Skip to main content

ثروت فردا

سرخط خبرها:

دریای خزر در مسیر خشکی

دریای خزر در مسیر خشکی

دریای خزر در دهه‌های اخیر با کاهش محسوس سطح آب مواجه شده و پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد این روند را نمی‌توان فقط با تغییرات اقلیمی توضیح داد. مطالعه منتشرشده در مجله Earth’s Future با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، اندازه‌گیری‌های زمینی و اطلاعات مربوط به رودخانه‌های ورودی، کاهش قابل توجه جریان…

- اندازه متن +

دریای خزر در دهه‌های اخیر با کاهش محسوس سطح آب مواجه شده و پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد این روند را نمی‌توان فقط با تغییرات اقلیمی توضیح داد. مطالعه منتشرشده در مجله Earth’s Future با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، اندازه‌گیری‌های زمینی و اطلاعات مربوط به رودخانه‌های ورودی، کاهش قابل توجه جریان آب به خزر، به‌ویژه از رودخانه ولگا، را یکی از عوامل مهم این روند معرفی می‌کند.

پژوهشگران همچنین افزایش اندک تبخیر و تغییرات اقلیمی را در کنار کاهش جریان رودخانه‌ها بررسی کرده‌اند. بر اساس یافته‌های ثروت فردا، بارندگی در حوضه خزر در مجموع تغییر چشمگیری نداشته، اما ورودی رودخانه‌ها کاهش یافته است.

این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دریای خزر فقط یک پهنه آبی نیست، بلکه یک اکوسیستم بزرگ و یک مسیر مهم اقتصادی و تجاری برای پنج کشور ساحلی یعنی ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان محسوب می‌شود.

چرا دریای خزر در حال کوچک‌شدن است؟

یکی از مهم‌ترین نکات پژوهش جدید، توجه به ترکیب عوامل انسانی و اقلیمی است. افزایش دما می‌تواند تبخیر را بیشتر کند، اما کاهش جریان رودخانه‌های ورودی نیز توازن آبی خزر را تحت تأثیر قرار داده است.

بر اساس مقاله علمی منتشرشده در Earth’s Future، جریان ورودی رودخانه‌ها به دریای خزر در دهه‌های اخیر به‌طور قابل توجهی کاهش یافته و رودخانه ولگا مهم‌ترین نقش را در این کاهش دارد.

این مسئله نشان می‌دهد سیاست‌های مدیریت آب در کشورهای واقع در حوضه خزر می‌تواند مستقیماً بر وضعیت این پهنه آبی اثر بگذارد.

دریای خزر و کاهش سطح آب

از سوی دیگر، سازمان ملل نیز در گزارشی درباره بحران خزر تأکید کرده که کاهش جریان رودخانه‌ها، سدسازی و تصمیم‌های پراکنده در میان پنج کشور ساحلی، فشار بیشتری بر این اکوسیستم وارد کرده است.

نقش رودخانه ولگا در وضعیت دریای خزر

رودخانه ولگا مهم‌ترین رود ورودی به دریای خزر است و هرگونه تغییر قابل توجه در میزان جریان آن می‌تواند بر سطح آب خزر اثر بگذارد.

پژوهش منتشرشده در Earth’s Future نیز کاهش جریان ولگا را از عوامل اصلی افت ورودی آب به خزر معرفی کرده است.

در کنار ولگا، مجموعه‌ای از رودخانه‌ها و جریان‌های آبی دیگر نیز وارد خزر می‌شوند. بنابراین، مدیریت منابع آب در کل حوضه آبریز اهمیت دارد و نمی‌توان بحران را تنها به یک پروژه یا یک کشور نسبت داد.

پژوهشگران بر همین اساس بر همکاری میان کشورهای ساحلی و مدیریت هماهنگ منابع آب تأکید کرده‌اند.

دریای خزر و مقایسه با دریاچه ارومیه و آرال

مقایسه وضعیت دریای خزر با دریاچه آرال و دریاچه ارومیه، یکی از هشداردهنده‌ترین بخش‌های این موضوع است.

دریاچه آرال نمونه‌ای شناخته‌شده از پیامدهای برداشت گسترده آب و تغییر مسیر رودخانه‌هاست. در مورد خزر، البته شرایط هیدرولوژیک، ابعاد و عوامل مؤثر متفاوت است؛ بنابراین نمی‌توان گفت سرنوشت این دو حتماً یکسان خواهد بود.

با این حال، پژوهشگران هشدار داده‌اند که ادامه کاهش سطح آب می‌تواند پیامدهای اکولوژیکی و اقتصادی بلندمدتی ایجاد کند. مقاله علمی جدید نیز صراحتاً نسبت به احتمال حرکت خزر به سمت الگوی دیگر پهنه‌های آبی در حال خشک‌شدن هشدار داده است.

مقایسه دریای خزر با دریاچه ارومیه و آرال

پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی کاهش آب

کاهش سطح آب دریای خزر تنها یک مسئله زیست‌محیطی نیست. عقب‌نشینی خط ساحلی می‌تواند بر بنادر، حمل‌ونقل دریایی، ماهیگیری، زیستگاه‌های ساحلی و فعالیت‌های اقتصادی کشورهای منطقه اثر بگذارد.

بر اساس گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل، ادامه کاهش سطح آب می‌تواند زندگی و معیشت میلیون‌ها نفر در کشورهای ساحلی خزر را تحت تأثیر قرار دهد.

از نظر زیست‌محیطی نیز کاهش آب می‌تواند زیستگاه‌های کم‌عمق، تالاب‌ها و مناطق تولیدمثل برخی گونه‌ها را تحت فشار قرار دهد. پژوهش جدید همچنین افزایش غلظت کلروفیل-a در بخش کم‌عمق شمال خزر را به‌عنوان نشانه‌ای از فشار اکولوژیکی فزاینده شناسایی کرده است.

از سوی دیگر، ناسا نیز در بررسی‌های ماهواره‌ای خود عقب‌نشینی خط ساحلی خزر و ایجاد مناطق پوشیده از رسوبات و مواد معدنی را ثبت کرده است.

راهکار نجات دریای خزر چیست؟

نجات دریای خزر به یک راهکار واحد محدود نمی‌شود. مدیریت مصرف آب، کاهش برداشت از رودخانه‌ها، مدیریت سدها و مخازن و همکاری میان کشورهای حوضه آبریز می‌تواند در کاهش فشار بر این اکوسیستم نقش داشته باشد.

پژوهش جدید بر ضرورت اقدام هماهنگ بین‌المللی، بهینه‌سازی تخصیص آب و توجه به رهاسازی‌های زیست‌محیطی تأکید می‌کند.

مسئله مهم این است که کاهش سطح آب خزر یک بحران چندعاملی است. بنابراین، مقابله با آن نیز نیازمند سیاستی چندجانبه است که هم تغییرات اقلیمی و هم برداشت انسانی از منابع آب را در نظر بگیرد.

تکرار فاجعه ارومیه در خزر؛ نقش پنهان جنگ و سدها در خشکی بزرگ‌ترین دریاچه دنیا

دریای خزر، بزرگترین پهنه‌ی آبی محصور در خشکی جهان، در سه دهه‌ی اخیر به اندازه‌ی جزیره‌ی سیسیل آب از دست داده است.

مریم صفدری: دریای خزر که بین اروپا و آسیا واقع شده و به پنج کشور ساحلی (روسیه، ایران، ترکمنستان، قزاقستان و جمهوری آذربایجان) محدود می‌شود، از اواسط دهه ۱۹۹۰ تاکنون حدود ۵ درصد از مساحت خود، یعنی ۲۴هزار کیلومتر مربع را از دست داده است. اما تا پیش از این، دلیل اصلی این کاهش آب به درستی مشخص نبود.

پژوهشگران در مطالعه‌ای که ماه گذشته منتشر شد، با استفاده از داده‌های زمینی و ماهواره‌ای، پرده از علت اصلی فاجعه خشکی دریای خزر برداشتند. یافته‌های آن‌ها نشان داد که سطح آب بزرگ‌ترین دریاچه دنیا حدود دو متر کاهش یافته است.

اگرچه تغییرات اقلیمی و افزایش دما باعث تبخیر بیشتر آب شده و حدود یک‌سوم از این کاهش را توضیح می‌دهد، دو‌سوم باقی‌مانده مستقیماً به فعالیت‌های انسانی مربوط می‌شود. مهم‌ترین آن‌ها، کاهش شدید ورودی آب از رودخانه‌ها، به ویژه رودخانه ولگا (طولانی‌ترین رود اروپا) است که به تنهایی حدود ۸۰ درصد از آب دریای خزر را تأمین می‌کند.

نیاز روسیه به مهمات، کشت پنبه را در منطقه افزایش داده و بحران آب خزر را تشدید کرده است.

دکتر امیر آقاکوچک، استاد دانشگاه کالیفرنیا و یکی از نویسندگان مطالعه، در گفت‌وگویی تازه با لایوساینس، جزئیات بیشتری از یافته‌های خود و همکارانش ارائه داده است. او توضیح داد که برخلاف تصور عمومی، کاهش بارندگی عامل اصلی بحران دریای خزر نیست. او می‌گوید: «تغییرات آب و هوایی مهم است، اما نمی‌تواند به تنهایی کاهش شدید آب خزر را توضیح دهد. حدود ۳۰ درصد از این کاهش به دلیل تبخیر ناشی از افزایش دما و ۷۰ درصد باقی‌مانده احتمالاً به دلیل فعالیت‌های انسانی است.»

کشورهای حاشیه خزر، برای تأمین برق آبی و توسعه کشاورزی، سدهای بزرگی روی رودخانه‌های منتهی به این دریا ساخته‌اند. در عین حال، تقاضا برای آب در این کشورها به‌طور مداوم رو به افزایش است.

کانال ولگا-دون در روسیه، که دو رود بزرگ را به هم متصل می‌کند، یکی از پروژه‌هایی است که به بحران دامن می‌زند، هرچند محققان تأکید دارند که این یک پروژه خاص نیست، بلکه «تأثیر جمعی بسیاری از برداشت‌های کوچک آب در نقاط مختلف، جریان ولگا را به شدت کاهش داده است.»

محققان هشدار می‌دهند که دریای خزر در مسیر خشک‌شدن دو دریاچه بزرگ دیگر در منطقه قرار گرفته است: دریاچه آرال که روزگاری چهارمین دریاچه بزرگ جهان بود و اکنون به کمتر از ۱۰ درصد مساحت اولیه خود رسیده، و دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران که به سرعت در حال کوچک‌شدن است.

آقاکوچک می‌گوید: «با توجه به اینکه شاهد تخریب این دریاچه‌ها بوده‌ایم، باید همین وضعیت را بدترین سناریو برای دریای خزر نیز در نظر بگیریم. حتی اگر ۲۰ درصد از خزر خشک شود، پیامدهای آن فاجعه‌بار خواهد بود.»

پیامدها به کاهش آب محدود نمی‌شود. با عقب‌نشینی آب، بستر دریاچه که پوشیده از نمک و مواد معدنی است، ظاهر می‌شود. این مواد با وزش باد به هوا بلند شده و می‌توانند باعث بیماری‌های تنفسی و چشمی شوند و همچنین روی زمین‌های کشاورزی نشسته و حاصلخیزی خاک را کاهش دهند. از سوی دیگر، کاهش سطح آب، فعالیت بنادر شمالی خزر را با مشکل مواجه و میلیاردها دلار هزینه برای تغییر مسیر حمل‌ونقل به مناطق جنوبی‌تر ایجاد خواهد کرد.

اگر روند فعلی ادامه یابد، خزر به سرنوشت دریاچه‌ آرال و ارومیه دچار خواهد شد.

یکی از جنبه‌های نگران‌کننده و تازه تحقیقات اخیر، ارتباط بحران خزر با جنگ اوکراین است. دکتر آقاکوچک توضیح می‌دهد که پنبه، محصولی که به آب زیادی برای رشد نیاز دارد، کاربردهای نظامی نیز دارد و برای تولید مهمات به کار می‌رود.

روسیه که به مقدار زیادی مهمات در جنگ با اوکراین نیاز دارد، نه تنها کشت پنبه را در داخل افزایش داده، بلکه ذخایر پنبه‌ی کشورهای همسایه مانند ازبکستان و قزاقستان را نیز خریداری کرده است. همین امر، این کشورها را به کشت بیشتر پنبه تشویق کرده و مصرف آب را در کل منطقه افزایش داده؛ وضعیتی که فشار بر دریای خزر را بیش از پیش کرده است.

به گفته محققان، مدیریت تقاضا (یعنی کاهش مصرف آب) تنها راه حل مؤثر برای نجات دریای خزر است. فناوری‌های لازم برای مدیریت مصرف آب وجود دارند، اما اراده سیاسی برای اجرای آنها ضعیف است.

آقاکوچک تأکید می‌کند که مدیریت تقاضا به اندازه پروژه‌های بزرگ سدسازی خبرساز نیست، اما تأثیر آن بسیار مهم‌تر است. با وجود جنگ در منطقه، سرمایه‌گذاری روی راهکارهای کاهش مصرف آب در اولویت قرار ندارد. او می‌گوید: «مدیریت تقاضا زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرد، زیرا مردم متوجه آن نمی‌شوند. اما این چیزی است که ما بر آن کنترل داریم.»

مریم صفدری

پژوهش در ژورنال Earth’s Future منتشر شده است.

جمع‌بندی

دریای خزر اکنون با مجموعه‌ای از فشارهای اقلیمی و انسانی مواجه است و پژوهش جدید نشان می‌دهد کاهش جریان رودخانه‌ها، به‌ویژه ولگا، نقش مهمی در تغییر تراز آبی این پهنه دارد.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم دریای خزر یک اکوسیستم مشترک میان پنج کشور است و تغییرات سطح آب آن می‌تواند همزمان پیامدهای زیست‌محیطی، اقتصادی، بندری و اجتماعی ایجاد کند.

در چنین شرایطی، مدیریت منابع آب و همکاری میان کشورهای حاشیه خزر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پژوهشگران نیز بر اقدام هماهنگ، بهینه‌سازی تخصیص آب و افزایش تاب‌آوری اکوسیستم تأکید کرده‌اند.

لینک‌های پیشنهادی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *