نسل Z در ایران در شرایطی وارد بازار کار شده که فناوری، اینترنت، شبکههای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی، شکل سنتی اشتغال را با تغییرات جدی روبهرو کردهاند. به گزارش ثروت فردا، برای بخشی از جوانان، مسیر ورود به اقتصاد دیگر فقط از استخدام در یک سازمان یا شرکت عبور نمیکند و راهاندازی کسبوکار شخصی، فعالیت آنلاین و ارائه خدمات دیجیتال نیز به گزینههای قابل توجه تبدیل شده است.

البته نمیتوان تجربه نسل Z در ایران را مستقیماً با کشورهای دیگر یکسان دانست. تفاوت در شرایط اقتصادی، زیرساختهای دیجیتال، دسترسی به سرمایه، وضعیت بازار کار و فضای کسبوکار باعث میشود الگوهای جهانی نیازمند بررسی جداگانه در بستر ایران باشند.
با این حال، دادههای جهانی درباره کارآفرینی نسل جدید و استفاده گستردهتر آن از هوش مصنوعی، تصویری از تغییری ارائه میکنند که میتواند برای اقتصاد ایران نیز قابل توجه باشد.
نسل Z در ایران؛ موتور خاموش یا نیروی بیدار اقتصاد؟

بهناز کاوندی، محقق و پژوهشگر حوزه کارآفرینی: در یکی از کافههای تهران، جوانی ۲۴ ساله پشت لپتاپ نشسته و سفارشهای فروشگاه آنلاینش را مدیریت میکند. چند خیابان آنطرفتر، جوان دیگری روی پلتفرمی کار میکند که خودش ساخته است. نه الزاماً سرمایه بزرگی پشت این کسبوکارهاست و نه تیمی بزرگ؛ اما یک ویژگی مشترک دارند: صاحب این کسبوکارها برای آغاز کار، منتظر شغل نمانده است.
این تصویر، بخشی از واقعیت نسلی است که با اینترنت بزرگ شده و در اقتصادی وارد بازار کار شده که مسیرهای سنتی اشتغال در آن، دیگر تنها مسیر ممکن نیستند.
نسل Z را نمیتوان صرفاً با برچسبهایی مانند «نسل بیحوصله» یا «نسل کارآفرین» توضیح داد. این نسل محصول شرایط اقتصادی، فناوری و اجتماعی زمانه خود است؛ نسلی که همزمان با محدودیتهای اقتصادی و گسترش ابزارهای دیجیتال، در حال بازتعریف مفهوم «کار» است.
دادههای منتشر شده در آمریکا نشانه جالبی از این تغییر ارائه میکنند. گزارش ۲۰۲۶ شرکت Gusto، بر پایه بررسی ۱,۰۵۱ بنیانگذار کسبوکارهای جدید، نشان میدهد برای نخستین بار در دادههای این گزارش، سهم Gen Z از کسبوکارهای جدید در سال ۲۰۲۵ به ۹ درصد رسیده؛ در حالی که سهم Baby Boomers پنج درصد بوده است. این داده البته مربوط به آمریکا است و نباید مستقیماً به ایران تعمیم داده شود؛ اما روندی را نشان میدهد که ارزش توجه دارد: ورود نسل جدید به کارآفرینی، دیگر یک پدیده حاشیهای نیست.
حتی انگیزه کارآفرینی نیز در حال تغییر است. در گزارش Gusto، ۵۱ درصد بنیانگذاران گفتهاند ایجاد ثبات مالی یا ساخت یک دارایی برای آینده، انگیزه اصلی آنها بوده؛ در حالی که انگیزه «رئیس خود بودن» ۴۶ درصد بوده است. بنابراین کارآفرینی برای بخشی از نسل جدید، بیش از آنکه یک شعار استقلالطلبانه باشد، پاسخی اقتصادی به آیندهای نامطمئن است.
اگر اینترنت نسل Z را به جهان متصل کرد، هوش مصنوعی میتواند قواعد ورود آن به اقتصاد را تغییر دهد. طبق گزارش Gusto، ۶۰ درصد صاحبان کسبوکارهای جدید در آمریکا در سال ۲۰۲۵ برای راهاندازی کسبوکار از AI استفاده کردهاند. این رقم در میان کارآفرینان Gen Z به ۷۱ درصد رسیده است. مهمتر اینکه نیمی از بنیانگذاران گفتهاند AI فرآیند راهاندازی کسبوکار را بهطور قابلتوجهی سریعتر یا ارزانتر کرده است.
این داده یک نکته مهم دارد: هوش مصنوعی لزوماً کارآفرین خلق نمیکند؛ هزینه و زمان ورود کارآفرین را کاهش میدهد.
طراحی اولیه، تولید محتوا، تحقیق بازار، امور اداری، بازاریابی و حتی بخشی از برنامهنویسی، اکنون میتوانند با هزینه و نیروی انسانی کمتری آغاز شوند. همین تغییر، برای جوانی که سرمایه محدودی دارد، اهمیت اقتصادی قابلتوجهی پیدا میکند.
در ایران نیز ابزارهای جدید تأمین مالی در حال گسترشاند. بر اساس گزارش تأمین مالی زیستبوم فناوری و نوآوری ایران، حجم تأمین مالی جمعی در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۲.۸ هزار میلیارد تومان رسید؛ بیش از سه برابر سال قبل. حجم سرمایهگذاری مستقیم اعضای انجمن نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر نیز حدود ۱۶.۷ هزار میلیارد تومان گزارش شده است. در همین گزارش، ۶۵ درصد قراردادهای سرمایهگذاری در استان تهران متمرکز بودهاند؛ نشانهای از تمرکز جغرافیایی جدی منابع سرمایهای. اما مسئله اقتصاد دیجیتال ایران تنها کمبود سرمایه نیست. زیرساخت، دسترسی پایدار به اینترنت، بازار، شبکهسازی و امکان رشد نیز تعیین میکنند که یک ایده کوچک به یک کسبوکار ماندگار تبدیل شود یا نه.
از تولد کسبوکار تا بقا
گزارش جهانی دیدهبان جهانی کارآفرینی در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بر پایه دادههای بیش از ۱۶۰ هزار نفر در ۵۳ اقتصاد، از سطح بالای فعالیتهای نوآفرینانه در جهان خبر میدهد؛ اما همزمان نسبت به شکاف میان «شروع کسبوکار» و «تبدیل شدن آن به یک کسبوکار تثبیتشده» هشدار میدهد.
مسئله فقط این نیست که چند جوان میتوانند یک فروشگاه آنلاین، یک پلتفرم آموزشی یا یک کسبوکار خدماتی راهاندازی کنند.
مسئله این است که چند نفر میتوانند آن را زنده نگه دارند، رشد دهند و به یک کسبوکار پایدار تبدیل کنند؟
ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ در رتبه ۷۰ از میان ۱۳۹ اقتصاد قرار گرفته است. نکته قابلتأمل آنکه رتبه ایران در «ورودیهای نوآوری» ۱۰۹، اما در «خروجیهای نوآوری» ۴۶ بوده است؛ یعنی کشور در تبدیل برخی منابع موجود به خروجیهای نوآورانه، عملکردی بهتر از جایگاه ورودیهای خود دارد. این شکاف، بیش از آنکه داستان کمبود استعداد باشد، میتواند مسئله تبدیل ظرفیت به مقیاس را برجسته کند. حال این نکته بسیار پر رنگ تر خواهد بود که نسل Z؛ سرمایهای که باید امکان رشد پیدا کند.
برگزاری رویدادهایی مانند «نسل زد در مسیر کارآفرینی جهان فردا» در دانشگاه شهید بهشتی در آذر ۱۴۰۴، نشان میدهد توجه به نقش این نسل در آینده کارآفرینی در حال افزایش است.
اما برگزاری این قبلی رویدادها، پایان مسیر نیست؛ آغاز آن است. نسل Z ایران نه «مشکل» اقتصاد است و نه بهتنهایی «راهحل» آن. این نسل، ظرفیتی است که میتواند در صورت دسترسی به سرمایه، بازار، زیرساخت و شبکه مناسب، بخشی از انرژی خود را به ارزش اقتصادی تبدیل کند.
در نهایت، سؤال اصلی این نیست که آیا نسل Z میتواند کارآفرین باشد. سؤال این است که آیا اقتصاد ایران میتواند برای این نسل، مسیر «شروع کردن» تا «ماندگار شدن» را بسازد؟
زیرا شاید آینده اقتصاد ایران نه در نسلی باشد که منتظر استخدام میماند، بلکه در نسلی که تصمیم گرفته است چیزی بسازد؛ مشروط بر اینکه اقتصاد، فرصت ماندن و رشد کردن آن را نیز فراهم کند.
نویسنده: بهناز کاوندی، محقق و پژوهشگر حوزه کارآفرینی
نسل Z در ایران و نقش هوش مصنوعی
به گزارش ثروت فردا، یکی از مهمترین تغییراتی که میتواند مسیر فعالیت اقتصادی جوانان را تغییر دهد، کاهش هزینه برخی فعالیتهای اولیه کسبوکار است. ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند در تحقیق، تولید محتوای اولیه، تحلیل داده، ایدهپردازی، امور اداری و برخی فعالیتهای فنی مورد استفاده قرار گیرند.
بر اساس گزارش ۲۰۲۶ Gusto، ۶۰ درصد صاحبان کسبوکارهای جدید بررسیشده در آمریکا در سال ۲۰۲۵ از AI برای راهاندازی کسبوکار استفاده کردهاند و این سهم در میان کارآفرینان Gen Z به ۷۱ درصد رسیده است. همچنین نیمی از بنیانگذاران گفتهاند AI روند راهاندازی کسبوکار را به شکل قابلتوجهی سریعتر یا ارزانتر کرده است.
این آمار مستقیماً وضعیت نسل Z در ایران را اندازهگیری نمیکند، اما نشان میدهد چرا ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند برای کارآفرینان جوان اهمیت پیدا کنند: بخشی از هزینههای اولیه و زمان موردنیاز برای آزمایش یک ایده کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، استفاده از AI بهتنهایی تضمینکننده موفقیت یک کسبوکار نیست. محصول، مشتری، مدل درآمدی، دسترسی به بازار و توانایی ادامه فعالیت همچنان اهمیت دارند.

نسل Z در ایران و مسیر تأمین سرمایه
سرمایه یکی از حلقههای مهم بین ایده و کسبوکار پایدار است. یک جوان ممکن است ایده، مهارت فنی یا شناخت مناسبی از بازار داشته باشد، اما بدون دسترسی به منابع مالی نتواند کسبوکار خود را از مرحله آزمایش عبور دهد.
در این میان، تأمین مالی جمعی، سرمایهگذاری خطرپذیر و ابزارهای جدید تأمین مالی میتوانند مسیرهای متفاوتی برای کسبوکارهای نوآور ایجاد کنند.
تمرکز منابع نیز موضوع مهمی است. اگر بخش قابلتوجهی از سرمایه و امکانات در یک منطقه متمرکز باشد، فرصتهای کارآفرینی برای جوانان سایر مناطق ممکن است با محدودیت بیشتری مواجه شود. بنابراین توسعه اکوسیستم کارآفرینی فقط به تأمین پول مربوط نیست و به شبکه ارتباطی، زیرساخت، بازار و دسترسی برابرتر به فرصتها نیز ارتباط دارد.
نسل Z در ایران؛ از شروع تا ماندگاری
راهاندازی کسبوکار تنها مرحله نخست کارآفرینی است. چالش اصلی برای بسیاری از کسبوکارها، عبور از مرحله اولیه و رسیدن به درآمد پایدار است.
گزارش GEM ۲۰۲۵/۲۰۲۶ که بر دادههای بیش از ۱۶۰ هزار نفر در ۵۳ اقتصاد متکی است، در کنار ثبت سطح بالای فعالیتهای نوآفرینانه، بر شکاف میان شروع کسبوکار و پایداری بلندمدت نیز تمرکز دارد.
این مسئله درباره نسل Z در ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا صرفاً فراهم شدن امکان راهاندازی یک فروشگاه اینترنتی یا کسبوکار خدماتی، به معنای ایجاد یک بنگاه اقتصادی پایدار نیست.
برای عبور از این مرحله، مجموعهای از عوامل باید همزمان وجود داشته باشد: دسترسی به مشتری، ثبات نسبی هزینهها، امکان تأمین سرمایه در مراحل مختلف، نیروی انسانی مناسب، زیرساخت دیجیتال و امکان توسعه محصول.
در چنین شرایطی، تفاوت میان «ایده» و «کسبوکار» روشنتر میشود. ایده میتواند با یک لپتاپ و سرمایه محدود آغاز شود، اما رشد آن به محیط اقتصادی گستردهتری وابسته است.
ماندگاری کسبوکارهای نسل Z در ایران
برای نسل Z در ایران، ماندگاری کسبوکار میتواند به اندازه راهاندازی اولیه اهمیت داشته باشد. بسیاری از فعالیتهای دیجیتال با هزینه نسبتاً محدود آغاز میشوند، اما ادامه فعالیت به توانایی جذب مشتری و ایجاد درآمد مستمر وابسته است.
در این میان، نسل Z در ایران با استفاده از فناوریهای جدید میتواند شیوههای متفاوتی برای توسعه محصولات و خدمات خود پیدا کند. با این حال، فناوری بهتنهایی جایگزین بازار مناسب، سرمایه کافی و برنامهریزی اقتصادی نمیشود.
از این منظر، مسیر نسل Z در ایران از ایده تا یک کسبوکار پایدار، مسیری چندمرحلهای است که علاوه بر مهارت فردی، به شرایط محیط کسبوکار و فرصتهای موجود نیز وابسته خواهد بود.
نوآوری و ظرفیت اقتصادی نسل Z در ایران
دادههای شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ نیز تصویری چندبعدی از وضعیت ایران ارائه میکنند. طبق دادههای رسمی WIPO، ایران در میان ۱۳۹ اقتصاد در رتبه ۷۰ قرار گرفته و رتبه کشور در ورودیهای نوآوری ۱۰۹ و در خروجیهای نوآوری ۴۶ بوده است.
این اعداد بهتنهایی وضعیت نسل Z در ایران را اندازهگیری نمیکنند؛ اما برای بررسی محیطی که کارآفرینان جوان در آن فعالیت میکنند، قابل توجهاند.
WIPO همچنین گزارش کرده است که ایران در سال ۲۰۲۵ در خروجیهای دانش و فناوری رتبه ۴۶ و در خروجیهای خلاقانه رتبه ۴۵ را داشته است.
از این زاویه، موضوع اصلی تنها میزان استعداد یا ایدههای موجود نیست. مسئله مهمتر میتواند این باشد که چگونه ایده، مهارت و دانش به محصول، شرکت، اشتغال و ارزش اقتصادی پایدار تبدیل شود.

جمعبندی
نسل Z در ایران در نقطهای میان فرصتهای فناوری و محدودیتهای اقتصادی قرار گرفته است. اینترنت و ابزارهای دیجیتال امکان ورود سریعتر به برخی فعالیتهای اقتصادی را فراهم کردهاند و هوش مصنوعی نیز میتواند بخشی از هزینه و زمان شروع کسبوکار را کاهش دهد.
با این حال، مسیر کارآفرینی از شروع تا ماندگاری ادامه دارد. دسترسی به سرمایه، بازار، زیرساخت، اینترنت پایدار، شبکهسازی و امکان توسعه کسبوکار، عواملی هستند که میتوانند بر این مسیر اثر بگذارند.
تجربه جهانی Gusto نشان میدهد استفاده از AI میان کارآفرینان Gen Z بالاست، در حالی که گزارش GEM بر اهمیت عبور از مرحله آغاز کسبوکار به سمت پایداری تأکید دارد.
در نتیجه، بحث درباره نسل Z در ایران صرفاً بحث درباره یک گروه سنی نیست؛ بلکه به آینده رابطه میان نیروی انسانی جوان، فناوری، کارآفرینی و اقتصاد دیجیتال مربوط میشود.
آینده اقتصادی نسل Z در ایران
آینده نسل Z در ایران تا حد زیادی به میزان دسترسی این نسل به فرصتهای واقعی اقتصادی وابسته است. آموزش مهارتهای جدید، دسترسی به سرمایه و امکان فعالیت در بازارهای دیجیتال میتواند مسیر ورود جوانان به کسبوکار را هموارتر کند.
از سوی دیگر، نسل Z در ایران برای تبدیل ایدههای خود به کسبوکارهای پایدار، به محیطی نیاز دارد که امکان آزمون، رشد و توسعه فعالیتهای اقتصادی را فراهم کند.
در چنین شرایطی، نسل Z در ایران میتواند بخشی از ظرفیتهای اقتصاد دیجیتال را فعالتر کند و حضور فناوری را در فعالیتهای اقتصادی گسترش دهد.
در نهایت، بررسی نسل Z در ایران نشان میدهد که آینده این نسل فقط به میزان علاقه آن به کارآفرینی وابسته نیست؛ بلکه شرایط اقتصادی، زیرساختی و دسترسی به فرصتها نیز در شکلگیری این مسیر نقش دارند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟