«ثروت فردا» گزارش می دهد:
رویا آشتیانی، خبرنگار و مترجم:
قالبهای گچی پمپئی و فاجعه فوران وزوو
فوران کوه وزوو در سال ۷۹ میلادی یکی از مشهورترین فجایع طبیعی تاریخ جهان را رقم زد. در جریان این رویداد، شهرهای رومی پمپئی و هرکولانیوم در زیر حجم عظیمی از خاکستر، سنگهای آتشفشانی و گازهای داغ مدفون شدند.
به گزارش ثروت فردا، هزاران نفر جان خود را از دست دادند و زندگی روزمره یک جامعه رومی برای قرنها در زیر لایههای آتشفشانی پنهان ماند. آنچه پمپئی را از بسیاری از محوطههای باستانی متمایز میکند، نهفقط ساختمانها و خیابانهای حفظشده آن، بلکه حضور انسانهایی است که گویی در آخرین لحظههای زندگی خود منجمد شدهاند.

این تصویر تأثیرگذار نتیجه استفاده از مادهای ساده اما شگفتانگیز است: گچ.
قالبهای گچی پمپئی به یکی از شناختهشدهترین نمادهای باستانشناسی جهان تبدیل شدهاند؛ آثاری که نهتنها اطلاعاتی درباره قربانیان فوران وزوو ارائه میکنند، بلکه لحظهای انسانی از نزدیک به دو هزار سال پیش را نیز به زمان حال منتقل کردهاند.
چگونه قالبهای گچی پمپئی ساخته شدند؟
در دهه ۱۸۷۰ میلادی، باستانشناس ایتالیایی جوزپه فیورلی هنگام کاوش در پمپئی متوجه شد که در میان خاکسترهای سختشده حفرههایی وجود دارد. این حفرهها در واقع جای خالی بدن انسانهایی بودند که پس از مرگ تجزیه شده بودند.
فیورلی تصمیم گرفت این فضاهای خالی را با گچ مایع پر کند. پس از سختشدن گچ و برداشتن لایههای اطراف، شکل دقیق بدن قربانیان آشکار شد؛ انسانهایی که در حالت فرار، دعا، پناهگرفتن یا در آغوش گرفتن عزیزان خود جانباخته بودند.
به این ترتیب، قالبهای گچی پمپئی شکل گرفتند. این روش به باستانشناسان اجازه داد تا تنها با بقایای استخوانی مواجه نباشند، بلکه شکل کلی بدن و وضعیت قرارگیری قربانیان را نیز بررسی کنند.
بیش از یک قرن است که این قالبهای گچی بهعنوان نماد پمپئی شناخته میشوند. بااینحال، پرسشهای مهمی درباره آنها همچنان بیپاسخ مانده بود.
آیا قربانیان بر اثر خفگی مردهاند؟ آیا گرمای فوقالعاده ناشی از فوران باعث تبخیر فوری بدن آنها شده است؟ یا کمآبی شدید و شوک حرارتی عامل مرگ بوده است؟
پژوهشهای جدید تلاش میکنند با استفاده از روشهای علمی دقیقتر، پاسخ این پرسشها را بررسی کنند.
پژوهش جدید درباره قالبهای گچی پمپئی
پژوهشی که اخیراً توسط گروهی از انسانشناسان و باستانشناسان انجام شده، تلاش کرده است پاسخی دقیقتر برای این پرسشها ارائه دهد.
این مطالعه هفت قالب گچی از منطقه پورتا نولا و حمامهای حومهای پمپئی را مورد بررسی قرار داده است. اهمیت این پژوهش در آن است که برای نخستینبار از فناوری فلورسانس پرتو ایکس قابلحمل (pXRF) برای مطالعه شیمیایی استخوانها و گچهای درون قالبها استفاده شده است.
هدف اصلی پژوهشگران تنها مطالعه استخوانها نبود. آنها میخواستند بدانند گچی که بیش از صدسال پیش برای ساخت قالبها استفاده شده، چه تأثیری بر بقایای انسانی گذاشته است.
ازآنجاکه گچ در طول زمان میتواند عناصر شیمیایی مختلفی را به استخوانها منتقل کند، تشخیص آثار واقعی ناشی از گرما و شرایط مرگ دشوار میشود.
به همین دلیل، محققان استخوانهای موجود در قالبهای پمپئی را با نمونههای دیگری از استخوانهای سوخته و دفنشده در ایتالیا و اسپانیا مقایسه کردند.
نتایج نشان داد که استخوانهای قربانیان واقعاً تحتتأثیر دماهای بسیار بالا قرار گرفتهاند، اما آثار شیمیایی ناشی از گچ نیز در آنها دیده میشود.
به بیان دیگر، گچ نهتنها شکل ظاهری بدن را حفظ کرده، بلکه بخشی از ترکیب شیمیایی بقایا را نیز تغییر داده است.
این موضوع اهمیت زیادی برای مطالعات زیست باستانشناسی دارد، زیرا پژوهشگران باید میان تغییرات ناشی از مرگ و تغییرات ایجادشده توسط گچ تمایز قائل شوند.
علت مرگ قربانیان پمپئی چه بود؟
باوجوداین پیچیدگیها، نتایج مطالعه از نظریهای حمایت میکند که سالهاست در میان بسیاری از پژوهشگران مطرح است: محتملترین علت مرگ ساکنان پمپئی، خفگی ناشی از استنشاق خاکسترهای ریز و گازهای آتشفشانی بوده است.
به نظر میرسد قربانیان پیش از آنکه جریانهای فوقالعاده داغ آتشفشانی به آنها برسد، در اثر شرایط تنفسی مرگبار جان خود را از دست دادهاند.
با این حال، بررسی علت مرگ قربانیان پمپئی همچنان موضوعی پیچیده است. فوران وزوو یک رویداد چندمرحلهای بود و افراد مختلف ممکن است در شرایط متفاوتی جان خود را از دست داده باشند.
برخی قربانیان در اثر ریزش ساختمانها و فشار مواد آتشفشانی کشته شدند، در حالی که گروهی دیگر در معرض گازها، خاکستر و جریانهای بسیار داغ قرار گرفتند.
به همین دلیل، قالبهای گچی پمپئی برای دانشمندان تنها آثار تاریخی نیستند؛ بلکه منابعی برای مطالعه شرایط مرگ، وضعیت سلامت و زندگی مردم روم باستان نیز محسوب میشوند.
نقش قالبهای گچی پمپئی در حفظ تاریخ
اما شاید مهمترین جنبه این پژوهش، نقش گچ در حفظ تاریخ باشد.
در بیشتر محوطههای باستانی، تنها استخوانها و اشیای باقیمانده از انسانها به دست میآید. در پمپئی، به لطف تکنیک قالبگیری گچی، نهتنها استخوانها بلکه حالت بدن، وضعیت دستها، چهره و حتی آخرین واکنشهای قربانیان نیز تا حد زیادی حفظ شده است.
این قالبها پلی میان علم و احساس هستند؛ آثاری که هم دادههای باستانشناسی ارزشمند در اختیار پژوهشگران قرار میدهند و هم تجربهای انسانی و عاطفی برای بازدیدکنندگان ایجاد میکنند.
گچ در اینجا صرفاً یک مصالح ساختمانی نیست. این ماده به ابزاری برای ثبت تاریخ، حفظ حافظه انسانی و مطالعه گذشته تبدیل شده است.
هر قالب گچی پمپئی در واقع یک سند تاریخی سهبعدی است که لحظهای از زندگی و مرگ انسانهای دو هزار سال پیش را به زمان حال منتقل میکند.
همین ویژگی باعث شده است پمپئی جایگاه ویژهای در مطالعات باستانشناسی داشته باشد. در این شهر، تاریخ تنها در قالب بناها، خیابانها و اشیای باقیمانده دیده نمیشود؛ بلکه بدن انسانها و وضعیت آخرین لحظات زندگی آنها نیز بخشی از روایت تاریخی شهر را تشکیل میدهد.
فناوریهای جدید برای مطالعه قربانیان پمپئی
امروزه با بهرهگیری از فناوریهای نوین تصویربرداری، اسکن سهبعدی و تحلیلهای شیمیایی، پژوهشگران میتوانند بدون آسیبرساندن به این آثار، اطلاعات بیشتری از آنها استخراج کنند.
فناوریهایی مانند فلورسانس پرتو ایکس قابلحمل به محققان اجازه میدهند ترکیب عناصر مختلف موجود در نمونهها را بررسی کنند.
این روشها اهمیت زیادی دارند؛ زیرا بسیاری از آثار تاریخی شکننده هستند و بررسی مستقیم یا نمونهبرداری گسترده از آنها میتواند به ساختارشان آسیب وارد کند.
در مورد قالبهای گچی پمپئی نیز استفاده از روشهای غیرمخرب میتواند اطلاعات تازهای درباره استخوانها، آثار حرارتی و تأثیرات شیمیایی گچ در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
این روند نشان میدهد که باستانشناسی امروز تنها به حفاری و مشاهده آثار محدود نیست. ترکیب دانشهای مختلف از جمله شیمی، انسانشناسی، تصویربرداری و فناوریهای آزمایشگاهی، امکان مطالعه دقیقتر گذشته را فراهم کرده است.
چرا پمپئی همچنان برای باستانشناسان مهم است؟
پمپئی یکی از معدود مکانهایی در جهان است که یک جامعه باستانی را در مقیاسی گسترده و در اثر یک رویداد ناگهانی حفظ کرده است.
فوران وزوو باعث شد بخشهایی از زندگی روزمره مردم این شهر برای قرنها زیر خاکستر باقی بماند. خانهها، خیابانها، ابزارها و بقایای انسانی همگی اطلاعاتی درباره جامعه روم باستان ارائه میکنند.
در این میان، قالبهای گچی پمپئی جایگاهی متفاوت دارند. آنها بهطور مستقیم با سرنوشت انسانهایی ارتباط دارند که در جریان این فاجعه جان خود را از دست دادند.
بااینحال، نقش بنیادین گچ همچنان پابرجاست؛ مادهای ساده که امکان داده است صدای خاموش قربانیان یکی از بزرگترین فجایع طبیعی تاریخ، پس از گذشت نزدیک به دو هزار سال همچنان شنیده شود.
قالبهای گچی پمپئی؛ پیوند علم و حافظه انسانی
پژوهش جدید درباره قالبهای گچی پمپئی نشان میدهد که حتی آثاری که بیش از یک قرن پیش با روشهای ساده ساخته شدهاند، همچنان میتوانند موضوع مطالعات علمی پیشرفته قرار بگیرند.
این پژوهش همچنین یادآور میشود که هر اثر تاریخی باید با دقت و احتیاط تفسیر شود. گچ توانسته است شکل بدن قربانیان را حفظ کند، اما در طول زمان ممکن است بر ترکیب شیمیایی بقایای انسانی نیز اثر گذاشته باشد.
بنابراین، مطالعه گذشته نیازمند توجه همزمان به شواهد تاریخی، شیمیایی و زیستی است.
قالبهای گچی پمپئی همچنان یکی از مهمترین اسناد سهبعدی تاریخ باستان به شمار میروند. این آثار نشان میدهند که چگونه یک ماده ساده میتواند به ابزار ثبت تاریخ تبدیل شود و تصویری کمنظیر از زندگی و مرگ انسانها در اختیار نسلهای بعدی قرار دهد.
فوران وزوو نزدیک به دو هزار سال پیش رخ داد، اما پژوهشهای جدید نشان میدهد که هنوز پرسشهای بسیاری درباره آن رویداد وجود دارد. هر فناوری تازه میتواند بخشی دیگر از این داستان را آشکار کند.
در نهایت، داستان پمپئی تنها روایت یک فوران آتشفشانی نیست؛ داستان شهری است که در لحظهای از تاریخ متوقف شد و به لطف قالبهای گچی پمپئی، بخشی از زندگی و مرگ ساکنان آن همچنان در برابر چشم جهان باقی مانده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟