توانند منابع بیشتری دریافت کنند، در حالی‌ که بنگاه‌های کارآمدتر اما کم‌برخوردارتر ممکن است با محدودیت منابع مواجه شوند. بنابراین، صنعت فولاد باید علاوه بر سناریوهای مربوط به شوک انرژی و اختلال در تامین مواد اولیه، کاهش دسترسی به منابع مالی و افزایش هزینه تامین مالی را نیز در استرس‌تست‌های خود وارد کند.

نیلی با اشاره به تورم بالا و محدودیت‌های ترازنامه‌ای نظام بانکی گفت: نگاه صرف به نرخ اسمی سود، تصویر کاملی از شرایط تامین مالی ارائه نمی‌دهد. در اقتصاد تورمی، هم هزینه واقعی منابع و هم دسترسی به اعتبار تحت‌تاثیر شرایطی قرار می‌گیرد که با یک عدد ساده قابل توضیح نیست. از سوی دیگر، فشار بر ترازنامه بانک‌ها باعث می‌شود ظرفیت آنها برای گسترش مستمر تسهیلات محدود شود. به همین دلیل، راه‌حل مشکلات مالی صنعت صرفا مذاکره برای دریافت وام بیشتر نیست، بلکه باید کل الگوی تامین مالی تغییر کند.

نماینده سابق ایران در صندوق بین‌المللی پول پیشنهاد کرد نگاه خطی به زنجیره فولاد جای خود را به نگاه اکوسیستمی بدهد. در این نگاه تامین‌کنندگان مواد اولیه و تجهیزات، تولیدکنندگان، مشتریان، بانک‌ها، بازار سرمایه، بیمه، نهادهای حاکمیتی و بازیگران فناورانه، اجزای مرتبط یک اکوسیستم واحد تلقی شوند. در چنین الگویی، مساله فقط تامین پول برای یک بنگاه نیست، بلکه باید دید منابع مالی چگونه در کل شبکه جریان می‌یابند و چگونه می‌توان نیاز مجموع اکوسیستم به نقدینگی بیرونی را کاهش داد.

از نظر این اقتصاددان، تحقق این تغییر بدون ایجاد یک زیرساخت داده‌ای ممکن نیست. زنجیره فولاد باید بتواند با زبان داده با اجزای مختلف خود ارتباط برقرار کند. هنگامی که کالا از یک حلقه به حلقه دیگر منتقل می‌شود، اطلاعات مربوط به آن کالا، تعهدات طرفین، زمان تحویل، پرداختنی‌ها، دریافتنی‌ها و وضعیت اعتباری بازیگران نیز باید به‌صورت قابل‌دسترسی و برخط در اختیار اجزای مجاز زنجیره قرار گیرد.

پلتفرم‌های دیجیتال و اتصال سامانه‌های مختلف می‌توانند این امکان را فراهم کنند که تصمیم‌گیری‌ها بر پایه اطلاعات به‌روز انجام شود. اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر می‌شود که در شرایط فعلی، منابع مالی به یکی از کمیاب‌ترین منابع زنجیره تبدیل شده‌اند. بنابراین، داده تنها یک ابزار فناورانه نیست، بلکه زیرساختی برای مدیریت بهتر منابع مالی و کاهش هزینه‌های ناشی از کمبود اطلاعات است.

تمایز میان پول و اعتبار

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در سخنان نیلی، تمایز میان پول و اعتبار بود. او تاکید کرد که جریان نقد و جریان اعتبار نباید یکسان تلقی شوند و همه نیازهای عملیاتی زنجیره لزوما نباید از طریق انتقال پول بانکی پاسخ داده شوند. در یک زنجیره کارآمد، اعتبار می‌تواند میان بازیگران گردش کند و مطالبات و تعهدات تا حد ممکن پیش از تسویه نهایی با یکدیگر تطبیق داده شوند.

به بیان دیگر، پول بانکی باید بیشتر نقش تسویه نهایی را ایفا کند، نه اینکه برای انجام هر معامله و هر مرحله از فعالیت، بار دیگر از شبکه بانکی خارج و وارد شود. اگر شرکت‌ها بتوانند تعهدات و مطالبات خود را در چارچوب یک سازوکار مشترک مدیریت کنند، نیاز آنها به مراجعه جداگانه به بانک کاهش می‌یابد. از نگاه نیلی، افزایش بهره‌وری اعتبار موجود و افزایش سرعت گردش آن می‌تواند بخشی از نیاز صنعت به نقدینگی جدید را بدون افزایش حجم پول و فشار بیشتر بر نظام بانکی تامین کند.

او افزود: این مساله در اقتصاد ایران اهمیت مضاعفی دارد، زیرا مدل سنتی تامین مالی به‌شدت بانک‌محور است و افزایش فعالیت اقتصادی معمولا با افزایش تقاضا برای تسهیلات بانکی همراه می‌شود. چنین وضعیتی میان نیاز صنعت به تامین مالی و ضرورت کنترل تورم یک تنش ایجاد می‌کند. نیلی معتقد است راه‌حل، تزریق دائمی پول بانکی بیشتر به بنگاه‌ها نیست، زیرا ظرفیت ترازنامه‌ای بانک‌ها محدود است و گسترش بی‌رویه اعتبارات می‌تواند به افزایش نقدینگی و فشارهای تورمی منجر شود.

در مقابل، باید بهره‌وری منابع موجود افزایش یابد و جریان ناخالص اعتبار در داخل زنجیره امکان گردش بیشتری پیدا کند، به‌گونه‌ای که تنها خالص نهایی تعهدات به تسویه با پول بانکی نیاز داشته باشد. در این چارچوب، هدف اصلی باید کاهش اتلاف منابع، کوتاه کردن زمان قفل شدن نقدینگی و افزایش سرعت گردش سرمایه باشد.

افزایش بهره‌وری منابع

این استاد دانشگاه اشاره کرد که: صنعت فولاد به دلیل نیاز بالای خود به سرمایه‌گذاری ثابت و سرمایه در گردش، با چرخه‌های طولانی خرید مواد اولیه، تولید، نگهداری موجودی، حمل‌ونقل و دریافت درآمد فروش مواجه است. نوسانات قیمت، نرخ ارز و نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، تحریم و تحولات ژئوپلیتیک نیز این چالش را تشدید می‌کنند. فرهاد نیلی با تمایز میان «ریسک» و «نااطمینانی» تاکید کرد که بنگاه‌ها باید نااطمینانی را بخشی دائمی از محیط تصمیم‌گیری بدانند. در چنین شرایطی، پارادایم صنعت ممکن است از «رشد» به «بقا و حفظ ظرفیت» تغییر کند و مدیریت سرمایه در گردش به مساله‌ای راهبردی برای مدیرعامل و هیات‌مدیره تبدیل شود.

رئیس پیشین پژوهشکده پولی و بانکی بر ضرورت شناسایی «سیاه‌چاله‌های نقدینگی» و توجه به مفهوم «ریال ضربدر زمان» تاکید کرد؛ زیرا کاهش زمان خواب منابع، بدون خلق پول جدید، ظرفیت مالی بنگاه را افزایش می‌دهد. از نظر او تامین مالی زنجیره‌ای در ایران هنوز واقعی و یکپارچه نیست و شرکت‌ها عمدتا به‌صورت مستقل از بانک تامین مالی می‌کنند. راه‌حل، ایجاد پلتفرمی مشترک برای اتصال صنعت، زنجیره تامین، بانک و بازار سرمایه و مدیریت هوشمند جریان‌های مالی، اعتبارات، پرداختنی‌ها و دریافتنی‌هاست.

این صاحب‌نظر افزود: در این معماری، هوش مصنوعی باید با تحلیل داده‌های گسترده، ریسک نکول، رفتار بازیگران و محل قفل شدن منابع را شناسایی کند. ابزارهایی مانند فاکتورینگ، تامین مالی معکوس، گردش اعتبار، خزانه‌داری هوشمند و دفترکل داخلی نیز می‌توانند دسترسی اعضای زنجیره به منابع را بهبود بخشند. همچنین، مدیریت مازاد و کسری نقدینگی شرکت‌های یک اکوسیستم می‌تواند هزینه تامین مالی را کاهش دهد.

براساس گزارشات بدست آمده از دنیای اقتصاد نیلی در نهایت تاکید کرد آینده تامین مالی فولاد در افزایش وام نیست، بلکه در افزایش بهره‌وری منابع موجود، تسریع گردش سرمایه و جایگزینی تصمیم‌گیری جزیره‌ای با مدیریت اکوسیستمی نهفته است. گذار به نظامی دیجیتال، داده‌محور و هوشمند، ضرورتی برای حفظ تولید و افزایش تاب‌آوری صنعت فولاد است.

نقش داده در تامین مالی صنعت فولاد

تامین مالی اکوسیستمی زمانی می‌تواند به شکل موثری اجرا شود که اطلاعات مالی و عملیاتی میان حلقه‌های زنجیره به‌صورت منظم و قابل اتکا جریان داشته باشد. در این چارچوب، تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند بر پایه اطلاعات دقیق‌تری درباره سفارش‌ها، فروش، موجودی، مطالبات، بدهی‌ها و تعهدات انجام شود و مبنای مناسب‌تری برای ارزیابی اعتبار بنگاه‌ها فراهم کند.

داده‌های یکپارچه همچنین در تامین مالی صنعت فولاد امکان شناسایی نقاطی را فراهم می‌کنند که سرمایه برای مدت طولانی در آنها متوقف شده است. کاهش همین زمان توقف می‌تواند بدون افزایش حجم منابع مالی، ظرفیت بیشتری برای ادامه فعالیت اقتصادی ایجاد کند.

استفاده از داده‌های دقیق و به‌روز می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری در تامین مالی صنعت فولاد کمک کند و جریان منابع را در میان حلقه‌های مختلف زنجیره سریع‌تر و شفاف‌تر سازد.

در نهایت، توسعه زیرساخت‌های داده‌ای یکی از الزامات مهم تامین مالی صنعت فولاد است؛ زیرا اطلاعات یکپارچه می‌تواند زمینه کاهش هزینه تامین مالی و افزایش بهره‌وری منابع موجود را فراهم کند.

هوش مصنوعی و تامین مالی زنجیره‌ای

به گزارش ثروت فردا، یکی دیگر از محورهای قابل توجه در مدل پیشنهادی، استفاده از فناوری‌های هوشمند است. هوش مصنوعی می‌تواند با تحلیل داده‌های مالی و عملیاتی، الگوهای جریان نقدی را شناسایی و احتمال ایجاد کسری نقدینگی یا نکول را پیش‌بینی کند. این فناوری می‌تواند نقش مهمی در بهبود تامین مالی صنعت فولاد داشته باشد.

در چنین ساختاری، تامین مالی صنعت فولاد از یک فرآیند صرفاً واکنشی فاصله می‌گیرد و به سمت مدیریت پیشگیرانه منابع حرکت می‌کند. این موضوع برای صنعتی که به سرمایه در گردش قابل توجه و چرخه طولانی تولید و فروش نیاز دارد، اهمیت زیادی دارد.

تحلیل داده‌های مالی با کمک هوش مصنوعی می‌تواند در تامین مالی صنعت فولاد به شناسایی زودهنگام ریسک‌های مالی و نقاط ضعف جریان نقدینگی کمک کند.

در نهایت، استفاده از فناوری‌های هوشمند در تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند زمینه تصمیم‌گیری دقیق‌تر، کاهش ریسک نکول و افزایش بهره‌وری منابع مالی را فراهم کند.

جمع‌بندی تامین مالی صنعت فولاد

مجموع دیدگاه‌های مطرح‌شده نشان می‌دهد آینده تامین مالی صنعت فولاد تنها به افزایش حجم تسهیلات بانکی وابسته نیست. محدودیت منابع بانکی، هزینه تامین مالی و طولانی شدن زمان گردش سرمایه، ضرورت استفاده از روش‌های جدید را افزایش داده است.

حرکت به سمت تامین مالی صنعت فولاد به‌صورت اکوسیستمی، گردش اعتبار، زیرساخت داده، استفاده از هوش مصنوعی و مدیریت هوشمند سرمایه در گردش می‌تواند بخشی از فشار موجود بر بنگاه‌های فولادی را کاهش دهد.

در این چارچوب، تامین مالی صنعت فولاد می‌تواند با تکیه بر سرعت گردش منابع و مدیریت بهتر جریان اعتبار، وابستگی بنگاه‌ها به دریافت تسهیلات جدید را کاهش دهد.

در نهایت، افزایش سرعت گردش منابع می‌تواند به اندازه افزایش حجم نقدینگی اهمیت داشته باشد. هرچه منابع موجود در تامین مالی صنعت فولاد با سرعت و دقت بیشتری در زنجیره حرکت کنند، امکان تامین نیازهای مالی بنگاه‌ها بدون اتکای بیش از حد به منابع جدید افزایش خواهد یافت.

لینک‌های پیشنهادی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *