بورس ۷ میلیونی اکنون به یکی از مهمترین نقاط عطف بازار سرمایه ایران تبدیل شده است. عبور شاخص کل از این سطح تاریخی، در شرایطی اتفاق افتاده که ارزش معاملات و ورود سرمایه حقیقی نیز افزایش قابلتوجهی داشته است.
به گزارش ثروت فردا، رسیدن بورس ۷ میلیونی به این سطح، پرسشهایی درباره میزان ارزندگی بازار و احتمال شکلگیری حباب ایجاد کرده است. با این حال، بررسی متغیرهایی مانند نرخ ارز، سودآوری شرکتها، نرخ بهره حقیقی و جریان نقدینگی نشان میدهد تحلیل این رکورد صرفاً با نگاه به عدد شاخص امکانپذیر نیست.

از سوی دیگر، تداوم رشد شاخص هموزن و افزایش ارزش معاملات خرد میتواند نشانهای از گستردهتر بودن جریان تقاضا در بازار باشد. به همین دلیل، بررسی بورس ۷ میلیونی نیازمند توجه همزمان به عوامل بنیادی و رفتار سرمایهگذاران است.
بورس ۷ میلیونی و رکورد تاریخی شاخص
عبور شاخص کل از مرز ۷ میلیون واحد، نقطهای تاریخی در روند بازار سرمایه ایران محسوب میشود. این اتفاق در ادامه روند عبور شاخص از کانالهای مهم قبلی رخ داده و سرعت این صعود، توجه فعالان بازار را به خود جلب کرده است.
با این حال، عدد شاخص به تنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای تشخیص حبابی بودن بازار باشد. برای ارزیابی وضعیت بورس ۷ میلیونی باید عواملی مانند ارزش واقعی شرکتها، سودآوری، نرخ ارز، تورم، نرخ بهره و جریان نقدینگی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
در صورتی که رشد قیمت سهام با افزایش سودآوری شرکتها و بهبود ارزش منصفانه داراییها همراه باشد، افزایش شاخص الزاماً به معنای شکلگیری حباب نیست. به همین دلیل، بررسی نسبت قیمت به سود و سایر معیارهای ارزشگذاری اهمیت زیادی دارد.
آیا بازار سهام وارد فاز حبابی شده است؟
بورس در ابرکانال ۷ میلیونی
شاخص بورس تهران دیروز با بازدهی ۲.۴۲درصدی، برای نخستینبار از مرز ۷میلیون واحد عبور کرد؛ محدودهای که دستیابی به آن تا چندی پیش دور از واقعیت به نظر میرسید. شاخص کل در حالی رکوردهای تازهای ثبت میکند که یک پرسش مهم بیش از همیشه در کانون توجه فعالان بازار قرار گرفته است؛ آیا بورس ۷میلیونی وارد محدوده حباب شده است؟ بررسی روند تاریخی شاخص و مقایسه آن با ارزش واقعی بازار نشان میدهد که هنوز بازار سهام با وجود رشد قیمتها جذاب است.

افزایش قیمت دلار، تداوم نرخ بهره حقیقی منفی و بهبود چشمانداز سودآوری شرکتها موجب شده است ارزش منصفانه سهام نیز همزمان با رشد نماگر اصلی افزایش یابد. برآوردها نشان میدهد شاخص کل در کوتاهمدت، تا محدوده ۷.۶میلیون واحد همچنان از پشتوانه ارزندگی برخوردار است و در صورت تداوم شرایط فعلی و معامله بازار در P/E مناسب، رسیدن نماگر اصلی به محدوده ۹میلیون واحد در زمستان دور از دسترس نخواهد بود. با این حال، ریسکهای سیاسی و نرخ بهره همچنان میتوانند این مسیر را تغییر دهند.
علی عبدالمحمدی : معاملات بورس تهران در روز سهشنبه ۱۷شهریورماه در حالی به پایان رسید که شاخص کل بورس برای نخستین بار در تاریخ بازار سرمایه ایران وارد ابرکانال ۷میلیونواحدی شد. نماگر اصلی بازار سهام در جریان معاملات روز گذشته با رشد ۲.42درصدی همراه شد و در سطح ۷میلیون و ۷۴هزار واحد قرار گرفت. به این ترتیب، شاخص کل برای چهارمین روز متوالی با رشد همراه شد.
همزمان، شاخص هموزن نیز با رشد ۱.8درصدی به سطح یکمیلیون و ۹۳۶هزار واحد رسید تا این نماگر نیز چهارمین روز متوالی رشد خود را پشت سر بگذارد. رکوردشکنی روز گذشته در شرایطی رخ داد که شاخص کل طی ماههای اخیر با سرعت قابلتوجهی در حال عبور از ابرکانالها بوده است.
شاخص کل در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ برای نخستین بار از مرز یکمیلیون واحد عبور کرد و در ۱۲ مرداد همان سال به ابرکانال ۲میلیونواحدی رسید. پس از آن، ورود به کانال ۳میلیونواحدی در ۳۰ فروردین ۱۴۰۴، ابرکانال ۴میلیونواحدی در ۳ دی ۱۴۰۴ و ابرکانال ۵میلیونواحدی در ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ رقم خورد. تنها چند ماه بعد، در ۳۱مردادماه، شاخص کل از مرز ۶میلیون واحد عبور کرد و تنها در ۱۷روز، کانال ۷میلیونواحدی نیز فتح شده است.
این فاصله زمانی کوتاه میان عبور از ابرکانالها، بهخوبی شتاب صعودی بازار سهام در ماههای اخیر را نشان میدهد. البته افزایش سطح اسمی شاخص بهتنهایی نمیتواند مبنای ارزیابی ارزندگی بازار قرار گیرد و برای تحلیل وضعیت بورس باید متغیرهایی نظیر سودآوری شرکتها، نرخ ارز، تورم، ارزش معاملات و جریان نقدینگی را نیز در نظر گرفت.
تقاضای قدرتمند در معاملات سهام
در معاملات دیروز، ارزش معاملات خرد بازار سهام به حوالی ۴۵همت رسید. همزمان، حدود ۴هزار و ۱۵۰میلیارد تومان پول توسط سرمایهگذاران حقیقی وارد گردونه معاملات سهام شد. ترکیب رشد بیش از ۲درصدی شاخص کل با ورود سنگین پول حقیقیها، نشان میدهد تقاضا در بازار سهام همچنان از قدرت قابلتوجهی برخوردار است. در این میان، رشد ۱.8درصدی شاخص هموزن نیز اهمیت ویژهای دارد.
این نماگر که اثرپذیری یکسانتری از نمادهای بازار دارد، همراه با شاخص کل صعود کرده و نشان میدهد جریان صعودی روز گذشته صرفا به چند نماد بزرگ و شاخصساز محدود نبوده است. تداوم ورود سرمایه حقیقیها و افزایش ارزش معاملات خرد، در صورت استمرار، میتواند یکی از مهمترین پیشرانهای تداوم روند صعودی بازار باشد. با این حال، در کنار رکوردشکنی شاخصها، برخی تحولات در بخش صندوقهای سرمایهگذاری نیز مورد توجه فعالان بازار قرار گرفته است؛ بهویژه صندوقهای اهرمی که طی ماههای اخیر با حباب منفی قابلتوجهی معامله شدهاند.
اهرمیها زیر ذرهبین سیاستگذار
شنیدهها حاکی از آن است که سازمان بورس اعلام کرده در صورتی که مدیران صندوقهای اهرمی برای کاهش حباب منفی واحدهای این صندوقها اقدام نکنند، موضوع کارمزد صندوقها مورد بازنگری قرار خواهد گرفت. همچنین گفته شده در صورت اتخاذ نشدن اقدامات جدی، درخواستهای مرتبط با افزایش ظرفیت و فعالیت این صندوقها نیز مورد بررسی قرار نخواهد گرفت.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که صندوقهای اهرمی به شکل پایداری با فاصله قابلتوجه میان قیمت تابلو و ارزش خالص داراییها یا NAV معامله میشوند. ریشه این وضعیت را میتوان تا حدی در ساختار کارمزدی و نحوه مدیریت داراییهای صندوقها جستوجو کرد. کارمزد مدیریت صندوقهای اهرمی حدود ۱.5درصد ارزش کل سهام موجود در پرتفوی است و این کارمزد هم برای واحدهای ممتاز و هم واحدهای عادی در نظر گرفته میشود.
در چنین ساختاری، کوچکشدن ارزش داراییهای صندوق لزوما جذابیت اقتصادی برای مدیر ایجاد نمیکند، چرا که کاهش اندازه صندوق میتواند به کاهش درآمد کارمزدی منجر شود. از سوی دیگر، برای کاهش فاصله میان قیمت تابلو و NAV، یکی از راهکارها میتواند فروش بخشی از داراییهای صندوق و استفاده از منابع حاصل برای خرید واحدهای ممتاز از بازار باشد.
اما چنین اقدامی میتواند اندازه صندوق را کاهش دهد و در ادامه، امکان صدور واحدهای جدید نیز تحتتاثیر قرار گیرد؛ چرا که صدور واحد زمانی میسر است که قیمت تابلو بالاتر از NAV قرار داشته باشد. به همین دلیل، بخشی از داراییهای صندوقهای اهرمی که میتواند پشتوانه نقدشوندگی واحدهای ممتاز باشد، عملا در اختیار دارندگان این واحدها قرار نمیگیرد.
اوراق سلف موازی استاندارد سکه
در کنار تحولات بازار سهام، از روز چهارشنبه ۱۸شهریورماه، بانک مرکزی نیز ابزار جدیدی را وارد بازار سرمایه خواهد کرد. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران برای نخستینبار عرضه اوراق سلف موازی استاندارد تمام سکه را از طریق بورس کالای ایران آغاز میکند. در مرحله نخست این طرح، ۱۰۰هزار قطعه سکه تمام بهار آزادی با سررسید سهماهه در قالب اوراق سلف موازی عرضه خواهد شد. خریداران میتوانند اوراق را بر مبنای قیمت کشفشده سکه در روز انتشار خریداری کنند و در صورت تمایل، پیش از سررسید نیز اوراق خود را با قیمت روز سکه در بازار به فروش برسانند.
در سررسید نیز دارندگان اوراق دو مسیر خواهند داشت؛ دریافت فیزیکی سکه یا استفاده از سازوکار بازدهی ۷درصدی درنظرگرفتهشده برای اوراق. در نتیجه، ابزار جدید بانک مرکزی عملا تلاش میکند سرمایهگذاری روی سکه را در قالب یک ابزار مالی قابلمعامله در بازار سرمایه قرار دهد. ورود این ابزار از یک سو میتواند گزینه جدیدی برای سرمایهگذاران علاقهمند به طلا و سکه ایجاد کند و از سوی دیگر، بخشی از نقدینگی موجود در بازار داراییها را به یک ابزار رسمی و قابل معامله منتقل کند. تداوم عرضه این اوراق در مراحل بعدی نیز میتواند به تدریج عمق بیشتری به بازار ابزارهای مالی مبتنی بر طلا بدهد.
بورس در نقطه حساس
رکوردشکنی شاخص کل و ورود آن به ابرکانال ۷میلیونواحدی، در کنار ورود بیش از ۴همت پول حقیقیها و رسیدن ارزش معاملات خرد به ۴۵ همت، تصویری از قدرت تقاضا در بورس تهران ارائه میدهد. در مقابل، افزایش توجه سیاستگذار به حباب منفی صندوقهای اهرمی و راهاندازی ابزار جدید سلف سکه نشان میدهد بازار سرمایه همزمان در حال تجربه افزایش تقاضا و تغییر در ساختار ابزارهای مالی است.
اکنون پرسش اصلی برای بازار این است که آیا جریان قدرتمند نقدینگی میتواند در روزهای آینده نیز ادامه پیدا کند یا رکوردهای جدید، بهتدریج انگیزه شناسایی سود را افزایش خواهد داد. پاسخ این پرسش تا حد زیادی به مسیر نرخ ارز، انتظارات تورمی، وضعیت سودآوری شرکتها و تداوم ورود منابع حقیقیها بستگی خواهد داشت. در چنین شرایطی، عبور شاخص کل از ۷میلیون واحد بیش از آنکه نقطه پایان یک روند باشد، میتواند آغاز مرحلهای جدید برای سنجش توان بازار در حفظ سطوح تاریخی جدید تلقی شود.
استخراج شده از گزارشات دنیای اقتصاد.
تقاضای قدرتمند و بورس ۷ میلیونی
به گزارش ثروت فردا، یکی از مهمترین عواملی که در تحلیل بورس ۷ میلیونی باید مورد توجه قرار گیرد، وضعیت تقاضا در معاملات روزانه است. افزایش ارزش معاملات خرد و ورود پول حقیقی نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران همچنان نسبت به ادامه روند بورس ۷ میلیونی خوشبین هستند.
در عین حال، رشد شاخص هموزن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش این شاخص میتواند نشاندهنده مشارکت گستردهتر نمادهای مختلف در روند صعودی بورس ۷ میلیونی باشد.
تداوم ورود نقدینگی، در صورت همراه شدن با بهبود سودآوری شرکتها، میتواند از سطوح بالاتر شاخص در بورس ۷ میلیونی حمایت کند. با این حال، خروج پول حقیقی یا کاهش ارزش معاملات میتواند نشانهای از کاهش قدرت تقاضا در بورس ۷ میلیونی باشد.
عوامل بنیادی مؤثر بر بورس ۷ میلیونی
ارزشگذاری بازار سهام به مجموعهای از متغیرهای اقتصادی وابسته است. نرخ ارز یکی از این عوامل است، زیرا بخش قابلتوجهی از شرکتهای بورسی به درآمدهای صادراتی یا قیمت کالاهای جهانی وابستگی دارند و این موضوع میتواند بر بورس ۷ میلیونی اثرگذار باشد.
نرخ بهره نیز عامل مهم دیگری است. افزایش نرخهای بدون ریسک میتواند جذابیت نسبی بازار سهام را کاهش دهد، در حالی که نرخ بهره حقیقی پایینتر ممکن است سرمایهگذاران را به سمت داراییهایی مانند سهام سوق دهد و بر روند بورس ۷ میلیونی تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر، سودآوری شرکتها نقش تعیینکنندهای در ارزش منصفانه سهام دارد. بنابراین، برای بررسی آینده بورس ۷ میلیونی باید گزارشهای مالی شرکتها، چشمانداز فروش، هزینهها و حاشیه سود نیز بررسی شود. در مجموع، نرخ ارز، نرخ بهره و سودآوری شرکتها از عوامل مهم در ارزیابی مسیر بورس ۷ میلیونی هستند و بررسی همزمان آنها میتواند تصویر دقیقتری از آینده بورس ۷ میلیونی ارائه کند.
چشمانداز بورس ۷ میلیونی
عبور شاخص از یک سطح تاریخی به خودی خود نمیتواند ادامه روند صعودی را تضمین کند. بازار پس از هر رشد قدرتمند ممکن است با افزایش عرضه و شناسایی سود نیز مواجه شود.
در مقابل، اگر جریان نقدینگی ادامه پیدا کند و متغیرهای بنیادی بازار از رشد قیمتها حمایت کنند، امکان حرکت شاخص به سمت سطوح بالاتر وجود خواهد داشت.
به همین دلیل، آینده بورس ۷ میلیونی به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی وابسته است. نرخ ارز، سیاست پولی، نرخ بهره، وضعیت اقتصادی شرکتها، ریسکهای سیاسی و رفتار سرمایهگذاران از جمله مهمترین متغیرهایی هستند که میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند.
جمعبندی
بورس ۷ میلیونی اکنون وارد مرحلهای شده که توجه به ارزندگی و عوامل بنیادی اهمیت بیشتری پیدا میکند. رشد شاخص کل، افزایش ارزش معاملات و ورود پول حقیقی نشانههایی از قدرت تقاضا هستند، اما این عوامل به تنهایی برای پیشبینی آینده بازار کافی نیستند.
بررسی سودآوری شرکتها، نرخ ارز، نرخ بهره، جریان نقدینگی و ریسکهای سیاسی میتواند تصویر کاملتری از مسیر پیشروی بازار ارائه کند. بنابراین، مهمترین موضوع پس از فتح این سطح تاریخی، توان بازار برای تثبیت شاخص و حفظ ارزش معاملات در سطوح بالا خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟