توسعه پایدار معدن یکی از موضوعات مهم در مسیر بهرهبرداری از ذخایر معدنی و همزمان حفاظت از منابع طبیعی است. به گزارش ثروت فردا، معدن میتواند نقش مهمی در تولید، اشتغال و تأمین مواد اولیه صنایع داشته باشد، اما نحوه طراحی و اجرای پروژههای معدنی نیز بر آب، خاک، پوشش گیاهی و جوامع محلی اثر میگذارد.
دیدگاه مطرحشده از سوی مهدی کرباسیان، مدیرعامل پیشین ایمیدرو، بر همین نقطه تمرکز دارد: بهرهبرداری از ذخایر معدنی باید با توجه به حقوق نسلهای آینده و الزامات محیطزیستی انجام شود.
در این نگاه، توسعه پایدار معدن به معنای توقف فعالیتهای معدنی نیست؛ بلکه بر برنامهریزی، ارزیابی آثار زیستمحیطی، اصلاح پروژهها و کاهش پیامدهای فعالیتهای معدنی تأکید دارد.
مهدی کرباسیان، مدیرعامل پیشین ایمیدرو، در گفتوگو با «۱۰ صبح» بر مسئولیت بخش معدن در برابر نسلهای آینده تأکید کرد

معدن؛ ثروت فردای نسلهای زد، آلفا و بتا
مهدی کرباسیان، مدیرعامل پیشین ایمیدرو، با تأکید بر مسئولیت بخش معدن در برابر نسلهای آینده گفت: توسعه معادن زمانی میتواند به ثروتی پایدار برای نسلهای زد، آلفا و بتا تبدیل شود که در کنار بهرهبرداری از ذخایر معدنی، حفاظت از آب، خاک و منابع طبیعی نیز در طراحی و اجرای پروژهها مورد توجه قرار گیرد. به اعتقاد او، سختگیریهای زیستمحیطی الزاماً به معنای توقف پروژهها نیست و میتوان با مطالعات دقیق، اصلاح طرحها و تعامل کارشناسی میان دستگاههای مسئول، میان توسعه اقتصادی و حفاظت از محیطزیست توازن برقرار کرد.
توسعه معدن، افزون بر افزایش تولید و بهرهبرداری از ذخایر معدنی، با موضوعاتی مانند حفاظت از آب، خاک، جنگلها و حقوق جوامع محلی پیوند خورده است. در بسیاری از کشورهای معدنی، ارزیابیهای زیستمحیطی نه بهعنوان مانعی در برابر سرمایهگذاری، بلکه بهعنوان بخشی از طراحی و اجرای پروژه در نظر گرفته میشود.
مهدی کرباسیان، کارشناس حوزه معدن و مدیرعامل پیشین ایمیدرو، معتقد است تعارض میان معدن و محیطزیست را نمیتوان با حذف یکی به سود دیگری برطرف کرد. به گفته او، راهکار اصلی، ایجاد مسیری فنی و اجرایی برای دستیابی به توسعه اقتصادی همراه با حفاظت از منابع طبیعی است.
حفاظت از محیطزیست چه جایگاهی در سیاستهای توسعهای کشور دارد؟
محیطزیست با آینده کشور و حقوق نسلهای بعد ارتباط مستقیم دارد. نسلهای آینده نیز باید بتوانند از منابع طبیعی و محیطزیست امروز استفاده کنند؛ بنابراین کمتوجهی به این حوزه، در واقع تضییع حقوق آنان است. دولتها و مجموعه حاکمیت باید حفاظت از محیطزیست را به یکی از اجزای اصلی سیاستگذاریهای توسعهای تبدیل کنند.
معدن میتواند ثروت فردای نسلهای زد، آلفا و بتا باشد؛ اما به شرط آنکه توسعه امروز، منابع و فرصتهای فردای آنان را از بین نبرد. بهرهبرداری مسئولانه به این معناست که در کنار استفاده از ذخایر معدنی، حفظ آب، خاک و محیطزیست نیز بهعنوان بخشی از منافع ملی و حقوق نسلهای آینده در نظر گرفته شود.
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، گاهی این تصور وجود داشت که سختگیریهای زیستمحیطی میتواند مانعی در مسیر توسعه اقتصادی باشد؛ اما امروز روشن است که نمیتوان پیشرفت اقتصادی را به قیمت از بین رفتن منابع طبیعی دنبال کرد.
آیا حفاظت از محیطزیست همواره با توسعه فعالیتهای معدنی در تعارض است؟
خیر. توسعه معدن و حفاظت از محیطزیست لزوماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. معدنکار حق دارد از منابع خدادادی کشور استفاده کند، اما این بهرهبرداری باید در چارچوب ضوابط و الزامات زیستمحیطی انجام شود.
از سوی دیگر، سازمان حفاظت محیطزیست نیز باید در مواردی که امکان کاهش یا کنترل آثار پروژه وجود دارد، برای یافتن راهحل تلاش کند و صرفاً رویکردی سلبی نداشته باشد. هدف نهایی باید اجرای پروژه همراه با رعایت استانداردهای زیستمحیطی باشد؛ نه اینکه یک دستگاه فقط در جایگاه مخالف پروژه قرار گیرد و طرف دیگر صرفاً برای دریافت مجوز تلاش کند.
تجربه استرالیا در ایجاد توازن میان معدن و محیطزیست چگونه است؟
سازمان محیطزیست استرالیا ساختاری قوی و منسجم دارد و مقررات آن نیز سختگیرانه است. معدنکاران موظف به رعایت الزامات مشخصی هستند و اگر فعالیتی از نظر زیستمحیطی پذیرفتنی نباشد، مجوز اجرای آن صادر نمیشود.
با این حال، رابطه میان بخش معدن و محیطزیست در این کشور صرفاً تقابلی نیست. اگر امکان اصلاح پروژه و کاهش پیامدهای آن وجود داشته باشد، راهکارهای فنی و اجرایی بررسی میشوند. در واقع، دستگاه محیطزیست فقط در جایگاه مخالف قرار نمیگیرد و بخش معدن نیز صرفاً به دنبال عبور از مسیر دریافت مجوز نیست؛ بلکه هر دو طرف برای اجرای صحیح و مسئولانه پروژه تلاش میکنند.
آیا در ایران نیز تجربهای از اصلاح پروژه بهجای توقف آن وجود دارد؟
یکی از نمونهها به توسعه منطقه ویژه اقتصادی پارسیان مربوط میشود. برای واردات مواد اولیه و صادرات محصولات، ایجاد بندر و اسکله ضروری بود. با راهاندازی واحد آلومینیوم لامرد با ظرفیت ۳۰۰ هزار تن، اهمیت این زیرساخت افزایش یافت؛ اما سازمان حفاظت محیطزیست با محل اولیه احداث بندر موافق نبود.
برای حل این مسئله، از یک مشاور نروژی استفاده شد. مطالعات انجامشده نشان داد با تغییر محل احداث بندر میتوان میزان آسیبهای زیستمحیطی را کاهش داد. در نهایت، محل پروژه حدود ۳۰۰ متر جابهجا شد و بندر احداث شد؛ اکنون نیز چهار اسکله آن فعال است. این تجربه نشان داد که میتوان با تکیه بر مطالعات فنی، هم پروژه را اجرا کرد و هم ملاحظات زیستمحیطی را در نظر گرفت.
در حوزه معادن نیز نمونه مشابهی وجود داشته است؟
بله؛ معدن زغالسنگ سوادکوه یکی دیگر از این نمونههاست. در این پروژه، ملاحظات زیستمحیطی به یکی از مسائل اصلی تبدیل شده بود و حدود هشت ماه مذاکره و بررسی صورت گرفت. پس از آن، با استفاده از یک مشاور آلمانی، مطالعات فنی لازم انجام و طرح اصلاح شد تا امکان فعالیت معدن در چارچوب الزامات زیستمحیطی فراهم شود. در نهایت، پس از ارائه مطالعات و اصلاح پروژه، مجوز محیطزیست صادر شد.
در پروژههای معدنی و صنعتی یزد، فلات مرکزی و همچنین عسلویه نیز تلاش شد مسائل از طریق تعامل با سازمان حفاظت محیطزیست، اصلاح طرحها و الزام پیمانکاران به رعایت ضوابط حل شود.
مهمترین راهکار کاهش تعارض میان معدنکاران و سازمان حفاظت محیطزیست چیست؟
اصلاح شیوه تعامل، اجرای دقیق مقررات و تقویت بررسیهای کارشناسی اهمیت زیادی دارد. در برخی پروژهها، تغییر محل اجرا، اصلاح طراحی، انجام مطالعات مستقل و گفتوگوی فنی میان دولت و سرمایهگذار میتواند زمینه ادامه فعالیت را با کمترین آسیب فراهم کند.
مسئله صرفاً سخت یا آسان بودن قوانین نیست؛ بلکه فرایند ارزیابی باید شفاف و پیشبینیپذیر باشد. اگر مقررات روشن، نظارت جدی و توان فنی کافی وجود داشته باشد، میتوان پروژههای معدنی را بهگونهای پیش برد که هم امکان بهرهبرداری از ذخایر کشور فراهم شود و هم آسیب به محیطزیست به حداقل برسد.
تجربه کشورهای توسعهیافته چه پیامی برای بخش معدن ایران دارد؟
این تجربهها نشان میدهند سختگیری زیستمحیطی الزاماً مترادف با توقف پروژه نیست. ارزیابی دقیق، تعیین شروط روشن، اصلاح پروژه و پذیرش هزینههای حفاظت از محیطزیست از سوی سرمایهگذار میتواند میان فعالیت اقتصادی و حفاظت از منابع طبیعی پیوند برقرار کند.
در چنین مدلی، احیای زمین و جبران خسارتهای احتمالی نیز نباید به پایان عمر معدن موکول شود؛ بلکه لازم است از مراحل ابتدایی طراحی پروژه مورد توجه قرار گیرد. اگر این نگاه در ایران تقویت شود، میتوان از تقابل دائمی میان معدن و محیطزیست فاصله گرفت و به سمت توسعهای مسئولانه و پایدار حرکت کرد.
توسعه پایدار معدن و نسلهای آینده
به گزارش ثروت فردا، مفهوم توسعه پایدار معدن زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ذخایر معدنی بهعنوان یک دارایی محدود در نظر گرفته شوند. بهرهبرداری از این ذخایر میتواند منافع اقتصادی ایجاد کند، اما تصمیمهای امروز درباره نحوه استخراج و توسعه پروژهها، پیامدهایی برای سالهای آینده نیز خواهد داشت.
از این رو، توجه به آب، خاک، تنوع زیستی و شرایط جوامع محلی میتواند بخشی از برنامهریزی پروژههای معدنی باشد. در رویکردهای جدید، ارزیابی اثرات زیستمحیطی پیش از اجرای پروژه و همچنین پایش آثار فعالیت در طول عمر معدن اهمیت دارد.
در این چارچوب، توسعه پایدار معدن صرفاً به مرحله دریافت مجوز محدود نمیشود. طراحی اولیه، انتخاب محل، روش استخراج، مدیریت پسماند، مصرف آب و برنامه احیای محدوده معدن نیز میتوانند در ارزیابی یک پروژه مورد توجه قرار گیرند.
توسعه پایدار معدن و تجربه استرالیا
تجربه استرالیا نشان میدهد ارزیابی زیستمحیطی میتواند بخشی از فرآیند تصمیمگیری درباره پروژههای توسعهای باشد. قانون EPBC چارچوب فدرال اصلی این کشور برای حفاظت از موضوعات مهم زیستمحیطی است و پروژههایی از جمله برخی فعالیتهای معدنی، در صورت تأثیر بر موضوعات تحت حمایت قانون، ممکن است نیازمند ارزیابی و تأیید باشند.
بنابراین، بررسی نمونههای بینالمللی میتواند برای بحث درباره توسعه پایدار معدن مفید باشد؛ البته قوانین و ساختارهای اداری هر کشور متفاوت است و تجربه یک کشور را نمیتوان بدون توجه به شرایط نهادی و اقتصادی آن مستقیماً در کشور دیگری اجرا کرد.
در مدلهای ارزیابی محیطزیستی، هدف تنها شناسایی یک اثر احتمالی نیست؛ بلکه مشخص کردن پیامدها و بررسی راههای کاهش آنها نیز اهمیت دارد.
نقش ارزیابی زیستمحیطی در توسعه پایدار معدن
ارزیابی دقیق پیامدهای یک پروژه میتواند پیش از آغاز عملیات، نقاط حساس محیطزیستی را مشخص کند. چنین ارزیابیهایی به تصمیمگیران و سرمایهگذاران کمک میکند تا گزینههای مختلف اجرای پروژه را بررسی کنند و در صورت امکان، آثار منفی فعالیت را کاهش دهند.
در این چارچوب، توسعه پایدار معدن به معنای ایجاد ارتباط میان اهداف اقتصادی پروژه و الزامات حفاظت از محیطزیست است. این رویکرد میتواند در مراحل مختلف از انتخاب محل پروژه تا طراحی، اجرا و احیای محدوده مورد توجه قرار گیرد.
همچنین تجربه استرالیا نشان میدهد که ارزیابی محیطزیستی میتواند بخشی از فرآیند تصمیمگیری درباره پروژههای بزرگ باشد و به جای نگاه صرفاً تقابلی، بر شناسایی آثار و راهکارهای مدیریت آنها تمرکز کند. در این مسیر، توسعه پایدار معدن میتواند بر پایه اطلاعات فنی، ارزیابی ریسک و برنامهریزی برای کاهش آثار زیستمحیطی دنبال شود.
توسعه پایدار معدن و اصلاح پروژهها
یکی از نکات مهم مطرحشده در این خبر، تفاوت میان «توقف پروژه» و «اصلاح پروژه» است.
در بسیاری از پروژههای بزرگ، تغییر طراحی، جابهجایی محل بخشی از عملیات یا تغییر روش اجرایی میتواند بر میزان آثار زیستمحیطی اثر بگذارد. البته اینکه چنین اصلاحی در هر پروژهای امکانپذیر باشد، به مطالعات فنی و شرایط همان پروژه بستگی دارد.
این موضوع، اهمیت مطالعات مستقل و کارشناسی را در توسعه پایدار معدن نشان میدهد. هرچه اطلاعات دقیقتری درباره آب، خاک، پوشش گیاهی، زمینشناسی و شرایط اجتماعی منطقه وجود داشته باشد، تصمیمگیری درباره نحوه اجرای پروژه نیز میتواند دقیقتر انجام شود.
توسعه پایدار معدن و احیای محدودهها
یکی از موضوعات مهم در چرخه عمر معدن، برنامهریزی برای دوره پس از استخراج است. اگر احیای زمین از مراحل اولیه طراحی پروژه مورد توجه قرار گیرد، میتوان الزامات آن را در برنامه عملیاتی و مالی پروژه لحاظ کرد.
این نگاه، توسعه پایدار معدن را از یک مفهوم صرفاً محیطزیستی فراتر میبرد و آن را به بخشی از مدیریت چرخه عمر پروژه تبدیل میکند.
توسعه پایدار معدن در ایران
ایران دارای ظرفیتهای معدنی گسترده و همزمان با چالشهای مربوط به منابع آب و محیطزیست است. بنابراین توسعه فعالیتهای معدنی نیازمند توجه همزمان به ظرفیت اقتصادی و محدودیتهای محیطی مناطق مختلف است.
شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ نیز ایران را در رتبه ۷۰ از میان ۱۳۹ اقتصاد قرار داده است. طبق دادههای WIPO، ایران در خروجیهای نوآوری رتبه ۴۶ و در ورودیهای نوآوری رتبه ۱۰۹ را داشته است.
این داده مستقیماً شاخص توسعه پایدار معدن نیست، اما نشان میدهد ظرفیتهای علمی، فناوری و نوآوری میتوانند در بررسی مسیر توسعه کشور مورد توجه قرار گیرند. در بخش معدن نیز استفاده از فناوریهای نوین میتواند در زمینههایی مانند پایش محیطزیست، مدیریت مصرف آب، کنترل پسماند و افزایش بهرهوری مورد بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر، WIPO در گزارش ۲۰۲۵، رتبه ایران در خروجیهای دانش و فناوری را ۴۶ اعلام کرده است.
در نتیجه، بخشی از بحث درباره توسعه پایدار معدن میتواند به استفاده از ظرفیتهای فناورانه برای کاهش آثار فعالیتهای معدنی مربوط شود.
فناوری و توسعه پایدار معدن
استفاده از فناوریهای جدید میتواند یکی از ابزارهای مهم برای توسعه پایدار معدن باشد. سامانههای پایش، تجهیزات کممصرف و فناوریهای مدیریت داده میتوانند به شناسایی دقیقتر آثار فعالیتهای معدنی و مدیریت بهتر منابع کمک کنند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری در فناوری میتواند به افزایش بهرهوری عملیات معدنی و کاهش مصرف برخی منابع منجر شود. به همین دلیل، پیوند میان نوآوری و توسعه پایدار معدن میتواند در برنامهریزی آینده این بخش مورد توجه قرار گیرد.
در این مسیر، توسعه پایدار معدن زمانی عملیتر خواهد بود که فناوری در کنار مطالعات محیطزیستی، مدیریت منابع و نظارت مستمر مورد استفاده قرار گیرد.
جمعبندی
توسعه پایدار معدن به معنای ایجاد تعادل میان بهرهبرداری اقتصادی از ذخایر و حفاظت از منابعی است که برای نسلهای آینده اهمیت دارند. آب، خاک، پوشش گیاهی و جوامع محلی از جمله موضوعاتی هستند که در برنامهریزی پروژههای معدنی باید مورد توجه قرار گیرند.
تجربههای بینالمللی نشان میدهد ارزیابی محیطزیستی میتواند بخشی از فرآیند طراحی و تصمیمگیری درباره پروژه باشد. در استرالیا نیز قانون EPBC چارچوبی برای بررسی آثار برخی پروژهها، از جمله فعالیتهای معدنی، بر موضوعات مهم زیستمحیطی فراهم کرده است.
در ایران نیز نمونههایی که در گفتوگوی مهدی کرباسیان مطرح شده، بر اهمیت مطالعات فنی، اصلاح طراحی و تعامل کارشناسی تأکید دارد.
در نهایت، توسعه پایدار معدن زمانی میتواند به یک رویکرد عملی تبدیل شود که الزامات محیطزیستی از مرحله طراحی پروژه مورد توجه قرار گیرند و حفاظت از منابع طبیعی در کنار اهداف تولید و سرمایهگذاری دیده شود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟