بازار فیلترشکنها در سالهای اخیر همزمان با افزایش محدودیتهای اینترنتی و قطعیهای مکرر، به یکی از بخشهای قابل توجه اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شده است. افزایش تقاضا برای دسترسی به سرویسهای بینالمللی باعث شده هزینهای قابل توجه به سبد خانوارها و کسبوکارهای آنلاین اضافه شود.
به گزارش ثروت فردا، اندازه سالانه بازار فیلترشکنها حدود ۱۰۵ همت برآورد شده است؛ رقمی که در مقایسه با هزینههای برخی بخشهای مهم اقتصادی کشور، ابعاد قابل توجهی دارد.

این گزارش علاوه بر بررسی اندازه بازار، به قیمت فیلترشکن، رفتار کاربران، قطعی اینترنت، پیامرسانهای بومی و تأثیر محدودیتهای اینترنتی بر کسبوکارهای آنلاین پرداخته است.
خانوارها به اندازه بودجه تکمیل جاده تهران-شمال، هزینه دور زدن فیلترینگ میکنند
بازار ۱۰۵ همتی فیلترشکنها
بعد از سه دوره قطعی اینترنت و افزایش فیلترینگ در ایران، بازار ویپیان در ایران بزرگتر شده است. در سختگیرانهترین حالت، اندازه این بازار ۳۰همت است؛ اما سقف احتمالی آن تا ۱۶۴همت گمانهزنی شده است. اما نزدیکترین رقم برای یک سال چیزی حول و حوش ۱۰۵همت است. اگر بخواهیم تصویری واضحتر از هزینه خانوارها برای فیلترشکنها داشته باشیم، این رقم با بودجه ششماهه اول بازار دارویی ایران برابری میکند. با آرامش نسبی، قیمت هر گیگ فیلترشکن به ۸هزار تومان رسیده است.
حامد اناری: بازار فیلترشکنها حکایت تبوتاب بازاری است که بهطور الزامی از نقطه مسدودسازی و اختلال تغذیه میکند. وقتی دسترسی به شبکه جهانی با موانع ساختاری روبهرو شد، ابزارهای کنار زدن سدها به بخشی جداییناپذیر از سبد هزینه خانوارهای ایرانی تبدیل شدند.
با استناد به گزارش دیتاک، اندازه بازار سالانه فیلترشکنها ۱۰۵همت تخمین زده میشود. البته این برآورد محتمل از اندازه این بازار است. کف سختگیرانه بیش از ۳۰همت و سقف احتمالی آن ۱۶۴همت ذکر شده است. طبق محاسبات انجام شده بر اساس دادههای نظرسنجیهای معتبر نیز اندازه این بازار بین ۶۱ تا ۱۶۴همت تخمین زده میشود. جالب است بدانید این برآورد شامل فاندهای بینالمللی و بودجههای دریافتی توسط سرویسهای رایگان فیلترشکن جهت ارائه خدمات به کاربران ایرانی نمیشود.
برای شفافسازی این عدد، جالب است بدانید براساس آمارنامه دارویی کشور در نیمه اول سال ۱۴۰۵، بازار دارویی ایران، بازاری با ارزشی معادل ۱۰۵همت (هزار میلیارد تومان) بوده است. طبق گزارش مذکور، اندازه بازار فیلترشکنها تقریبا معادل بودجه مورد نیاز برای تکمیل آزادراه تهران-شمال است.
بررسی و تحلیل بیش از ۱۲۵هزار نمونه محتوای منتشرشده در بسترها و کانالهای تلگرامی در کنار دادههای پیمایشهای ملی، نشان از تحولی عمیق در الگوی رفتاری کاربران دارد. در یک بازه ۱۵ماهه، بیش از ۳۰میلیارد بار بازدید از محتواهای مرتبط با معرفی و فروش ابزارهای کنار زدن محدودیت ثبت شده است. این حجم بالای بازخوانی نشان میدهد که جستوجو برای یافتن کانالهای پایدار اتصال، به یک روتین و رفتار روزمره تبدیل شده است.
جذابیت و حساسیت این مساله تا حدی بود که شاخص توجه به اخبار و آگهیهای فیلترشکن نسبت به اخبار نرخ ارز و دلار، نسبت ۱۰ به ۸ را به ثبت رساند؛ الگویی که تنها در لحظات جهشهای ناگهانی بازار ارز تغییر میکند. آمارها اما تصویر جالبی ارائه میدهند. از هر چهار کاربر ایرانی، سه نفر از ابزارهای دور زدن محدودیت استفاده میکنند و از هر سه کاربر این ابزارها، یک نفر به طور منظم برای حفظ کیفیت اتصال خود دست به جیب میشود و برای آن هزینه پرداخت میکند.
بازار ویپیان یا سر گردنه
این گزارش در ادامه بررسی دادههای مربوط به فیلترشکن، به مقایسهای معنادار میرسد. قیمت یک گیگ فیلترشکن تقریبا برابر با یک نان بربری است. پایش ۱۲۵ هزار نمونه محتوای کانالهای تلگرامی فروش فیلترشکن نشان میدهد در طولانیترین دوره قطعی، متوسط هر گیگابایت به ۳۹۰ هزار تومان رسید. هرچند که در اوج تقاضا قیمت هر گیگ حتی دومیلیون تومان هم قیمتگذاری شد. پس از اتصال مجدد اینترنت بینالملل، قیمتها روند کاهشی پیدا کرد اما در سطحی برابر با حدودا پنج برابر ابتدای دوره ۱۵ماهه تثبیت شد.
گزارش نشان میدهد در فروردین ماه سال ۱۴۰۴، قیمت هر گیگ برابر با ۱۷۰۰ تومان بوده است. برآورد فعلی از قیمت هر گیگابایت در بازار فیلترشکن برابر با ۸۰۰۰ تومان است؛ یعنی رشدی ۴.8برابری. جالب است بدانید در دوره قطعی اینترنت، اتصال به سرویسهای بینالمللی به نیازی پرهزینه تبدیل شد. در اوج خاموشی دیجیتال، خرید یک بسته فیلترشکن ۳۰ گیگابایتی نزدیک به ۱۲میلیون تومان هزینه داشت.
استراتژی چندسکویی چیست؟
گزارش با بررسی مجموعا ۱۱۶ روز قطعی اینترنت که ۶۸ روز آن در بهار سال جاری رخ داد و ۴۸ روز دیگر در زمستان سال گذشته، تحلیل آمار و اطلاعات و رصد بسترهای بینالمللی مانند اینستاگرام و تلگرام و سکوهای داخلی و پایش دادههای نظرسنجیهای مختلف، رفتار کاربران اینترنت را در این دوره تحلیل کرد. در فصل خاموشی اینترنت ایران، که شامل یک دوره پیوسته ۸۸ روزه میشد، روزانه در هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰میلیارد تومان و در اقتصاد کلان تا ۵ همت خسارت بهعمل میآمد.
نتیجه خاموشی و نبود دسترسی به سرویسهای بینالمللی آن بود که کاربران ایرانی کوچ نکرده و بسته به شرایط زمان، در جهت تامین نیاز خود، دامنه حضور دیجیتال خود را گسترش دادند. این گزارش نشان میدهد بهازای هر کاربر ایرانی در شبکههای اجتماعی بیش از ۳ حساب کاربری فعال وجود دارد. این در نسبت با سال ۱۴۰۳ دو برابر شده است. به این معنا که کاربران بسترهای بینالمللی را ترک یا رها نکرده و بنابر ضرورت، بسترهای داخلی را نیز به سبد شبکههای اجتماعی خود اضافه کردند.
فارغ از کاربران، کسبوکارهای آنلاین نیز تغییر عمدهای در رفتار خود داشتند و به استراتژی چندسکویی روی آوردند. این گزارش نشان میدهد از هر ۱۰۰ فروشگاه فعال اینستاگرامی حداقل ۴ مورد، حضور همزمان در بسترهای داخلی را بهعنوان بخشی از استراتژی خود انتخاب کردهاند.
معادله رالی پیامرسانهای بومی
با انسداد مسیرهای ارتباطی بینالمللی، بخشی از ترافیک و فعالیتهای دیجیتال کاربران به سمت سکوهای بومی هدایت شد. جابهجایی اجباری که در فاصله فروردین ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵، معادلات بازار پیامرسانهای داخلی را تغییر داد. آمار کاربران فعال سه سکوی بله، روبیکا و ایتا از شکلگیری نوعی کوچ اجباری روایت میکند. در این میان، بله بیشترین رشد عددی را تجربه کرده است. تعداد کاربران فعال این پیامرسان از ۱۱میلیون نفر در فروردین ۱۴۰۴ به ۴۱میلیون نفر در خرداد ۱۴۰۵ رسیده و رشد ۲۷۰ درصدی را ثبت کرده است.
روبیکا نیز در همین بازه با رشد ۵۰ درصدی، تعداد کاربران فعال خود را از ۲۸میلیون به ۴۲میلیون نفر رسانده است. یکپارچگی خدمات محتوایی، دسترسی به ویدئو و مجموعهای از قابلیتهای متنوع، به این سکو امکان داده است سهم قابلتوجهی از موج جدید ورود کاربران را جذب کند. ایتا نیز با رشد ۲۶ درصدی، از ۲۷میلیون به ۳۴میلیون کاربر فعال رسیده است. با این حال، رشد ایتا در مقایسه با دو رقیب دیگر محدودتر بوده؛ موضوعی که در کنار جایگاه نخست این پیامرسان در سال ۱۴۰۳، نشاندهنده تغییر نسبی موازنه میان سکوهای بومی است.
اما روی دیگر این رشد، کیفیت تجربه کاربری است. بررسی بازخورد کاربران و پایش عملکرد فنی این سکوها نشان میدهد افزایش ناگهانی بار کاربران در مواردی با افزایش اختلالات و نارضایتیها همراه شده است. به بیان دیگر، بخشی از ظرفیت جذبشده در آمار کاربران فعال، در سطح تجربه روزمره کاربر به چالش تبدیل شده است.
حضور ناگهانی کاربران، فرصتی کمسابقه برای پیامرسانهای بومی ایجاد کرد تا سهم بیشتری از بازار ارتباطات دیجیتال را در اختیار بگیرند. اما همین فرصت، فشار سنگینی نیز بر زیرساختهای فنی آنها وارد کرد. بنابراین، در ارزیابی عملکرد این سکوها نمیتوان تعداد کاربران فعال را بهتنهایی معیار موفقیت دانست. دوام این رشد به ظرفیت زیرساخت، پایداری سرویسها و توانایی پلتفرمها در تبدیل ورود اجباری کاربران به استفاده پایدار و رضایتمندانه وابسته است.
بازاری که کوچک شد
گزارش در بخش دیگری به پایش اطلاعات در حوزه تجارت اجتماعی میپردازد. فروشگاههای فعال اینستاگرامی پس از قطعی در خرداد ۱۴۰۴ ظرف یک هفته به ظرفیت اوج خود برگشت و پس از قطعی ۸۸روزه، تا پایاندوره گزارش به حدود ۵۹ درصد رسیده است. در بخش دیگری، کمپینهای فروش و بازاریابی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۳ بررسی شد. بر اساس سه معیار مستقل تعداد برندها و کسبوکارهای فعال، حجم محتوای منتشر شده و میزان بازدید محتوای مرتبط با کمپینهای فروش و بازاریابی، هر سه شاخص کاهش بیش از ۴۰ درصدی را نسبت به سال ۱۴۰۳ تایید میکنند.
شاخصهای مذکور در کمپینهای بلک فرایدی و شب یلدا حدودا ۲۵ درصد کوچکتر شدند و بزرگترین کارزار فروش سالانه ایرانیان یعنی بازار شب عید، بهدلیل وضعیت جنگی و بحرانی تقریبا تعطیل شد. از دل این حروف و اعداد شاید بتوان به این نتیجه رسید که سیاست مسدودسازی نتوانست الگوی تقاضا یا مسیر جریان اطلاعات را تغییر دهد، و در نهایت هزینهای هنگفت به سبد خانوار و کسبوکارها تحمیل کرد و بازاری ۱۰۵ همتی در سایهها آفرید. جابهجایی آمارها در بسترهای داخلی نشان میدهد که کاربران حتی در صورت استفاده از ابزارهای بومی، آن را بهعنوان راهحلی موقت و مکمل پذیرفتهاند.
برگرفته از گزارشات دنیای اقتصاد.
بازار فیلترشکنها؛ هزینه پنهان اقتصاد دیجیتال
به گزارش ثروت فردا، برآورد ۱۰۵ همتی مطرحشده در گزارش نشان میدهد بازار فیلترشکنها از یک موضوع صرفاً فنی فراتر رفته و به یک مسئله اقتصادی تبدیل شده است. زمانی که خانوار برای دسترسی به خدماتی که پیشتر از طریق اینترنت عادی دریافت میکرد، هزینه جداگانه پرداخت میکند، این هزینه به نوعی هزینه دسترسی دیجیتال تبدیل میشود.


از سوی دیگر، افزایش هزینه دسترسی میتواند برای کسبوکارهای کوچک و فروشگاههای آنلاین اهمیت بیشتری داشته باشد. این گروهها علاوه بر هزینه اینترنت، ممکن است با هزینههای مرتبط با ابزارهای دسترسی، افت فروش در زمان قطعی و دشواری ارتباط با مشتریان روبهرو شوند.
در این شرایط، بازار فیلترشکنها بخشی از هزینههای جدید اقتصاد دیجیتال را به خود اختصاص میدهد و افزایش تقاضا برای ابزارهای دسترسی میتواند هزینه فعالیت آنلاین را برای کاربران و کسبوکارها افزایش دهد.
تداوم این وضعیت همچنین میتواند بر ساختار هزینه کسبوکارهای اینترنتی اثر بگذارد. بازار فیلترشکنها در کنار هزینههای اینترنت، تبلیغات و تولید محتوا، به یکی از هزینههای مرتبط با دسترسی به خدمات آنلاین تبدیل شده است.
در مجموع، بازار فیلترشکنها را میتوان یکی از نمودهای هزینه پنهان محدودیتهای اینترنتی دانست؛ هزینهای که علاوه بر خانوارها، میتواند بر فعالیت و درآمد کسبوکارهای آنلاین نیز تأثیرگذار باشد.
بازار فیلترشکنها و پیامرسانهای بومی
یکی از نکات مهم گزارش، تغییر رفتار کاربران در مواجهه با محدودیتهای اینترنتی است. افزایش تعداد حسابهای کاربری و استفاده همزمان از سکوهای داخلی و خارجی نشان میدهد کاربران لزوماً یک بستر را بهطور کامل جایگزین بستر دیگر نکردهاند.
در چنین شرایطی، بازار فیلترشکنها در کنار رشد سکوهای بومی شکل گرفته است. این دو روند لزوماً متناقض نیستند؛ زیرا بخشی از کاربران ممکن است برای ارتباطات داخلی از پیامرسانهای بومی و برای دسترسی به سرویسهای بینالمللی از ابزارهای دیگری استفاده کنند.
رشد بازار فیلترشکنها در چنین شرایطی نشان میدهد محدودیتهای اینترنتی میتواند همزمان بر انتخاب کاربران و الگوی استفاده آنها از پلتفرمهای مختلف اثر بگذارد.
از سوی دیگر، بازار فیلترشکنها میتواند در کنار توسعه پیامرسانهای بومی بهعنوان بخشی از تغییرات اکوسیستم دیجیتال ایران مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا کاربران ممکن است برای نیازهای متفاوت خود از ابزارها و سکوهای مختلف استفاده کنند.
در نهایت، بازار فیلترشکنها و پیامرسانهای بومی را نمیتوان الزاماً دو بازار کاملاً رقیب دانست. رفتار کاربران نشان میدهد استفاده از یک بستر داخلی میتواند همزمان با استفاده از ابزارهای دسترسی به سرویسهای بینالمللی ادامه داشته باشد.
بررسی این روندها نشان میدهد بازار فیلترشکنها تنها یک پدیده مرتبط با دسترسی به اینترنت نیست، بلکه با تغییر رفتار کاربران، فعالیت کسبوکارهای آنلاین و نحوه توزیع تقاضا میان سکوهای مختلف نیز ارتباط دارد.
بازار فیلترشکنها و کسبوکارهای آنلاین
تأثیر محدودیت اینترنت تنها به کاربران عادی محدود نمیشود. بازار فیلترشکنها و کسبوکارهایی که فعالیت خود را در شبکههای اجتماعی و بسترهای آنلاین توسعه دادهاند، در دورههای قطعی اینترنت با ریسک بیشتری مواجه میشوند.
استفاده از استراتژی چندسکویی یکی از واکنشهای کسبوکارها به این شرایط است. حضور همزمان در چند پلتفرم میتواند وابستگی به یک مسیر ارتباطی را کاهش دهد، اما در مقابل هزینه تولید محتوا، مدیریت مشتری و نگهداری حسابها را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، بازار فیلترشکنها نیز به یکی از بخشهای مرتبط با اقتصاد دیجیتال تبدیل میشود؛ زیرا دسترسی کاربران و کسبوکارها به سرویسهای بینالمللی، بر میزان تقاضا برای ابزارهای عبور از محدودیتها اثر میگذارد.
از سوی دیگر، رشد بازار فیلترشکنها میتواند نشانهای از افزایش هزینههای دسترسی به اینترنت و خدمات آنلاین باشد. کسبوکارهایی که برای ارتباط با مشتریان، تبلیغات یا ارائه خدمات به پلتفرمهای خارجی وابستهاند، ممکن است در چنین شرایطی هزینههای بیشتری متحمل شوند.
به همین دلیل، بررسی بازار فیلترشکنها تنها از منظر کاربران شخصی اهمیت ندارد و میتواند تصویری از تأثیر محدودیتهای اینترنتی بر فعالیت اقتصادی و کسبوکارهای آنلاین ارائه کند.
جمعبندی بازار فیلترشکنها
دادههای مطرحشده در این گزارش نشان میدهد بازار فیلترشکنها در ایران طی دورههای افزایش فیلترینگ و قطعی اینترنت رشد قابل توجهی داشته است. رقم ۱۰۵ همت، در کنار برآورد حداقل ۳۰ همت و سقف احتمالی ۱۶۴ همت، تصویری از اندازه بازاری ارائه میکند که مستقیماً از محدودیت دسترسی به اینترنت بینالمللی تأثیر میپذیرد.
در کنار این بازار، رفتار کاربران و کسبوکارها نیز تغییر کرده است. افزایش استفاده از چند پلتفرم، رشد کاربران برخی پیامرسانهای بومی و تغییر استراتژی فروشگاههای آنلاین، بخشی از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این وضعیت هستند.
در نهایت، بازار فیلترشکنها را میتوان یکی از نمونههای قابل توجه از هزینههای اقتصادی محدودیت اینترنت دانست؛ بازاری که رشد آن با افزایش تقاضا برای دسترسی و کاهش محدودیتهای دسترسی میتواند دستخوش تغییر شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟