فناوری در صنعت معدن میتواند نقش مهمی در افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و حل بخشی از چالشهای عملیاتی معادن داشته باشد. با این حال، همانطور که محمدصالح خالقی، دبیر شبکه فنبازار ملی ایران، در گفتوگو با «۱۰ صبح» مطرح کرده است، میان ظرفیت شرکتهای فناور و نیازهای صنعت معدن همچنان فاصله قابل توجهی وجود دارد.
به گزارش ثروت فردا، این فاصله فقط به نبود فناوری مربوط نمیشود. شناخت ناکافی دو طرف از یکدیگر، تفاوت مقیاس شرکتهای معدنی و استارتاپها، ریسکگریزی برخی مدیران و نبود نهادهای واسط از جمله عواملی هستند که میتوانند روند ورود فناوری به صنعت معدن را کند کنند.
در چنین شرایطی، ایجاد پروژههای آزمایشی و نمونههای موفق میتواند به شرکتهای معدنی نشان دهد که راهکارهای فناورانه چگونه میتوانند یک مسئله واقعی را حل کنند.
محمدصالح خالقی، دبیر شبکه فنبازار ملی ایران، در گفتوگو با «۱۰ صبح» از شکاف فناوری در صنعت معدن میگوید

«اسکیل»؛ مانع واقعی یا بهانه غولهای معدنی
صنعت معدن با وجود ظرفیت گسترده برای افزایش بهرهوری و خلق ارزش افزوده، هنوز پیوند مؤثری با زیستبوم فناوری برقرار نکرده است. محمدصالح خالقی معتقد است بزرگی مقیاس بنگاههای معدنی، محافظهکاری مدیران و نبود حلقه واسط، راه ورود استارتاپها را دشوار کرده؛ اما ایجاد نمونههای موفق میتواند دیوار بیاعتمادی میان این دو جهان را فروریزد.
با وجود گسترش شرکتهای دانشبنیان، نفوذ نوآوری در معدن همچنان محدود است. محمدصالح خالقی، دبیر شبکه فنبازار ملی ایران مستقر در پارک فناوری پردیس، در این گفتوگو از ریشههای شکاف و راههای کاهش آن میگوید.
ارزیابی شما از میزان استفاده صنعت معدن از ظرفیتهای فناوری و نوآوری چیست؟
اگر بخواهم صریح پاسخ بدهم، این ارتباط بسیار کم است. در مجموعههای بزرگ معدنی و شرکتهای تأمینکننده تجهیزات، بهرهگیری از نوآوری در پایینترین سطح قرار دارد. ظرفیتهایی در کشور وجود دارد، اما صنعت و زیستبوم فناوری هنوز زبان مشترک و مسیر ارتباطی مؤثری پیدا نکردهاند.
چرا این شکاف با وجود توسعه شرکتهای دانشبنیان همچنان پابرجاست؟
یکی از مهمترین دلایل، تفاوت شدید مقیاس است. فعالیت معادن و صنایع معدنی چنان بزرگ است که کل زیستبوم نوآوری کشور در برابر آنها کوچک به نظر میرسد. در فنبازار ملی، بیش از ۲۰۰ مورد همرسانی و جذب سرمایه به ارزش ۵۰۰۰ میلیارد تومان انجام دادهایم؛ اما وقتی این رقم را با یکی از شرکتهای بزرگ معدنی مطرح کردیم، پاسخ این بود که برای ما عدد قابلتوجهی نیست. چنین نگاهی باعث میشود دستاوردهای زیستبوم فناوری از منظر بنگاههای بزرگ، کوچک و کماثر دیده شود.
پس «اسکیل» یا مقیاس، مانع واقعی است یا بهانهای برای ادامه مسیر سنتی؟
مقیاس یک مانع واقعی است، اما همه ماجرا نیست. لایه عمیقتر به فرهنگ سازمانی و نگرش مدیران بازمیگردد. برخی مدیران به نوآوری اعتقاد کافی ندارند، ریسکپذیر نیستند یا ورود به پروژههای توسعهای را دردسر تلقی میکنند. وقتی کارخانه فعال است و تولید ادامه دارد، ترجیح میدهند شرایط موجود را حفظ کنند. در چنین فضایی، بزرگی مقیاس گاهی به بهانهای برای نادیده گرفتن راهکارهای کوچک اما مؤثر تبدیل میشود.
آیا بنگاههای معدنی راهکارهای فناورانه موجود در کشور را میشناسند؟
در بسیاری از موارد خیر. برای نمونه، یک ماده سرامیکی با فرمول خاص را که استارتاپی در قم تولید میکرد، به یکی از فعالان معدن معرفی کردم. او از اینکه چنین محصول باکیفیتی در ایران تولید میشود شگفتزده شد. این تجربه نشان میدهد مشکل فقط نبود فناوری نیست؛ دو طرف یکدیگر را نمیشناسند. صنعت از توان شرکتهای فناور خبر ندارد و استارتاپ نیز نمیداند نیاز واقعی معدن چیست یا چگونه باید به تصمیمگیران آن دسترسی پیدا کند.
شرکتهای نوآور چگونه میتوانند وارد صنعت معدن شوند؟
ارتباط مستقیم بسیار دشوار است. یک شرکت نوآور با تماس تلفنی، نامه یا مراجعه به کارخانه، شانس اندکی برای رسیدن به مدیر تصمیمگیر دارد. راه مؤثرتر، استفاده از نهاد واسط است. تجربه فنبازار تخصصی معدن نشان داد وقتی مجموعهای با پشتوانه معاونت علمی و ایمیدرو وارد میشود، مدیران عامل معادن نیز جدیتر پای کار میآیند. این نهاد واسط اعتبار اولیه استارتاپ را تأمین و گفتوگو را ممکن میکند.
این حمایت نهادی تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند؟
حمایت باید تا زمان شکلگیری اعتماد ادامه داشته باشد، نه برای همیشه. لازم است با رویدادها و برنامههای هدفمند، ۱۰ تا ۲۰ نمونه موفق و قابلاندازهگیری ایجاد شود. وقتی صنعت اثر فناوری را در کاهش هزینه، افزایش بهرهوری یا حل یک مسئله عملیاتی ببیند، اعتماد شکل میگیرد. پس از آن میتوان حمایت را کاهش داد تا ارتباط میان معدن و شرکتهای فناور بهتدریج خودگردان شود.
رسانه و کارگزاران فناوری در این مسیر چه نقشی دارند؟
رسانه میتواند توجه مدیران را به نیازها و موفقیتهای فناورانه جلب کند و با روایت تجربههای موفق، حساسیت تصمیمگیران را افزایش دهد. کارگزاران تخصصی نیز هر دو سوی بازار را میشناسند و میتوانند جلسات دوجانبه، رویدادهای همکاری، تسهیلات و لیزینگ را برای کاهش ریسک همکاری سازماندهی کنند.
مهمترین گام برای کاهش شکاف میان معدن و نوآوری چیست؟
باید حلقه ارتباطی محکمی میان این دو حوزه ایجاد شود. در آغاز، یک حامی قدرتمند باید اعتماد صنعت معدن را جلب کند. سپس با ساخت چند نمونه موفق، کارآمدی راهکارها بهصورت عملی اثبات شود. سرعت این مسیر به همکاری نهادهای حاکمیتی، معاونت علمی، ایمیدرو، کارگزاران و رسانهها بستگی دارد.
فناوری در صنعت معدن و شکاف نوآوری
به گزارش ثروت فردا، یکی از مسائل اصلی در مسیر توسعه فناوری در صنعت معدن، فاصله میان نیاز واقعی بنگاههای بزرگ و راهکارهای ارائهشده توسط شرکتهای فناور است.
یک استارتاپ ممکن است فناوری مناسبی برای پایش تجهیزات، کاهش مصرف انرژی یا بهبود فرآیند تولید داشته باشد، اما این فناوری زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که بتواند در محیط واقعی معدن آزمایش و اثر آن اندازهگیری شود.
به همین دلیل، ایجاد پروژههای پایلوت میتواند یکی از مسیرهای اتصال فناوری به صنعت باشد. در این پروژهها، راهکار جدید ابتدا در مقیاس محدود مورد آزمایش قرار میگیرد و در صورت اثبات کارایی، امکان توسعه آن فراهم میشود.
فناوری در صنعت معدن و مسئله مقیاس
تفاوت اندازه میان شرکتهای معدنی بزرگ و استارتاپهای فناور میتواند یکی از چالشهای همکاری باشد.
برای یک استارتاپ، اجرای یک پروژه کوچک ممکن است بخش مهمی از ظرفیت مالی و فنی آن را درگیر کند؛ در حالی که برای یک شرکت معدنی بزرگ، همان پروژه ممکن است در مقایسه با هزینههای کلی عملیات رقم کوچکی باشد.
به همین دلیل، فناوری در صنعت معدن نیازمند سازوکاری است که ارزش یک راهکار را فقط بر اساس اندازه مالی قرارداد اولیه نسنجد. گاهی یک فناوری کوچک میتواند یک مشکل محدود اما پرهزینه را حل کند و در صورت موفقیت، قابلیت توسعه به بخشهای دیگر را داشته باشد.
فناوری در صنعت معدن و نقش شرکتهای دانشبنیان
شرکتهای دانشبنیان میتوانند در بخشهایی مانند اتوماسیون، سنجش از راه دور، هوش مصنوعی، تحلیل داده، نگهداری پیشبینانه، اکتشاف و مدیریت انرژی راهکارهایی ارائه کنند.
با این حال، مسیر ورود این شرکتها به معادن تنها به تولید یک محصول یا نرمافزار محدود نیست. شناخت نیاز صنعت، رعایت استانداردهای فنی، ارائه خدمات پس از فروش و توانایی مقیاسپذیری نیز اهمیت دارد.
در مقابل، صنایع معدنی نیز برای استفاده مؤثر از فناوری در صنعت معدن نیازمند تعریف دقیق مسئله هستند. زمانی که یک معدن مسئله مشخصی مانند کاهش توقف تجهیزات یا کاهش مصرف آب را بهصورت قابلاندازهگیری تعریف کند، شرکت فناور نیز میتواند راهکار دقیقتری ارائه دهد.
فناوری در صنعت معدن و نقش نهادهای واسط
یکی از نکات مطرحشده در این گفتوگو، اهمیت نهاد واسط میان صنعت و شرکتهای فناور است.
این نهاد میتواند نیازهای صنعت را شناسایی و به زبان قابل فهم برای شرکتهای نوآور تبدیل کند. از طرف دیگر، توانایی شرکتهای فناور را نیز برای مدیران صنعتی توضیح دهد.
در چنین شرایطی، فناوری در صنعت معدن از مرحله معرفی محصول عبور کرده و وارد فرآیند حل مسئله میشود.
نهادهای واسط همچنین میتوانند در برگزاری جلسات تخصصی، ایجاد پروژههای پایلوت و کاهش ریسک اولیه همکاری نقش داشته باشند.
نقش نهادهای واسط در توسعه فناوری در صنعت معدن
نهادهای واسط میتوانند با شناسایی نیازهای واقعی معادن، مسیر ارتباط میان مدیران صنعتی و شرکتهای نوآور را کوتاهتر کنند. این ارتباط به شرکتهای فناور کمک میکند راهکارهای خود را متناسب با مسائل واقعی صنعت طراحی کنند و امکان اجرای آنها را در محیط عملیاتی افزایش دهند.
از سوی دیگر، فناوری در صنعت معدن زمانی میتواند به نتایج اقتصادی منجر شود که راهکارهای نوآورانه از مرحله معرفی عبور کرده و در پروژههای واقعی آزمایش شوند. ایجاد پروژههای پایلوت و اندازهگیری نتایج میتواند به تصمیمگیری برای توسعه یک فناوری کمک کند.
در این فرآیند، نهاد واسط میتواند میان نیاز صنعت، توان شرکت فناور و ظرفیتهای سرمایهگذاری ارتباط برقرار کند. چنین سازوکاری میتواند به کاهش ریسک اولیه همکاری و گسترش فناوری در صنعت معدن کمک کند.
آینده فناوری در صنعت معدن ایران
آینده همکاری میان بخش معدن و زیستبوم فناوری تا حد زیادی به توانایی دو طرف برای ایجاد اعتماد وابسته است.
ایجاد چند پروژه مشخص و قابلاندازهگیری میتواند اطلاعات واقعی درباره میزان صرفهجویی، افزایش بهرهوری یا کاهش هزینه در اختیار مدیران قرار دهد. این دادهها نسبت به معرفی عمومی یک فناوری، مبنای ملموستری برای تصمیمگیری ایجاد میکنند.
از سوی دیگر، شرکتهای فناور نیز باید شناخت دقیقتری از فرآیندهای معدن و نیازهای عملیاتی آن به دست آورند. همکاری موفق زمانی شکل میگیرد که فناوری در خدمت یک مسئله واقعی قرار گیرد.
در این میان، فناوری در صنعت معدن میتواند در صورت ایجاد ارتباط مؤثر میان معادن، شرکتهای دانشبنیان، استارتاپها، نهادهای تخصصی و سرمایهگذاران، به یکی از محورهای تحول در فرآیندهای معدنی تبدیل شود.
جمعبندی
شکاف میان صنعت معدن و زیستبوم فناوری تنها ناشی از کمبود فناوری نیست. تفاوت مقیاس، شناخت ناکافی، ریسک همکاری و نبود مسیر ارتباطی مؤثر نیز از موضوعاتی هستند که در این گفتوگو مورد توجه قرار گرفتهاند.
تجربه ایجاد نمونههای موفق میتواند امکان ارزیابی عملی راهکارهای فناورانه را فراهم کند. در این مسیر، نهادهای واسط میتوانند ارتباط میان شرکتهای نوآور و بنگاههای بزرگ معدنی را تسهیل کنند.
در نهایت، توسعه فناوری در صنعت معدن به ایجاد یک رابطه دوطرفه نیاز دارد؛ صنعتی که مسائل خود را دقیقتر تعریف کند و زیستبوم فناوری که بتواند برای این مسائل راهکارهای قابلاجرا و قابلاندازهگیری ارائه دهد.
از این منظر، تقویت ارتباط میان شرکتهای دانشبنیان و مجموعههای معدنی میتواند زمینه استفاده بیشتر از راهکارهای نوآورانه را فراهم کند. فناوری در صنعت معدن زمانی میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که علاوه بر معرفی راهکارها، امکان اجرای آزمایشی و سنجش نتایج نیز فراهم شود.
در چنین شرایطی، ایجاد پروژههای مشخص و قابلاندازهگیری میتواند مسیر اعتمادسازی میان صنعت و شرکتهای فناور را کوتاهتر کند. فناوری در صنعت معدن همچنین میتواند در حوزههایی مانند افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و حل مسائل عملیاتی مورد توجه قرار گیرد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟