ناترازی انرژی صنعت سیمان در شرایطی به یکی از مهمترین چالشهای تولیدکنندگان تبدیل شده که این صنعت با وجود ظرفیت اسمی حدود ۹۰ میلیون تن، با محدودیتهای برق و گاز، افزایش هزینههای تولید و فشار بر بازار صادراتی روبهرو است.
ناترازی انرژی صنعت سیمان تولید و صادرات را تهدید میکند
الوندیان، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان در گفت و گو با «ثروت فردا» مطرح کرد:
صنعت سیمان ایران با وجود برخورداری از ظرفیت اسمی حدود ۹۰ میلیون تن، بیش از هر زمان دیگری تحت فشار ناترازی انرژی، محدودیتهای برق و گاز و رشد مداوم هزینههای تولید قرار گرفته است؛ موضوعی که به گفته علیاکبر الوندیان، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، هم بازار داخلی و هم چشمانداز صادراتی این صنعت را با ابهام مواجه کرده است.
به گزارش ثروت فردا، الوندیان با اشاره به رشد تقاضا در ماههای ابتدایی سال گفت که بازار سیمان در دو ماه نخست، افزایش حدود ۸ درصدی تقاضا را تجربه کرده؛ رشدی که میتواند ناشی از تحرک نسبی پروژههای عمرانی، فعالیتهای ساختمانی و نیازهای بازسازی باشد. با این حال، او تأکید کرد که مشکل اصلی صنعت، کمبود ظرفیت تولید نیست، بلکه محدودیت در تأمین انرژی است؛ بهطوری که از اواسط خردادماه و همزمان با اعمال محدودیتهای برق، توان پاسخگویی عرضه به تقاضای بازار کاهش یافته است.

این وضعیت نشان میدهد که ناترازی انرژی صنعت سیمان بیش از آنکه به ظرفیت اسمی کارخانهها مربوط باشد، به امکان استفاده مستمر از ظرفیت تولید وابسته است. کارخانهای که به دلیل محدودیت برق یا گاز نتواند با ظرفیت مناسب فعالیت کند، عملاً نمیتواند از تمام توان تولیدی خود استفاده کند.
تاثیر ناترازی انرژی صنعت سیمان بر تولید
به گفته دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، محدودیت برق در تابستان تنها یک مانع موقت نیست و مستقیماً بر تولید، هزینه تمامشده و حتی تداوم فعالیت برخی واحدها اثر میگذارد. او توضیح داد که محدودیتهای ۸۵ تا ۹۰ درصدی برق در برخی کارخانهها عملاً به معنای افت شدید تولید است و با توجه به سهم بالای هزینههای ثابت، کاهش تیراژ تولید باعث افزایش بهای تمامشده هر تن سیمان میشود. همچنین قطع و وصل مکرر برق، استهلاک تجهیزات و هزینه تعمیرات را نیز بالا میبرد.
ناترازی انرژی صنعت سیمان در این شرایط از چند مسیر بر عملکرد کارخانهها اثر میگذارد. نخست، کاهش مستقیم میزان تولید است. دوم، افزایش هزینههای ثابت به ازای هر تن محصول و سوم، بالا رفتن هزینه تعمیر و نگهداری تجهیزات.
در صنایع انرژیبر، استمرار تولید اهمیت زیادی دارد. توقفهای مکرر یا کاهش شدید ظرفیت میتواند برنامهریزی تولید را مختل کند و هزینههای عملیاتی شرکتها را افزایش دهد.
از سوی دیگر، قطع و وصل مکرر برق میتواند فشار بیشتری بر تجهیزات صنعتی وارد کند. این مسئله ممکن است هزینههای مربوط به تعمیرات و نگهداری را افزایش دهد و در نهایت بر قیمت تمامشده محصول اثر بگذارد.
رشد تقاضا در بازار سیمان
با وجود فشارهای موجود در سمت عرضه، بازار سیمان در ماههای ابتدایی سال با افزایش تقاضا مواجه شده است. رشد حدود ۸ درصدی تقاضا در دو ماه نخست سال میتواند نشاندهنده تحرک نسبی در برخی پروژههای ساختمانی و عمرانی باشد.
با این حال، استمرار این رشد به عوامل مختلفی وابسته است. وضعیت ساختوساز، میزان اجرای پروژههای عمرانی، قدرت خرید مصرفکنندگان و شرایط اقتصادی از جمله عواملی هستند که میتوانند بر روند تقاضای سیمان اثر بگذارند.
در چنین شرایطی، فاصله میان تقاضای بازار و ظرفیت واقعی تولید میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. اگر تولیدکنندگان به دلیل محدودیت انرژی نتوانند پاسخگوی تقاضا باشند، فشار بر بازار و هزینه تولید افزایش خواهد یافت.
چالش صادرات سیمان ایران
الوندیان درباره صادرات نیز گفت صنعت سیمان ایران از نظر فنی توان حضور در بازارهای منطقهای را دارد، اما صادرات این محصول به عواملی مانند هزینه حملونقل، تعرفهها، ثبات تولید، نرخ ارز و شرایط سیاسی بستگی دارد. او با اشاره به افزایش ریسک در بازارهای جنوبی و حوزه خلیجفارس، از تلاش برخی شرکتها برای توسعه بازارهای صادراتی در افغانستان، عراق، روسیه، اوراسیا و کشورهای CIS خبر داد و افزود رقابت با کشورهایی مانند ترکیه و عربستان، لزوم حرکت به سمت صادرات هدفمند و قراردادی را دوچندان کرده است.
ناترازی انرژی صنعت سیمان میتواند بر صادرات نیز اثر غیرمستقیم داشته باشد. صادرات موفق نیازمند تولید پایدار، برنامهریزی منظم و امکان تعهد به مشتریان خارجی است. هرگونه کاهش شدید تولید میتواند توان شرکتها برای حفظ قراردادها و بازارهای صادراتی را محدود کند.
از سوی دیگر، هزینه حملونقل یکی از عوامل تعیینکننده در رقابتپذیری سیمان ایران در بازارهای منطقهای است. افزایش هزینههای لجستیک میتواند مزیت قیمتی تولیدکنندگان ایرانی را کاهش دهد.
بازارهای جدید صادراتی سیمان
با افزایش ریسک در برخی بازارهای سنتی، توسعه بازارهای جدید به یکی از گزینههای مورد توجه شرکتهای سیمانی تبدیل شده است. افغانستان، عراق، روسیه، کشورهای اوراسیا و اعضای CIS از جمله بازارهایی هستند که ظرفیتهایی برای صادرات محصولات سیمانی دارند.
با این حال، ورود پایدار به این بازارها نیازمند شناخت دقیق شرایط تجاری، هزینههای حملونقل، تعرفهها و میزان تقاضا است. صادرات هدفمند و قراردادی میتواند به شرکتها کمک کند تا از فروشهای مقطعی فاصله گرفته و برنامهریزی منظمتری برای حضور خارجی داشته باشند.
رقابت با کشورهایی مانند ترکیه و عربستان نیز نشان میدهد که شرکتهای ایرانی برای حفظ سهم خود در بازارهای منطقهای باید علاوه بر قیمت، بر استمرار عرضه و کیفیت خدمات صادراتی نیز تمرکز کنند.
افزایش هزینههای تولید و فشار بر حاشیه سود
این فعال صنعت سیمان در ادامه با اشاره به افزایش هزینههای انرژی، حملونقل، مواد اولیه، قطعات، بستهبندی و تعمیرات، چشمانداز حاشیه سود شرکتهای سیمانی را در سال آینده تحت فشار ارزیابی کرد. به گفته او، رشد شدید قیمت پاکت سیمان و همچنین هزینههای بالای تأمین سوخت جایگزین در زمستان، از جمله مازوت، قیمت تمامشده را افزایش میدهد؛ بهویژه آنکه در برخی موارد، هزینه حمل سوخت تقریباً معادل بهای خود سوخت است و این مسئله فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد میکند.
در چنین شرایطی، ناترازی انرژی صنعت سیمان میتواند همزمان هزینه تولید را افزایش و حاشیه سود شرکتها را کاهش دهد. اگر رشد هزینهها سریعتر از امکان افزایش قیمت فروش باشد، سودآوری شرکتها تحت فشار قرار خواهد گرفت.
هزینههای مربوط به انرژی، حملونقل و مواد اولیه از جمله مهمترین عوامل اثرگذار بر قیمت تمامشده سیمان هستند. افزایش هزینه سوخت جایگزین نیز میتواند فشار بیشتری بر کارخانههایی وارد کند که در فصل زمستان با محدودیت گاز مواجه میشوند.
نقش پروژههای عمرانی در بازار سیمان
الوندیان همچنین درباره اثر پروژههای عمرانی و بازسازی زیرساختها بر بازار داخلی گفت این پروژهها میتوانند در میانمدت به تقویت تقاضای سیمان کمک کنند، اما تحقق این اثر به تأمین مالی، ورود واقعی پروژهها به فاز اجرا، ثبات سیاستگذاری و رفع ناترازی انرژی وابسته است. او تأکید کرد که در شرایط رکود ساختوساز و محدودیتهای برق و گاز، نمیتوان انتظار داشت پروژههای عمرانی در کوتاهمدت تمام افت احتمالی تقاضای داخلی را جبران کنند.
اجرای پروژههای عمرانی بزرگ میتواند به افزایش مصرف سیمان منجر شود. با این حال، میان اعلام یک پروژه و ورود آن به مرحله اجرای واقعی فاصله وجود دارد.
به همین دلیل، تأثیر پروژههای عمرانی بر بازار سیمان به میزان تأمین مالی و سرعت اجرای پروژهها بستگی دارد. در صورت فراهم شدن منابع مالی، این پروژهها میتوانند در میانمدت به افزایش تقاضا کمک کنند.
ناترازی انرژی صنعت سیمان و چشمانداز آینده
چالش انرژی اکنون به یکی از عوامل مهم تعیینکننده در آینده صنعت سیمان تبدیل شده است. ظرفیت تولید بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده رشد تولید باشد و دسترسی پایدار به برق و گاز نیز اهمیت اساسی دارد.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای تولید و محدودیتهای صادراتی میتواند فشار بیشتری بر شرکتهای سیمانی وارد کند. در چنین شرایطی، توسعه بازارهای صادراتی، بهبود بهرهوری انرژی و برنامهریزی برای مدیریت هزینهها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
صنعت سیمان ایران از ظرفیت اسمی قابل توجهی برخوردار است، اما استفاده از این ظرفیت به ثبات انرژی و کاهش اختلالات تولید وابسته است. ناترازی انرژی صنعت سیمان در صورت تداوم میتواند بر تولید، قیمت تمامشده، حاشیه سود و صادرات اثر بگذارد.
در نهایت، آینده این صنعت به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از جمله تأمین پایدار انرژی، اجرای پروژههای عمرانی، وضعیت ساختوساز، هزینه حملونقل و شرایط بازارهای منطقهای. رفع محدودیتهای انرژی میتواند به کارخانهها اجازه دهد از ظرفیت موجود خود بهتر استفاده کنند و برای بازار داخلی و صادراتی برنامهریزی دقیقتری داشته باشند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟