بحران انرژی ایران به یکی از مهمترین موانع پیشروی توسعه صنعتی و رشد اقتصادی تبدیل شده است؛ چالشی که به گفته پروفسور هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، بدون اصلاح ساختار تولید و مصرف انرژی نمیتوان انتظار تحقق اهداف رشد صنعتی را داشت.
ران انرژی ایران و توقف توسعه صنعتی
اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران در گفتوگو با «ثروت فردا» عنوان کرد:
توقفِ توسعه در ایستگاهِ انرژی/ چرایی تداوم ناترازی و اثرات مخرب آن بر زنجیره ارزش تولید
پروفسور هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران، با اشاره به هدفگذاری رشد سالانه ۸.۵ درصدی بخش صنعت در برنامه هفتم توسعه، تأکید کرد تحقق چنین رشدی بدون جهش در تأمین انرژی ممکن نیست. او گفت حتی اگر این هدف محقق نشود و رشد صنعت به ۳ تا ۴ درصد محدود بماند، باز هم تقاضای برق افزایش خواهد یافت و ناترازی فعلی شبکه را به شرایط بحرانیتری میرساند.
به گزارش ثروت فردا، اورعی با بیان اینکه انرژی به بزرگترین گلوگاه توسعه صنعتی کشور تبدیل شده است، اظهار کرد وابستگی بالای تولید برق به گاز، پایداری شبکه را شکننده کرده و در عین حال، اتکا به نیروگاههای آبی به دلیل بحران کمآبی دیگر واقعبینانه نیست. به گفته او، انرژی هستهای نیز به دلیل هزینههای سنگین سرمایهگذاری و زمانبر بودن بهرهبرداری، پاسخ فوری برای نیازهای امروز صنعت به شمار نمیرود.

این دیدگاه نشان میدهد که بحران انرژی ایران تنها به خاموشی یا کمبود مقطعی برق محدود نیست، بلکه میتواند زنجیرهای از پیامدها را برای تولید، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی ایجاد کند. صنایع برای افزایش تولید به انرژی پایدار نیاز دارند و هرگونه اختلال در تأمین برق و گاز میتواند برنامههای توسعهای آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
بحران انرژی ایران و وابستگی برق به گاز
وی یکی از ریشههای اصلی بحران را افت تولید در میادین گازی و نبود سرمایهگذاری کافی در این بخش دانست و افزود رشد مصرف در بخش خانگی و صنعتی، تراز گاز کشور را بر هم زده است. او گفت در زمستان، اولویت تأمین گاز برای مصارف گرمایشی باعث محدودیت خوراک و سوخت صنایع و در نتیجه تشدید کمبود برق میشود و همین مسئله کل زنجیره تولید را تحت تأثیر قرار میدهد.
وابستگی بالای تولید برق به گاز باعث شده است مشکلات بخش گاز به سرعت به شبکه برق منتقل شود. در فصل سرد سال، افزایش مصرف خانگی گاز میتواند دسترسی نیروگاهها به سوخت مورد نیاز را محدود کند.
در چنین شرایطی، صنایع نیز با محدودیت انرژی مواجه میشوند. کاهش تولید یا توقف فعالیت واحدهای صنعتی، یکی از پیامدهای مستقیم این وضعیت است.
از سوی دیگر، بحران انرژی ایران به دلیل ارتباط متقابل بخشهای مختلف انرژی، ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. کمبود سرمایهگذاری در تولید گاز، رشد مصرف، کاهش بهرهوری و محدودیت زیرساختها، همگی بر میزان پایداری عرضه انرژی اثر میگذارند.
ریشههای ناترازی انرژی در کشور
رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران همچنین ساختار قیمتگذاری انرژی را از دیگر عوامل تشدیدکننده بحران عنوان کرد و گفت قیمتهای یارانهای نهتنها انگیزهای برای افزایش بهرهوری ایجاد نکرده، بلکه به تداوم مصرف بیرویه دامن زده است. به گفته او، تا زمانی که قیمت واقعی انرژی برای مصرفکننده شفاف نشود، اصلاح الگوی مصرف و شکلگیری نهضت بهرهوری در کشور امکانپذیر نخواهد بود.
موضوع ناترازی انرژی را نمیتوان تنها با افزایش ظرفیت تولید حل کرد. در سمت مصرف نیز اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری اهمیت زیادی دارد.
اگر میزان مصرف انرژی بدون توجه به بهرهوری افزایش یابد، حتی توسعه ظرفیت تولید نیز ممکن است در بلندمدت نتواند پاسخگوی رشد تقاضا باشد. به همین دلیل، اصلاح همزمان سمت تولید و مصرف یکی از موضوعات کلیدی در مدیریت بحران انرژی ایران است.
قیمت انرژی و مصرف بیرویه
اورعی با تأکید بر اینکه ایران اکنون با یک «بحران انرژی» تمامعیار روبهروست، تصریح کرد شدت مصرف انرژی در کشور بسیار بالاست؛ بهطوری که برای تولید مشابه کشورهای توسعهیافته، حدود چهار برابر آنها انرژی مصرف میشود. او این مسئله را نشانه بهرهوری پایین و الگوی غیرمنطقی مصرف دانست و گفت صرف افزایش تولید انرژی، بدون اصلاح سمت مصرف، راهحل پایداری نخواهد بود.
قیمتگذاری انرژی یکی از موضوعات مهم در این بحث است. زمانی که هزینه واقعی مصرف انرژی برای مصرفکننده شفاف نباشد، انگیزه کافی برای کاهش مصرف یا سرمایهگذاری در تجهیزات کممصرف ایجاد نمیشود.
این مسئله در بخشهای مختلف اقتصاد از جمله صنعت، ساختمان، حملونقل و بخش خانگی اهمیت دارد. اصلاح الگوی مصرف میتواند به کاهش فشار بر شبکه انرژی کمک کند و منابع بیشتری را برای فعالیتهای اقتصادی و صنعتی آزاد کند.
اثر بحران انرژی بر زنجیره تولید
تداوم بحران انرژی ایران میتواند بخشهای مختلف زنجیره تولید را تحت تأثیر قرار دهد. صنایع برای فعالیت مستمر به برق و گاز نیاز دارند و محدودیت در تأمین این منابع میتواند تولید را کاهش دهد.
کاهش تولید نیز ممکن است به افزایش هزینه تمامشده، تأخیر در اجرای برنامههای توسعهای و کاهش توان رقابتی بنگاهها منجر شود. در صنایع انرژیبر، این اثرات میتواند شدیدتر باشد.
از سوی دیگر، نااطمینانی درباره تأمین انرژی میتواند تصمیمهای سرمایهگذاری را نیز تحت تأثیر قرار دهد. سرمایهگذار برای ایجاد ظرفیت جدید، به زیرساخت پایدار نیاز دارد و نبود اطمینان از تأمین انرژی میتواند ریسک پروژهها را افزایش دهد.
انرژیهای تجدیدپذیر و راهکار عبور از بحران
وی در پایان، حرکت جدی به سمت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بهویژه خورشیدی و بادی، همراه با ایجاد زیرساختهای ذخیرهسازی را راهکار عبور از بحران عنوان کرد و خواستار تدوین یک سیاست ملی بلندمدت در حوزه انرژی شد. به گفته او، اگر امروز برای نیازهای آینده برنامهریزی نشود، انرژی همچنان به مهمترین مانع رشد اقتصادی و رفاه عمومی کشور تبدیل خواهد ماند.
توسعه انرژی خورشیدی و بادی میتواند به متنوعتر شدن سبد انرژی کشور کمک کند. با این حال، توسعه این منابع نیازمند سرمایهگذاری، زیرساخت انتقال و ایجاد ظرفیتهای ذخیرهسازی است.
ذخیرهسازی انرژی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تولید برخی منابع تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی به شرایط زمانی و آبوهوایی وابسته است. ایجاد زیرساختهای ذخیرهسازی میتواند به افزایش پایداری شبکه کمک کند.
بحران انرژی ایران و ضرورت سیاستگذاری بلندمدت
یکی از مهمترین نکات مطرحشده درباره بحران انرژی ایران، ضرورت عبور از تصمیمهای کوتاهمدت است. حل ناترازی انرژی به برنامهریزی بلندمدت در زمینه تولید، انتقال، مصرف و سرمایهگذاری نیاز دارد.
در کنار افزایش ظرفیت تولید، توجه به بهرهوری و کاهش مصرف انرژی نیز اهمیت دارد. توسعه فناوریهای کممصرف، اصلاح شبکههای انتقال و توزیع و استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدپذیر میتواند بخشی از فشار موجود بر سیستم انرژی را کاهش دهد.
از سوی دیگر، سیاستگذاری انرژی باید بتواند میان نیازهای بخش خانگی، صنعتی و اقتصادی تعادل ایجاد کند. هرگونه اختلال در این تعادل میتواند به محدودیت تولید و افزایش فشار بر بخشهای مختلف اقتصاد منجر شود.
چشمانداز رشد صنعتی در سایه بحران انرژی
هدفگذاری رشد ۸.۵ درصدی صنعت در برنامه هفتم توسعه، نیازمند فراهم شدن زیرساختهای لازم است. انرژی یکی از مهمترین این زیرساختها محسوب میشود.
حتی اگر رشد صنعتی در سطح پایینتری محقق شود، افزایش فعالیت اقتصادی به انرژی بیشتری نیاز خواهد داشت. بنابراین، حل ناترازی برق و گاز تنها برای دستیابی به رشد بالا اهمیت ندارد، بلکه برای حفظ سطح فعلی تولید نیز ضروری است.
در صورت تداوم بحران انرژی ایران، صنایع ممکن است با محدودیتهای بیشتری در زمینه تولید و توسعه مواجه شوند. در مقابل، سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی، اصلاح مصرف و توسعه منابع جدید میتواند مسیر رشد اقتصادی را هموارتر کند.
در نهایت، دیدگاههای مطرحشده از سوی هاشم اورعی نشان میدهد که انرژی از یک مسئله زیرساختی به یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده آینده اقتصاد ایران تبدیل شده است. اگر برای افزایش ظرفیت تولید، اصلاح مصرف و توسعه منابع جدید انرژی برنامهریزی نشود، ناترازی میتواند همچنان بر تولید، سرمایهگذاری و رفاه عمومی فشار وارد کند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟