مرضیه احقاقی : امسال گرامیداشت روز صنعت و معدن با تاخیر چند هفتهای برگزار میشود؛ حال در آستانه برگزاری این مراسم، تامین نشدن برق صنایع معدنی کشور، یکی از مهمترین دغدغههای فعالان عرصه تولید است. تشدید ناترازی برق صنایع معدنی در سال جاری، نگرانیها درباره تداوم تولید در بخشهای مختلف معدن و صنایع معدنی را افزایش داده است.
محدودیت در تامین برق صنایع معدنی در حالی روند تولید را در این بخش متاثر کرده که حتی وزیر صمت نیز هفته گذشته در اظهاراتی تاکید کردند که «رئیسجمهور در جلسات اخیر موکدا دستور دادند که صنایع نباید در اولویت اول قطع برق باشند.»
به گزارش ثروت فردا، البته بخشی از محدودیت صنایع در تامین برق از آنجا نشأت میگیرد که این واحدهای تولیدی نه بر پایه رقابتپذیری و سودسازی بلکه با وعده دریافت انرژی ارزان احداث شدهاند. درواقع سیاستهای کلان توسعهای کشور از ابتدا با اشتباه همراه بوده و مسیر توسعه صنعتی کشور را منحرف کرده است.

تأثیر ناترازی برق بر صنایع معدنی
محدودیتهای برق در تابستان امسال، سه صنعت کلیدی آلومینیوم، فولاد و سیمان را با چالشهای کمنظیری مواجه کرده است. فعالان صنعتی میگویند کاهش شدید سهمیه برق، واحدهای تولیدی را ناچار به خرید برق از بورس انرژی با قیمتهای چندین برابری کرده و در برخی موارد تولید را به کمتر از یک شیفت کاری در روز رسانده است. پیامد این وضعیت از افت عرضه مواد اولیه و افزایش هزینه تولید فراتر رفته و اکنون به تهدیدی برای بازارهای صادراتی، اشتغال و تامین نیاز صنایع پاییندستی کشور تبدیل شده است.
پیامدهای ناترازی برق صنایع معدنی در این میان تنها متوجه واحدهای بزرگ تولیدی نیست و میتواند زنجیرهای از صنایع وابسته به آلومینیوم، فولاد و سیمان را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
درحالیکه امکان خرید برق با قیمتهای رقابتی از بورس انرژی برای فعالان صنعتی وجود دارد، اما این تولیدکنندگان معتقد هستند که با وعده تامین برق ارزان اقدام به سرمایهگذاری و احداث صنایع خود کردهاند. در این میان در شرایطی که ناچار به پرداخت قیمت برق منطبق با هزینههای «برق آزاد» یا «برق سبز» باشند، اساسا هزینههای تولید آنها به شدت افزایش خواهد یافت. این رشد قیمت از یکسو به محصولات نهایی منتقل میشود و از سوی دیگر نیز رقابتپذیری برخی از محصولات صنایع معدنی را در بازار جهانی محدود میکند.
در واقع، ناترازی برق صنایع معدنی باعث شده است هزینه تأمین انرژی از یک هزینه زیرساختی به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده قیمت تمامشده تولید تبدیل شود.
در مجموع، ناترازی برق صنایع معدنی تنها به کاهش تولید محدود نمیشود و میتواند هزینه تمامشده محصولات، میزان عرضه در بازار و توان رقابت شرکتهای ایرانی در بازارهای داخلی و صادراتی را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
قیمت برق تابع ناترازی
بررسی روند قیمت برق (برق آزاد فیزیکی و برق سبز فیزیکی) در بورس انرژی حکایت از روند صعودی قیمتها بهویژه از اوایل تیر ماه دارد. در این میان فاصله قیمتی میان برق آزاد و برق سبز با بهای فروش برق فیزیکی که عملاً مشمول یارانههای دولتی میشود نیز، به شدت افزایش یافته است.
در این میان قیمت برق سبز با یک جهش کمسابقه به کانال ۱۵۰ هزار ریالی به ازای هر کیلووات وارد شده است. برق آزاد نیز از مرز قیمتی ۱۲۰ هزار ریال بهازای هرکیلووات فراتر رفته است؛ هرچند بهای برق فیزیکی حتی در اوج تقاضا نیز کمتر از ۵۰۰۰ریال بوده است. این تحولات میتواند نشانه تشدید ناترازی برق، افزایش تقاضای صنایع برای تامین برق (به دلیل تخصیص نیافتن برق ارزان) در روزهای گرم سال باشد.
تداوم ناترازی برق صنایع معدنی میتواند فاصله میان هزینه واقعی تأمین انرژی و قیمت برق یارانهای را بیشتر کند و فشار بیشتری بر واحدهای تولیدی وارد آورد.
افزایش قیمت برق در بورس انرژی، یکی از مهمترین پیامدهای ناترازی برق صنایع معدنی است؛ زیرا کاهش عرضه همزمان با افزایش تقاضا، هزینه تأمین انرژی را برای واحدهای تولیدی افزایش میدهد.

زنجیره آلومینیوم زیر فشار ناترازی برق
تأثیر ناترازی برق صنایع معدنی در زنجیره آلومینیوم بهویژه در واحدهای بالادستی، به دلیل مصرف بالای انرژی، با شدت بیشتری احساس میشود.
تشدید محدودیتهای برق در تابستان امسال، زنجیره تولید آلومینیوم را با چالشهای جدی مواجه کرده است. فعالان این صنعت معتقدند آنچه از سوی سیاستگذار به عنوان «محدودیت برق» مطرح میشود، در عمل به معنای قطع تقریباً کامل برق واحدهای بالادستی است؛ وضعیتی که نهتنها تولید شمش آلومینیوم را کاهش داده، بلکه آثار آن به صنایع پاییندستی، قیمت کالاهای مصرفی و حتی بازارهای صادراتی کشور نیز سرایت کرده است.
کاهش عرضه شمش در چنین شرایطی، یکی از آثار مستقیم ناترازی برق صنایع معدنی بر زنجیره تولید و بازار مواد اولیه محسوب میشود.
آریا صادقنیت حقیقی، رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران، در ارزیابی محدودیتهای تحمیلشده به واحدهای فعال در زنجیره آلومینیوم کشور در تأمین برق گفت: شرایط فعلی صنایع بالادستی آلومینیوم را نمیتوان محدودیت برق نامید.
زمانی که ۸۵درصد برق واحدهای تولیدی قطع میشود، عملاً با توقف فعالیت مواجه هستیم و نه محدودیت. در چنین شرایطی صنایع برای تأمین بخش باقیمانده برق مورد نیاز خود ناچار به خرید از بورس انرژی هستند؛ موضوعی که هزینه تأمین برق را به شدت افزایش داده است. حقیقی گفت: همزمان با رشد تقاضای برق در فصل گرم سال، عرضه برق تغییر محسوسی نداشته و همین موضوع رقابت شدیدی را در بورس برق ایجاد کرده است. نتیجه این وضعیت، افزایش قابلتوجه قیمت برق و فشار مضاعف بر واحدهای تولیدی است؛ صنایعی که اساساً با فرض دسترسی به انرژی ارزان در کشور شکل گرفتهاند.
رئیس کمیسیون صنعت اتاق ایران با اشاره به تبعات این وضعیت در بازار آلومینیوم گفت: فشار ناشی از افزایش هزینه انرژی و محدودیتهای برق به سرعت به زنجیره پاییندست منتقل شده است. عرضه شمش آلومینیوم در بورس کالا طی یکماه گذشته به حدود نصف یا حتی کمتر از نصف کاهش یافته و در برخی موارد کف عرضه نیز رعایت نمیشود.
برخی تولیدکنندگان کمبود برق و افزایش هزینههای تولید را عامل کاهش عرضه عنوان میکنند. این در حالی است که کاهش عرضه و ایجاد شرایط رقابتی برای افزایش قیمت، خود میتواند مصداق تخلف باشد. در شرایط فعلی هر حلقه از زنجیره تولید تلاش میکند هزینههای تحمیلشده را به حلقه بعدی منتقل کند و در نهایت این فشار به مصرفکننده نهایی و کل اقتصاد منتقل میشود.
تاثیر ناترازی بر صنایع پاییندست
حقیقی در پاسخ به سوالی مبنی بر اثرات ناترازی برق در زنجیره تأمین آلومینیوم و صنایع مصرفکننده آن گفت: آلومینیوم یکی از مواد اولیه کلیدی در صنایع مختلف از جمله خودرو، دارو، برق، ساختمان و بستهبندی محسوب میشود. از این رو هرگونه اختلال در تولید یا افزایش قیمت این فلز، دامنه وسیعی از صنایع را تحتتاثیر قرار میدهد.
ادامه ناترازی برق صنایع معدنی میتواند علاوه بر کاهش تولید، روند تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی را نیز مختل کند.
حقیقی از ضعف ارتباط میان بخش خصوصی و نهادهای تصمیمگیر انتقاد کرد و گفت: حتی فعالان ارشد بخش خصوصی نیز به سختی میتوانند مسائل و دغدغههای خود را به گوش مسوولان برسانند. مسوولان به جای حل ریشهای مشکل ناترازی انرژی، در حال پاک کردن صورت مساله هستند؛ رویکردی که میتواند پیامدهای بلندمدتی برای بخش تولید کشور داشته باشد.
این فعال صنعت آلومینیوم درباره وضعیت صنایع پاییندستی آلومینیوم گفت: این واحدها در حال حاضر با دو روز قطع کامل برق در هفته مواجه هستند. بسیاری از واحدهای فعال در این صنعت دارای فرآیند تولید پیوسته و کورههای صنعتی هستند؛ تجهیزاتی که خاموش و روشن شدن مکرر آنها علاوه بر کاهش تولید، هزینههای سنگینی را به شرکتها تحمیل میکند. در بسیاری از موارد هنوز تجهیزات و کورهها برای آغاز تولید آماده نشدهاند که خاموشی بعدی آغاز میشود. این شوکهای پیدرپی علاوه بر افت ظرفیت تولید، میتواند به تجهیزات و ماشینآلات صنعتی نیز آسیب وارد کند.
تهدید بازارهای صادراتی
حقیقی در ادامه با تشریح پیامدهای اقتصادی این روند گفت: کاهش عرضه، افزایش قیمت و افت تولید، یک چرخه معیوب را در صنعت آلومینیوم شکل داده است. رشد هزینههای تولید در صنایع بستهبندی، ساختمان، خودرو و دارو در نهایت به افزایش قیمت کالاهای مصرفی منجر خواهد شد.
وی در پایان هشدار داد که ادامه این وضعیت میتواند مزیت صادراتی کشور را نیز از بین ببرد؛ درحالیکه قیمت محصولات آلومینیومی در بازارهای جهانی بر اساس سازوکارهای بینالمللی تعیین میشود، افزایش هزینه تولید در داخل کشور قدرت رقابت تولیدکنندگان ایرانی را کاهش میدهد.
نتیجه این روند، از دست رفتن بازارهای صادراتی، کاهش تولید و کوچکتر شدن سهم ایران در تجارت جهانی آلومینیوم خواهد بود؛ مسیری در صورت تداوم میتواند به تضعیف بخشهای مختلف زنجیره تولید کشور منجر شود.
به این ترتیب، ناترازی برق صنایع معدنی از یک مشکل زیرساختی به عاملی اثرگذار بر صادرات، اشتغال و درآمد ارزی کشور تبدیل میشود.
در صورت ادامه ناترازی برق صنایع معدنی، شرکتهای ایرانی با فشار بیشتری برای حفظ سهم خود در بازارهای صادراتی روبهرو خواهند شد.
کاهش تولید به کمتر از یک شیفتکاری
غلامرضا خلیقی، فعال صنعت فولاد، با ارزیابی محدودیتهای تأمین برق صنایع فولادی کشور گفت: برق تخصیصیافته به صنایع فولادی در خرداد و تیر، تنها حدود ۱۵ تا ۲۰درصد مصرف برق این واحدها در اردیبهشتماه بوده است. در نتیجه، تولید در بسیاری از واحدهای فولادی که با محدودیت تأمین انرژی مواجه هستند، بهشدت کاهش یافته و میزان تولید برخی واحدها به کمتر از یک شیفت کاری در روز رسیده است.
به گفته وی، ادامه تولید در چنین شرایطی به معنای زیاندهی است و بسیاری از واحدها بهزودی ناچار به تعدیل نیرو خواهند شد؛ زیرا عملاً حتی توان تأمین و پرداخت دستمزد کارکنان خود را نیز نخواهند داشت.
وی افزود: محصولات فولادی، بهویژه ورقهای فولادی، کاربردی غیرقابل جایگزین در زندگی روزمره مردم دارند و افت تولید در این صنعت بهزودی آثار خود را در بازار مصرف نیز نشان خواهد داد. بهعنوان نمونه، بخشی از این تبعات را میتوان در کمبود قوطی کنسرو و همچنین کاهش تولید قطعات مورد نیاز صنایع لوازم خانگی، خودروسازی، صنایع غذایی و سایر بخشها مشاهده کرد.
به گفته خلیقی، این چالش در شرایطی تشدید میشود که با توجه به شرایط جنگی و محاصره دریایی تحمیلشده به کشور، مسیر واردات نیز با کندی جدی مواجه است. از اینرو، انتظار میرود سیاستگذار تأمین نیازهای کشور را در اولویت قرار دهد.
وی افزود: تولید در صنایع فولادی نیازمند تأمین پایدار برق در تمام ساعات شبانهروز است. قطع برق در برخی کورهها خطر انفجار را به همراه دارد و در مواردی نیز موجب از بین رفتن چند هزار تن محصول داخل کورهها میشود. علاوه بر این، توقفهای مکرر خسارتهای سنگینی به تجهیزات و تأسیسات کورهها وارد میکند.
تداوم ناترازی برق صنایع معدنی در بخش فولاد، بهویژه برای واحدهایی که به فرآیندهای پیوسته تولید وابسته هستند، میتواند خسارتهای اقتصادی و فنی قابلتوجهی ایجاد کند.به همین دلیل، مدیریت ناترازی برق صنایع معدنی در صنعت فولاد تنها یک موضوع اقتصادی نیست و با ملاحظات ایمنی و حفظ سرمایههای تولیدی نیز ارتباط مستقیم دارد.
جهش هزینه تأمین برق صنایع
حسین چهرگانی، فعال صنعت سیمان، از تشدید محدودیتهای تأمین برق واحدهای سیمانی همزمان با آغاز فصل گرما خبر داد و گفت: از ابتدای خردادماه، محدودیتهای جدی در تأمین برق صنایع سیمان اعمال شده است. میزان برق تخصیصیافته به واحدهای تولیدی نیز بسته به سیاست شرکتهای برق منطقهای و شرایط هر منطقه متفاوت است؛ اما در مجموع کارخانههای سیمان تنها حدود ۲۵ تا ۳۰درصد دیماند برق خود را دریافت میکنند؛ هرچند این میزان بسته به شرایط هر کارخانه، اندکی کمتر یا بیشتر است.
وی با اشاره به تلاش برخی واحدها برای حفظ روند تولید افزود: بخشی از کارخانههای سیمان ناچار شدهاند برق مورد نیاز خود را از بورس انرژی و در قالب برق «قطعنشو» یا برق سبز خریداری کنند. این در حالی است که اختلاف قابلتوجهی میان نرخ برق «قطعنشو» و برق خریداریشده از نیروگاهها یا سایر تأمینکنندگان وجود دارد و این فاصله قیمتی در مواردی به ۴۰برابر نیز میرسد. به گفته چهرگانی، افزایش تقاضا برای خرید برق از بورس انرژی طی هفتههای اخیر، به رشد مستمر قیمتها در این بازار منجر شده است.
وی ادامه داد: واحدهایی که مصرف برق آنها بیش از ۵مگاوات است، برق مورد نیاز خود را بهصورت مستقیم از نیروگاهها یا سایر تأمینکنندگان خریداری میکنند که در حال حاضر نرخ آن بین ۳۰۰ تا ۳۵۰تومان به ازای هر کیلوواتساعت است؛ اما قیمت برق «قطعنشو» در بورس انرژی حتی تا ۱۵هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت نیز رسیده که فاصله قابلتوجهی با نرخ برق نیروگاهی دارد.
در چنین شرایطی، ناترازی برق صنایع معدنی مستقیماً به افزایش هزینه انرژی و رشد بهای تمامشده تولید سیمان منجر شده است.
چهرگانی درباره اثر این موضوع بر هزینه تمامشده تولید سیمان گفت: استفاده از برق «قطعنشو» میتواند هزینه تولید هر تن سیمان را تا یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش دهد. این در حالی است که قیمت فعلی عرضه هر تن سیمان در بورس کالا حدود ۳ تا ۴میلیون تومان است. بنابراین، هزینه تأمین برق اکنون به یکی از اجزای اصلی بهای تمامشده تولید در صنعت سیمان تبدیل شده است.
این فعال صنعت سیمان با اشاره به پیامدهای محدودیت برق گفت: واحدهایی که توان خرید برق «قطعنشو» را ندارند، ناچار به توقف فعالیت کورههای خود شدهاند. در شرایط فعلی، برق تخصیصیافته تنها پاسخگوی بخش سایش کلینکر است و امکان تداوم فعالیت کامل خطوط تولید وجود ندارد. البته میزان ذخایر کلینکر کارخانهها نیز یکسان نیست و برخی واحدها ذخایر محدودی در اختیار دارند؛ بنابراین، تداوم این وضعیت در بلندمدت امکانپذیر نخواهد بود.
چهرگانی در پاسخ به این پرسش که آیا محدودیتهای برق به افزایش قیمت یا کمبود سیمان در بازار منجر خواهد شد، گفت: کاهش تولید بهطور طبیعی زمینهساز رشد قیمتها و افزایش تقاضای هیجانی در بازار خواهد بود. البته شرایط فعلی کشور، بخش تقاضا را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد بورس کالا برخلاف کارکرد معمول خود، با روشهای مختلف مانع از شکلگیری رقابت برای افزایش قیمتها میشود. در هر صورت، کاهش تولید در این دوره اجتنابناپذیر است و انتظار میرود پس از عبور از بحران تأمین برق، تولید صنعت سیمان بار دیگر افزایش یابد. با این حال، صنعت سیمان همواره تلاش کرده است نیاز کشور را تأمین کند و این مسیر را ادامه خواهد داد.
توقف کورهها در نتیجه ناترازی برق صنایع معدنی میتواند در صورت طولانی شدن محدودیتها، میزان تولید کلینکر و سیمان را با کاهش بیشتری مواجه کند.
در مجموع، ناترازی برق صنایع معدنی اکنون به یکی از مهمترین موانع تداوم تولید در صنایع آلومینیوم، فولاد و سیمان تبدیل شده است. حل این چالش نیازمند افزایش ظرفیت تولید برق، مدیریت مصرف و ایجاد سازوکار پایدار برای تأمین انرژی صنایع است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟